نوشته‌ها

IMG_7648

رنجِ ماندن در مقابل رنجِ ترك كردن

ترديد چيست؟

ترديد احساسي است كه گاها در برخي از جنبه هاي زندگي دچار آن مي شويم.
اما اگر در بسياري از جنبه هاي زندگي مردد باشيم، آنگاه ترديد ميتواند زندگي مارا خراب كند. اگر همه چيز داشته باشيد ولي در تصميم گيري هايتان مردد باشيد، خصوصا در تصميماتي راجع به جهت و مسير زندگيتان ، صرف نظر از اينكه چه كار و چه انتخابي كرده ايد، همواره در اين فكر غرق خواهيد بود كه بايد كار ديگري ميكردم.اين همان صفت ترديد است.
زندگي هاي امروزه كمي پيچيده است و نيازمند فكر مي باشد، اما مشكل وقتي پيش مي آيد كه بگوييد بلاتصميمي و طول دادن تصميم گيري باعث ميشود به جواب هاي مسلم و مطلق برسيد.در اين حالت از گرفتن تصميمي كه در آن ذره اي ترديد داشته باشيد خودداري ميكنيد.
وقتي ترديد از حد آينده نگري فراتر ميرود، شمارا عقب نگه ميدارد.پس اگر الان در رابطه تان مردد هستيد براي آن همچون ساير مشكلات راه حلي پيدا كنيد.

* آيا واقعا رابطه تان ارزش ماندن ندارد؟ اگر هردونفرتان ميخواهيد هرطوري كه شده روي مشكلات جدي خود كار كنيد،رابطه شما هنوز ماندني ست.

پرسيدن اين سوالات از خودتان و همسرتان شمارا در انتخاب مسير درست راهنمايي ميكند.

+ آيا ميتواند مشكلاتي را كه كارتان را به اينجا كشانده است دقيقا مشخص كنيد؟(اگر شما و همسرتان حداقل درباره ماهيت مشكلات تان اتفاق نظر داريد، گام مهمي برداشته ايد.)
+ براي آنكه رابطه شما دوباره ماندني شود چه اتفاقي بايد بيوفتد؟
+ آيا همسرتان ميخواهد تغييراتي ايجاد شود كه باهم ماندنتان را تضمين ميكند( يا نميخواهد)؟ خودتان اين تغييرات را ميخواهيد؟
+ ايا شما و همسرتان در اين مقطع انعطاف پذيرهستيد؟
+ باتوجه به تغييراتي كه شما و همسرتان در نظرداريد آيا ممكن است چيزهارا آنگونه كه هستند بپذيريد؟
+ آيا اين پذيرش فقط مَفَرّي براي نجات رابطه تان است؟
+ خودتان را در حال اجراي تغييرات مشخص شده تجسم كنيد، در اين حالت رابطه شما چطور خواهد بود؟ آيا بحران را پشت سر گذاشته ايد؟

•آيا ميخواهيد رابطه تان را تحمل كنيد؟؟؟ ببينيد چرا ميخواهيد اين رابطه ناموفق را نگهداريد. به خاطر بچه ها؟ به دلايل مالي؟ يا حتي احساس گناه؟؟؟
اگر به همسرتان فقط دلبستگي هيجاني داريد يعني( اگر جز بچه ها يا مسائل مالي ، هيچ محدوديت و منع بيروني ديگري براي رهاكردن اين رابطه نداريد) چرا مانده ايد يا ميخواهيد اورا ترك كنيد؟

اگر هنوز مطمعن نيستيد كه رابطه تان در بلند مدت مفيدخواهد بود يا نه به راهبردهاي زير فكر كنيد.
* ملاك هاي مشخص و دقيقي براي اينكه رابطه تان ادامه يابد يا نه، تعيين كنيد. براي مثال از آنچه بايد اتفاق بيفتد تا احساس آرامش كنيد، فهرستي تهيه كنيد.آيا نگاه كوتاه مدت داريد يا بلندمدت؟ معمولا وضعيت موجود در كوتاه مدت بهتراست ولي آيا در بلند مدت از ادامه دادن رابطه خود پشيمان نخواهيد شد؟ممكن است فكر كنيد ماندن مثل زندگي با يك درد خفيفِ مبهم است.در عين حال ، ترك رابطه را مانند دردي شديد و حاد بدانيد.فقط شما هستيد كه ميتوانيد تصميم بگيريد دردِخفيف مبهم از درد شديد كه موقتي است بهتراست يا نه!!!
* ببينيد آيا شور شما با صلح و آرامشتان تضاد دارد. به آدم ديگري به حز خودتان و همسرتان كه واقعا مراقب ونگرانش هستيد، براي خروج از اين دوراهي چه پيشنهادي ميدهيد؟
* براي خودتان محدوده زماني بگذاريد. اكثر روابط ناكارآمد پراز دعوا ، سردي، فاصله و بي تفاوتي هستند. در اين رابطه ها، هيچ كس شاد نيست ولي فشارفوري براي قطع رابطه يا تغيير اوضاع هم وجود ندارند. اكثرزوج ها با تعيين محدوده زماني براي بهترشدن رابطه شان ، رابطه خود را در اولويت قرار ميدهند و اين توافق ساده ، موثرترين راه براي آن است كه زن و شوهر عملا مهلت بگذارند و از سوي ديگر اين توافق گاهي موجب نوعي آرامش ميشود.

