نوشته‌ها

72E13727-1F24-480E-BE37-19E1F98534A2

عشق و اتفاقات مثبت

عشق و اتفاقات مثبت

رویکردی تازه درباره ازدواج پژوهی

 

شلی که استادیار روانشناسی در دانشگاه UCLA است درباره روانشناسی مثبت عشق و ازدواج پژوهش می کند. بسیاری از روانشناسانی که درباره این موضوع تحقیق می کنند موضوع کارشان بیشتر تعارض و ناسازگاری زوجین است. بسیاری از زوج درمانگران، با همین دیدگاه، سعی می کنند تا ازدواج های غیرقابل تحمل را به ازدواج هایی قابل تحمل تبدیل کنند. طبق معمول مساله اساسی در روانشناسی و همینطور ازدواج پژوهی این است که یکی از زوجین چگونه به انتقاد همسرش واکنش نشان می دهد؟ مساله دیگر این است که وقتی اتفاق بدی می افتد و اوضاع خراب می شود زن و شوهر چونه با آن مقابله می کنند.

شلی گیبل این فرایند را بطور برعکس انجام میدهد. او یکی از معدود افرادی است که درباره اینکه چه چیزی یک را ازدواج را به بهترین وضعیتش می رساند مطالعه می کند. پژوهش های او درسی اساسی برای همه افرادی دارد که میخواهند یک رابطه خوب-ازدواج، فرزندپروری یا دوستی- را به یک رابطه عالی تبدیل کنند.

وقتی همسر شما می گوید که در اداره ترفیع شغلی یافته یا فرزند نوجوان می گوید که نمره خوبی در امتحان گرفته است یا پدر شما می گوید که امروز دو کیلومتر پیاده روی کرده یا دوستتان به شما می گوید که مقاله اش در Psychological Review پذیرفته شده است؛ سوال شلی گیبل این است که شما چگونه واکنش نشان می دهید؟ شلی واکنش های احتمالی را به چهار طبقه تقسیم کرده است:

• شما با شور و شوق واکنش نشان میدهید (فعال و سازنده): “این بهترین خبری است که این هفته شنیده ام و این فقط شروع موفقیت های بزرگی است که به دست می آوری.”

• ایا شما به مشکلات یا مضرات احتمالی اتفاق خوب اشاره می کنید؟ (فعال-مخرب) “این موفقیت مسئولیت های اضافی برای تو به وجود می آورد. مطمئنی که میتوانی این مشئولیت های جدید را به خوبی مدیریت کنی؟”

• ایا شما واکنش کلامی کمی نشان می دهید، اما خوشحالی خودتان را از این خبر خوب بیان می کنید؟ (منفعل-سازنده) “چه خبر خوبی عزیزم”

• ایا با بی علاقگی واکنش نشان میدهید (منفعل-مخرب) “خبرداری امروز میخواهد باران ببارد؟”

پژوهش های شلی نشان میدهد که طبقه اول واکنش ها بهترین و مفیدترین نوع واکنش و مولفه اساسی یکی رابطه قدرتمند است.

همسر، فرزند یا دوست خوب شما واکنش های معمول شما به خبرهای خوب آنها را چگونه طبقه بندی می کنند؟

فعال/سازنده

همسر من با شور و اشتیاق به موفقیت ها و خوش شانسی های من واکنش نشان می دهد.

بعضی وقتها حس می کنم همسرم نسبت به موفقیت من بیشتر از من شاد و هیجان زده است.

همسر من اغلب اوقات درباره اتفاقات خوبی که برای می افتد سوالهای زیادی می پرسد و توجهی واقعی به جزئیات آن ماجراها دارد.

منفعل/سازنده

همسرم درباره موفقیت یا خوش شانسی من خیلی هیجان زده نمی شود اما برای من خوشحال می شود.

همسر من معمولا بی سروصدا حمایت خودش را از موفقیت من نشان میدهد.

همسر من زیاد حرف نمی زند اما میدانم که او خوشحال است.

فعال/مخرب

همسر من معمولا اسکالی در موفقیت من پیدا می کند.

همسرم اغلب خاطرنشان می کند که اکثر اتفاقات خوب جنبه های بدی هم دارند.

او مضرات آن اتفاق خوب را پیدا می کند و می گوید.

منفعل/مخرب

بعضی اوقات متعجب می شوم که موفقیت های من اهمیت چندانی برای او ندارد.

همسر من توجه چندانی به من ندارد

همسرم نسبت به موفقیت های من اغلب بی علاقه به نظر می رسد.

فعال/سازنده بودن ارزشش را دارد

پیامدهای فعال سازنده بودن در مقایسه با انواع دیگر واکنش ها مهم و اساسی است. زوج هایی که گزارش می دهند همسری فعال/سازنده دارند عاشق ترند، تعهد بیشتری به هم دارند و همچنین رضایت زناشویی بالاتری دارند.

 

IMG_9511

سوگ

تجربه سوگ
“خدايا به من رحمت عطا كن تا آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم با آرامش بپذيرم ، و شهامت عطا كن تا آنچه را ميتوانم ، تغيير دهم. خدايا تغيير ذهن و خرد عطا كن تا تفاوت اين دو را بفهمم”.

اگرچه سوگواري براي يك فقدان ، تجربه اي خوشايند نيست ، با اين حال بخشي از زندگي است كه براي هركسي پيش مي آيد. تجربه سوگ بر احساسات، جسم، افكار و رفتار شما تاثير