* به خودتان ايمان بياوريد. شما قدرت داريد تا بتوانيد در چيزهايي كه زندگي امروز تا بقيه عمرتان تاثير دارد، تغيير ايجاد كنيد.به انتخاب هاي مهم گذشته تان توجه كنيد كه موفقيت آميزبوده و به تغييرات مهم در زندگي شما منجر شده است.

* روابط به خاطر شكست خوردن ، خاتمه نمي يابند بلكه به خاطر طي كردن سيرخود، خاتمه مي يابند.
احتمالا عناصر مهم زندگي مثل شغل يا سبك زندگي را ديده ايد كه آنهاهم سير خود را طي ميكنند مانند زماني كه خانه پدري خود را ترك ميكنيد و به سمت زندگي مستقل و ازدواج مي رويد به معني آن نيست كه رابطه خانوادگي شما شكست خورده، بلكه برهه اي از زندگي شما تمام شده و وقت آن رسيده از آن عبور كنيد.گرچه ممكن است اين عبور سخت باشد ولي معنايش اين نيست كه از آن پشيمان هستيد.

* گام هاي عملي و تداركات اتمام رابطه را مشخص كنيدو فهرستي از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد.
ترك رابطه براي بسياري از آدم ها تجربه اي سخت است زيرا مسيري ناشناخته و پر ابهام پيش رو دارند. اما با تجزيه اين عمل به ماده هاي كوچكتر و قابل اجرا، اين روند را امكان پذيرتر ميكنيد.

و اما گام مهم و كمك كننده:
كمك گرفتن از مشاور حرفه اي به صورت انفرادي-زوجي يا هردوشكل، مي باشد . درمانگر نقش مشاهده گر بي طرفي را بازي ميكند كه به شما كمك خواهد كرد نقاط قوت و ضعف رابطه و همسرتان را بشناسيد و توان هريك از شما براي كامروا كردن ديگري را ميسنجد.

n00036917-b

درمان خیانت از طریق بخشش درمانی:

درمان خیانت از طریق بخشش درمانی:
دکتر آزاده امینی ها – زوج درمانگر .متخصص درمان خیانت های زناشویی

تحقیقات درباره ی بخشش در دو دهه ی گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. این تحقیقات حاکی از آن است که بخشش برای غلبه بر رنج¬های عمیق عاطفی مانند محرومیت از عشق والدین، خیانت زناشویی، زنای با محارم کمک کننده است. در خصوص درمان خیانت تعدادی الگوی کلی و تلفیقی ارائه شده که برخی از آن ها بخشش را یکی از اجزای درمان می-دانند.
در الگوی مبتنی بر بخشش و معذرت خواهی در درمان خیانت، ابتدا به تعریف معنای خیانت و شناسایی آسیب وارده از آن برای زوجین می پردازد. بخشش یک فرایند چندوجهی است که در آن تمایل به انتقام و تنبیه همسر پیمان شکن متوقف شده  و احساسات مخرب مانند خشم و عصبانیت رو به کاهش می رود و فرد می تواند برای طرف مقابل آرزوی سلامت و خوبی داشته و بازسازی اعتماد در رابطه از سر گرفته شود.

در این الگودرمانی فرایند بخشش 8 مرحله دارد :

1.  شناسایی آسیب ها:
از آنجایی که در بسیاری شرایط ممکن است هنوز همسر زخم خورده همه چیز را درباره خیانت نداند، ارزیابی آسیب وارده و همچنین درمان آن به طور کامل میسر نخواهد بود و اگر بعدا حقایق بیشتری افشا شود درمان بسیار دشوار خواهد شد بدین منظور درمانگر به همسر زخم خورده کمک می کند تا از همسر پیمان شکن سؤالاتی درباره چگونگی شروع رابطه فرازناشویی، مدت زمان و نوع آن، میزان پول و هزینه ای که برای آن صرف شده، میزان صمیمیت و غیره بپرسد. میزان آسیب وارده بستگی به عوامل ذکر شده دارد و سابقه خیانت و تکرار آن آسیب وارده را تشدید کرده و فرایند بخشش را دشوار می سازد.

2.  انتخاب بخشش به عنوان یک گزینه:
از آنجا که با کشف لایه های رابطه فرازناشویی بسیاری از همسران زخم خورده اشتیاق خود را برای ادامه رابطه از دست می دهند، درمانگر به همسر زخم خورده تفهیم می کند که بخشش یک تصمیم آگاهانه و از روی اراده است و انتخاب آن به معنای تعهد برای ماندن در ازدواج نیست ولی فرصتی برای شفاست.

3.دست و پنجه نرم کردن با هیجاناتی مثل خشم وآزردگی :
برخی از همسران به علت شوک وارد شده با استفاده از مکانیسم های دفاعی از روبروشدن با عواطف منفی اجتناب می ورزند. احساس خشم و رنجش همسر زخم خورده به علت ترس از طرد و رهاشدگی است. برای این مرحله درمانگر می تواند از تکنیک عادی سازی هیجانات شدید و جلوگیری از سرکوب آن، تشویق به مطالعه متون مذهبی و هم صحبتی با خانواده و دوستان و نوشتن به منظور آشکارسازی هیجانات، استفاده کند.

 

4.ابراز هیجانات به شیوه های غیر مخرب
درمانگر در این مرحله به همسر زخم خورده کمک میکند تا به شیوه ای جرأت ورزانه و به دور از پرخاشگری فیزیکی و کلامی خشم و دیگر هیجانات شدید خود را ابراز کند. تشویق به نوشتن به منظور ابراز هیجانات و استفاده از تکنیک های تجربی از فنون مناسب برای این مرحله است.

5.کسب آگاهی به منظور حمایت از خود:
بسیاری از مردم در مورد بخشیدن تردید دارند و از این واهمه دارند که بخشش فرصت دوباره ای برای صدمه خوردن باشد. عدم اعتماد به خود و دیگری، همسر زخم خورده را دچار  بیش حمایتی از خود میکند. درمانگر باید به وی کمک کند تا با ایجاد مرزهایی بتواند در عین برقراری ارتباط از خود محافظت کند و برترس از بخشیدن غلبه نماید.

6.تمرکز بر رفتار به جای تمرکز بر شخص:
همسران زخم خورده تمایل دارند که خود یا همسرانشان را کالایی نامرغوب تصورکنند، این که همسر پیمان شکن یک هیولاست یا این که خود همسری نالایق برای او میباشند. کمک به همسر زخم خورده برای درک عوامل موجود در رابطه آن ها که زمینه ساز خیانت شده اند و همچنین شناسایی عوامل فردی مربوط به همسر پیمان شکن مثل پیشینه خانوادگی، مهارت حل مسئله ضعیف ، خطاهای شناختی می تواند از شدت احساس منفی نسبت به خود و همسر بکاهد.

7.پذیرش مسئولیت وتغییر دیدگاه و رفتار:
تمرکز بر روی شرایطی که خیانت در آن اتفاق افتاده می تواند به فرایند آشتی کمک کند. بدین منظور همسر زخم خورده باید صادقانه ضعف و رفتارهای مخرب خود(مثل فحاشی، اجتناب از رابطه جنسی، اختلالات خوردن، امتناع از مشاوره) را ابراز کند و به جای تأکید بر نقش طرف مقابل بر نقش خود در ایجاد خیانت تمرکز کند. تشخیص نقش خود به جای مقصر دانستن دیگری می تواند به درک طرف مقابل و ایفای رفتار مطلوب و فرایند بخشش کمک کند
.

8.  اعلان بخشش و بازگردانی عشق و اعتماد:
کمک به زوج برای بجا آوردن آیینهای معنوی که در آن بخشش ابراز می شود، اغلب به روند درمان کمک می¬کند. ابراز کلامی جمله ی ” من تو را بخشیدم ” ، یا نوشتن آن در نامه، آرزوی سلامتی برای دیگری،برقراری دوباره رابطه جنسی، برپایی جشن برای موفقیت از تکنیک های مؤثر در این مرحله است.

پس از طی کردن گامهای اولیه بحث گفت و گو درباره ی معنای بخشش آغاز می شود. درمانگر موظف است تا به زوجین کمک کند تا به یک هم فهمی و تعریف مشترک از بخشش برسند. درمانگر برای زوج توضیح می¬دهد که بخشش همسر پیمان شکن به معنای شانه خالی کردن او از بار مسئولیت، فراموشی و  یااغماض از مسئله نیست بلکه رهایی از عواطف رنج آور است.
همدلی(تشویق زوج برای بررسی مسئله از نگاه دیگری)، فروتنی (قبول واعتراف به اشتباه از سوی هر یک از زوجین به ویژه همسر پیمان شکن)، تعهد و امید( تمایل به حفظ رابطه و تعهد به آن و داشتن اهداف و آرزوی مشترک) و معذرت خواهی (بیان تأسف و پشیمانی از سوی همسر پیمان شکن برای آسیب وارده) از عوامل تسهیل کننده و وحدت آفرین بخشش به حساب می آیند.

12

دلایل نادرست ازدواج

دلايلي هست كه فرد به خاطر آنها ازدواج ميكند ولي همان دلايل ميتواند ازدواج را با مشكلات و تضادهاي قابل توجهي رو به رو كند.
از جمله اين دلايل ميتواند به موارد زير اشاره كرد:

شورش بر عليه والدين:

براي بسياري از ما راحت نيست كه اقراركنيم كه با والدين خود تعارض و كشمكش داريم. تعارض با والدين ميتواند يكي از دلايلي باشد كه فرد جوان را به سوي ازدواج سوق ميدهد. وقتي كه فردي در خانواده اي زندگي ميكند كه والدين او اهانت كننده و تحقير كننده هستند، يا به شكل هاي گوناگون بي توجهي و بي مهري به فرزندشان ميكنند ، به نظر مي رسد كه فرزندان ازدواج را دليل موجه و مناسبي براي گريز از خانواده و دور شدن از آن بستر نا امن ميدانند.
اما آيا واقعا در انتخاب ميتوانند موفق عمل كنند؟ 
آيا به آرامش و استقلالي كه در طلب آن هستند را در زندگي جديد پيدا خواهند كرد؟
آيا داشتن دليل موجه براي ترك خانواده، لزوما دليل موجهي براي ازدواج خواهد بود؟
در اين گونه موارد بهتر است كه افراد استقلال شخصي خود را بسط دهند و با خانواده خود رو در رو شوند و به روابط خود بيانديشند و براي مشكلات و مسائل خود راه حلي پيدا كنند تا درگير ازدواج شوند. با ازدواج ميتوان از يك شرايط فاجعه بار فرار كرد اما با چه بهايي؟  با بهاي وارد شدن به يك ازدواج آزار دهنده تر؟
تحقيقات نشان ميدهد بسياري از افرادي كه از آزار والدين به ازدواج پناه مي برند، ازدواج آنها آزاردهنده تر بوده است.

جستجوي استقلال:
جوانان كشش زيادي براي اينكه روي پاي خود بياستند و كارهايشان را خودشان انجام دهند و يا مستقل باشند ، دارند.
اما استقلال امري ست كه فرد فقط به تنهايي ميتواند به آن برسد. با اتكا به همسر، فرد به اتكا نخواهد رسيد. بسياري هستند كه ازدواج ميكنند تا مستقل شوند، اما مستقل شدن سالها وقت مي برد و امري ست وابسته به خود فرد تا هرچه بيشتر روي پا خود بايستد.

 

التيام يك رابطه شكست خورده:
التيام رنج ها و دردهاي يك ارتباط شكست خورده اخير، دليل منفي ديگري براي ازدواج است. اين موضوع از آن دست مسائلي ست كه شناسايي آن راحت تر از شناسايي آن در خودمان است. پاسخ رايج به هشدارهاي ديگران معمولا اين است كه ” نه ، من مي فهمم كه شما چه ميگوييد، اما اين مورد فرق ميكند”. ما تمايل داريم كه ارتباط جديد و آميخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت ببينيم و از اين كه ممكن است اين ارتباط واكنش به يك ارتباط قبلي باشد مي پرهيزيم و غفلت ميكنيم.
فردي كه در موقعيت التيام است، ممكن است براي حمايت هيجاني نياز به يك ارتباط ديگر داشته باشد.
ازدواج زماني موفق تر خواهد بود كه دونفر “بخواهند ” ازدواج كنند تا اينكه ” نياز ” داشته باشند. ارتباطي كه بر اساس التيام يكي از دو نفر شكل بگيرد، از همان آغاز در معرض خطر است. چرا كه عاطفه بين آن دو نه تنها به دليل دوستي و عشق ، نيست بلكه به خاطر شفابخشي و التيام زخم ها و جراحات ارتباط قبلي رخ داده است.

ازدواج اجباري:
برخي افراد تحت فشار خانواده يا دوستان به يك ازدواج از قبل ترتيب داده شده تن ميدهند. گاهي اوقات از زمان كودكي در مورد ازدواج دونفر صحبت شده است و همه خانواده بر اين اعتقاد بوده اند كه اين دونفر باهم ازدواج خواهند كرد و حالا كه اين دونفر بزرگ شده اند ، احساس فشار و اجبار ميكنند كه مجبور هستندبا يكديگر ازدواج كنند.قطعا چنين انتخاب و ازدواجي خوشبختي و آرامش به همراه نخواهد داشت.

نياز جنسي:
ازدواج فقط براي رفع نياز جنسي احتمالا نميتواند به ازدواج موفقي منجر شود. چرا كه وقتي رفع نياز جنسي مد نظر ما باشد ، عوامل مرتبط ديگر در انتخاب از چشم ما دور مي ماند.
در اين گونه ازدواج ها زيبايي هاي ظاهري همسر بيشتر مد نظر قرار ميگيرد و شتاب و تعجيل نيز عامل تاثير گذار منفي ديگري ست. اين مساله بيشتر در مردان مشاهده ميشود يا افرادي كه بسيار مذهبي هستند.
در فرهنگ عامه ، عدم ارضاي نياز جنسي سبب برخي بيماري هاي رواني دانسته ميشود. مثلا براي بهبود حال بيماران رواني برخي خانواده ها توصيه به ازدواج ميكنند، كه نه تنها حال بيمار را بهبود نخواهد بخشيد بلكه استرس و فشار رواني بيشتري ايجاد خواهد كرد؛ كه ميتواند بيماري را تشديد كند.

 

احساس گناه:
گاهي در رابطه با يك نفر احساس گناه ميكنيم و به دليل احساس گناه يا احساس ترحم با او ازدواج مي كنيم. احساس گناه يا احساس ترحم به هر دليلي كه ايجاد شده باشد، يك دليل نادرست براي ازدواج است.

احساس كمبود و تهي بودن:
گاهي افرادي كه هدفي را در زندگي دنبال نمي كنند، نمي دانند كه از زندگي چه مي خواهند، احساس ناكامي ميكنند و از زندگي خود ناراضي نيستيد،براي حل اين مشكلات  و ايجاد تنوع به ازدواج روي مي آورند، كه قطعا دليل نادرستي براي ازدواج است. گاهي احساس تنهايي ، خود فشاريست كه منجر انتخاب و ازدواج ميشود.
مشكلات ذكر شده بايد از راه هايي غير از ازدواج حل شود. ازدواج يك رابطه درماني نيست، بلكه يك رابطه صميمانه است.

Benefits-of-Quitting-Smoking-620x350

ترک سیگار

به طور کلی وقتی صحبت از وابستگی به مصرف ماده‌ای می‌شود، در واقع به اختلالی اشاره می‌شود که عوامل متعددی از جمله ژنتیک و وراثت، عوامل محیطی و اجتماعی و مسایل روانی در آن دخیل است و کاهش و کنترل تأثیر‌پذیری از این عوامل، بسیار سخت و گاهی غیرممکن می‌شود. به همین علت، هنگام صحبت از ترک سیگار، بسیاری از افراد به آن به عنوان یک مقوله دست‌نیافتنی و شاید غیرعملی در درازمدت، نگاه می‌کنند و بر این باورند که ترک دائم سیگار در اکثر موارد، ممکن نیست. اما روانپزشکان و متخصصانی که در حوزه ترک سیگار فعالیت می‌کنند بر این باورند که گرچه رفع همیشگی وابستگی به سیگار مشکل است، غیرممکن نیست. با وجودی که راه قطعی و صددرصد برای ترک سیگار وجود ندارد، نکته مهم آن است که حتی افرادی که در تلاش‌های نخست برای ترک موفق نمی‌شوند به احتمال زیاد می‌توانند سرانجام به هدف خود برسند. بی‌شک، داشتن انگیزه کافی، پشتکار، خودداری از ناامیدی و کمک گرفتن از متخصصان در ترک سیگار مؤثر است. در مطلب ذیل قصد داریم کمی بیشتر به این مقوله بپردازیم.

 

ترک وابستگی از نوع جسمی و روانی

وابستگی جسمی به نیکوتین معمولاً خود را به صورت نیاز به مصرف بیشتر در طول زمان و علایم جسمانی ترک سیگار نشان می‌دهد. وابستگی روانی به سیگار نیز معمولاً به‌صورت میل شدید به مصرف و ناتوانی در کنترل مصرف و صرف وقت و هزینه زیاد به منظور تهیه آن است. به بیان دیگر، وابستگی به نیکوتین هم جسمی و هم روانی است و در مواردی این دو از هم قابل تفکیک نیست و در حقیقت دو روی یک سکه است.
در واقع، ترک سیگار با در نظر گرفتن وابستگی‌های جسمی و روانی همراه آن ممکن است. آمارها نشان می‌دهد به طور متوسط ۵۰ درصد افراد سیگاری در نهایت، موفق به ترک سیگار می‌شوند. معمولاً افراد تلاش‌های متعددی برای ترک دارند که در هر تلاش حدود ۵ تا ۱۰ درصد احتمال موفقیت وجود دارد. البته در صورتی که افراد از درمان‌های دارویی و غیردارویی موجود کمک بگیرند احتمال موفقیت به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

ترک وابستگی روانی به سیگار سخت‌تر است

معمولاً عوارض جسمی ترک سیگار، فقط طی چند روز اول در شکست خوردن این تلاش‌ها نقش دارد و آنچه در درازمدت باعث عود و بازگشت به مصرف سیگار می‌شود عوامل روانی مثل هوس است.
مواد به‌صورت کلی و سیگار به طور خاص اثرات درازمدتی بر مغز می‌گذارد که برطرف شدن این اثرات مدت زیادی طول می‌کشد. فرد سیگاری معمولاً در زمان ترک با شرایط و محیط‌هایی روبه‌رو می‌شود که به طرز بسیار قوی موجب برانگیخته شدن هوس کشیدن مجدد سیگار در وی می‌شود.

 چگونه سیگار را ترک کنیم؟

چه کسانی در ترک دائم سیگار موفق هستند؟

شرط اصلی و لازم برای ترک یک عادت مضر، داشتن انگیزه بالا است. بنابراین افرادی که انگیزه بالاتری دارند در ترک سیگار موفق‌تر هستند. دلایل متعددی می‌تواند در موفق نبودن فرایند ترک سیگار نقش داشته باشد. مثلاً افرادی که به‌علت مشکلات بیولوژیک در گیرنده‌های نیکوتینی نیاز بیشتری به نیکوتین دارند و نیز افرادی که بدن آنها به‌علت مصرف طولانی‌مدت نیکوتین، خود را با نیکوتین بالا تطبیق داده است، معمولاً در فرایند ترک سیگار با مشکل بیشتری مواجه می‌شوند. اما مسائل دیگری هم در شکست ترک مؤثر است. مثلاً محیط اجتماعی و خانوادگی که باعث می‌شود فرد به طور مکرر در معرض دیدن سیگار قرار بگیرد یا مشکلات دیگری مثل افسردگی و اضطراب که می‌تواند برانگیزاننده هوس در فرد باشد. برخی از افراد نیز ممکن است به علل دیگری از جمله افزایش وزن، دوباره رو به مصرف سیگار بیاورند.

مؤثرترین شیوه‌های ترک

خوشبختانه شیوه‌های متعددی برای ترک سیگار وجود دارد، از درمان‌های غیر دارویی مثل رفتار درمانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و روش‌های پیشگیری از عود گرفته تا درمان‌های دارویی که بهره‌گیری از آنها در کنار هم، با انتخاب صحیح و تحت نظر پزشک می‌تواند بسیار مؤثر و مفید باشد.
به عنوان مثال داروهایی وجود دارد که مصرف آنها در مدتی کوتاه باعث کاهش میل افراد به سیگار می‎شود. سردسته آنها دارویی به نام بوپروپیون (Bupropion) است. داروی دیگری که اخیراً مصرف آن رایج شده با نام وارنیکلاین (Varenicline) گیرنده‌های نیکوتینی را تنظیم می‎کند و می‎تواند شانس موفقیت ترک سیگار را تا سه برابر افزایش دهد.
جایگزین‌های نیکوتین نیز می‌تواند بدون این‌که اثرات مضر سیگار را داشته باشد، نیاز بدن به نیکوتین را کم کند. فرآورده‌‎های نیکوتینی مختلفی در بازار وجود دارد که در حال حاضر رایج‌ترین آنها آدامس و چسب نیکوتین است.
در واقع، تلفیق این درمان‌ها تحت نظر پزشک از مؤثر‌ترین شیوه‌های درمانی ترک سیگار محسوب می‌شود.

به جای تبلیغات به متخصصان اعتماد کنید.

طی سال‌های اخیر، اثرپذیری از تبلیغات مربوط به روش‌های ترک سیگار، مردم را با چالش‌ها و مشکلات زیادی روبه‌رو کرده تا جایی که اعتماد به روش‌های تبلیغی برای ترک سیگار را با تردید‌های زیادی مواجه ساخته است.
درباره برخی از محصولاتی که به عنوان جایگزین‌های نیکوتین تبلیغ می‌شود باید گفت که گاهی این جایگزین‌ها می‌تواند در روند ترک سیگار مؤثر و مفید باشد که اغلب آنها در داروخانه‌ها نیز در دسترس و بدون نسخه قابل تهیه است. البته برای تنظیم میزان مصرف آنها بهتر است از پزشک کمک گرفته شود. اثرات بهره‌گیری از روش‌هایی مانند سیگار الکترونیک هنوز برای متخصصان اثبات نشده است، اما بدون شک، برای پیدا کردن بهترین راه درمان باید به جای تبلیغات رسانه‌ای به متخصصان و پزشکان اعتماد کرد.

توصیه‌هایی برای موفقیت در ترک

فردی که تصمیم جدی برای ترک سیگار گرفته است، قبل از آغاز روند ترک باید بداند که ترک یک عادت، کاری سخت و طاقت‌فرسا و در صورت موفقیت، بسیار شیرین و لذت‌بخش است. هنگامی که فرد تصمیم به ترک می‌گیرد در حقیقت به راهی پرفراز و نشیب قدم می‌گذارد. برخی فکر می‌کنند که ترک سیگار یک فرایند همه یا هیچ است و برخی هم پس از مدتی از ترک، مغرور می‌شوند و خود را ایمن از بازگشت می‌دانند؛ چنین افرادی معمولاً در هنگام عود فکر می‌کنند که با یک یا دو نخ سیگار اتفاقی نخواهد افتاد، در حالی که همین مصرف کم نیز می‌تواند آتش بازگشت به سیگار را شعله‌ور کند.
تا حد امکان باید از سرنخ‌هایی که افراد را پس از ترک به یاد سیگار می‌اندازد دوری شود و پس از گرفتن تصمیم برای ترک نیز نباید حتی یک نخ سیگار در منزل نگهداری شود. با دوستان سیگاری نیز باید کمتر معاشرت شود و از حضور در جمعی که در آن سیگار کشیده می‌شود اجتناب گردد. به خاطر داشته باشیم که بحث اعتیاد به سیگار، یک موضوع زیست‌شناختی، روانی و اجتماعی است و خانواده و اطرافیان مهم‌ترین قسمت از این شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دهند. بنابراین نقش حمایتی آنان در ایجاد انگیزه و فراهم کردن شرایط محیطی لازم برای ترک سیگار بسیار مهم است    

photo_2018-02-04_15-21-52

اختلالات یادگیری

نغمه سلطانی – کارشناس ارشد روانشناسی

اصطلاح اختلالات يادگيري

به معني ” نارسايي يادگيري در يك يا چند فرآيند ذهني يا درس آموزشگاهي است و علت آن محروميت نسبي و يا وجود اشكالاتي در محيط ، عواطف، چشم، گوش…. سيستم عصبي و مغز است، اما اين فقر يا اشكالات به لحاظ كمي در حدي نيستند كه در رده مشكلات مغزي و جسمي و عاطفي بارز طبقه بندي شوند و با ابزارهاي سنجش آن مشكلات مورد ارزيابي قرار بگيرند”
كودكاني كه داراي اختلالات يادگيري هستند ،  در يك يا چند ماده درسي مشكل خواهند داشت ، نه در همه دروس , و از نظر هوشي در حد متوسط رو به بالا قرار دارند و اغلب مشكلاتشان به دليل فقدان توجه و تمركز و دقت لازم  و فقدان هماهنگی لازم در حرکات  به وجود مي آيد.
بنابراين در درمان اختلالات يادگيري ، درمانگر،شرايط يادگيري دانش آموز را با ميزان ، نوع مهارت و توانمندي وي تطبيق ميدهد و در نتيجه باعث ميشود دانش آموز توانايي خود را به دست آورد و اختلال از بين برود.
اختلالات يادگيري در سه گروه:
 خواندن ، نوشتن( ديكته نويسي) و رياضي تقسيم ميشود.

اختلالات ديكته نويسي:
دانش آموزان زيادي وجود دارند كه در درس ديكته دچار مشكل هستند و به نسبت تعداد غلط هاي املايي خود، نمرات كمتري دريافت ميكنند. متاسفانه معمولا معلمان و والدين براي تقويت ديكته نويسي به راه زير متوسل ميشوند:
١- به كودك پند و اندرز ميدهند و گاهي هم متاسفانه ديده ميشود كه كودك را به دليل مشكلات نوشتن ،سرزنش و تحقير ميكنند.
٢- هركدام از والدين ، عضو ديگر خانواده را مقصر ميدانند.
٣-از كودك ميخواهند شكل صحيح كلماتي را كه در نوشتن آن مرتكب اشتباه شده است، بارها بنويسد.
٤- از دانش آموز ميخواهند يك جمله بنويسد كه در آن، شكل صحيح كلمه اي كه در ديكته غلط نوشته است، به كار رود.
اما آيا فكر ميكنيد روش هاي نام برده شده ميتواند مشكل ديكته نويسي را حل كند؟؟؟
آيا مشكل دانش آموز به اين خاطر كه مدام سرزنش،تحقير، مواخذه شده است، بيشتر نميشود؟
واقعيت اين است كه انواع اشتباهاتي كه كودكان مرتكب ميشوند، از يك نوع و يك سنخ نيستند تا بتوان با اتخاذ يك روش واحد همه آن اشتباهات را از بين برد و اميدوار به پيشرفت بود.
اما راه ساده تري وجود دارد، با اجراي آزمون هوش و اطمينان از طبيعي بودن هوش كودك ، به بررسي نوع اشتباهات كودك در ديكته نويسي (كج نويسي، نامرتب نويسي، نارسا نويسي ،جا انداختن حروف و كلمات، فاصله انداختن بيش از حد) بپردازيم و نقاط ضعف كودك را از طريق بازي درماني به نقاط قوت وي تبديل كنيم.

اختلالات رياضي:
علاوه بر توضيحات مربوط به اختلالات يادگيري، شايد اين سوال مطرح شود كه  كودك اگر ضايعه مغزي ندارد و به لحاظ هوشي و رواني نيز طبيعي است، پس چه دلايلي وجود دارد كه در درس رياضي با همسالان خود متفاوت بوده و با وجود تلاش زياد، رياضي را به خوبي ياد نميگيرد؟
همه ما از زمان تولد تا دوره دبستان و دبيرستان، گستره انبوهي از تجارب را داريم. اين تجارب موجب ميشوند كه تمام اعمال بدني و ذهني كه براي رشد ما لازم است، خود به خود انجام نگيرند. ما اعمال بسيار زيادي مثل نگاه كردن ، حركت هاي چشم، پريدن، سينه خيز رفتن، چنگ زدن، گرفتن، پرتاب كردن، مقايسه كردن و امثال آن را خود به خود انجام ميدهيم. اما تعدادي از ما ممكن است برخي از تجارب مهم را كه در يادگيري ما تاثير به سزايي دارند، كسب نكرده باشيم. مثلا برخي از كودكان بدون اينكه در كودكي سينه خير رفتن را مدتي تجربه كنند، يك باره مينشينند. اين كودكان تجارب لازم و مهم را كسب نكرده اند. البته ممكن است بعدها تجربه هاي ديگري را كسب كنند كه مشابه سينه خير رفتن باشد ، مثلا شناكردن و به اين ترتيب چنين نقيصه اي را جبران نمايند اما هميشه و لزوما اين امر پيش نمي آيد و فعاليتي كه بتواند جايگزين سينه خيز رفتن شود صورت نميگيرد. در چنين مواردي به دليل نبودِ يك تجربه لازم فرد دچار مشكلاتي در يادگيري خواهد شد كه البته زير نظر يك درمانگر اختلالات يادگيري ميتوان اين مشكل را حل كرد.
مشكلات رياضي در دانش آموزان به شكل هاي گوناگون از جمله : ناتواني درك مفهوم حجم، اندازه، ابعاد، اعداد و جمع و تفريق ها، شباهت و تفاوت هاو…. خود را نشان ميدهد.

اختلالات خواندن:
اختلالات خواندن يكي از اختلالات ويژه اي است كه علل گوناگوني از جمله مشكل در ناحيه گفتاري نيم كره چپ مغز ، تاخير در رشد تدريجي كرتكس مغز، صدمات مغزي ، نيروي زيستي ناكافي، عدم آمادگي براي خواندن، اشكالات ديداري و شنيداري ، عدم برتري جانبي و اختلال در قدرت حركتي دارد.

كاريلو (١٩٧٦) معتقد است علت اختلال خواندن ، پيموده نشدن سلسله مراتب خواندن است. منظور وي اين است كه بايد ابتدا پايه زيرين در كودك كامل شود و بعد پايه هاي ديگر به ترتيب مانند هرم طي شوند.
به بسياري از دانش اموزاني اختلال خواندن دارند، متاسفانه برچسب كودن، كم ذهن و امثال آن زده ميشود كه هيچ كدام صحيح نيستند.
اختلالات خواندن در دانش آموزان خود را به اشكال گوناگون از جمله نارساخواني، اشكال در تلفظ، اشكال در صداكشي، اشكال در تشخيص ديداري كلماتي، نديدن مستقل كلمه ها، معكوس كردن كلمات، مكث و توقف زياد بين تلفظ كلمات و…. ديده ميشود.

.
سخن آخر:
مانند همه‌ اختلالات ، هر چه درمان زودتر آغاز گردد ،بهره‌گیری از درمان افزایش می یابد .
كودكاني كه اختلال يادگيري دارند، به دليل ناتواني در پاسخگويي مناسب به معلم خود، عدم رشد مهارت هاي حركتي ،اكثر اوقات در جمع دوستان و مدرسه مورد تمسخر قرار ميگيرند و اعتماد به نفس و خودباوري آنها خدشه دار ميشود در نتيجه دچار سرخوردگي و اضطراب والبته افسردگی ميشوند.
با اقدام به موقع والدين و مراجعه به مراكزتخصصي در زمينه اختلالات يادگيري ميتوانيد اين اختلال را قبل از صدمه خوردن به شخصيت كودكتان درمان كنيد.

مرکز مشاوره حکمت با متخصصینی مجرب در زمینه اختلالات یادگیری آماده خدمات مشاوره به کودکان و دانش آموزان شما می باشد.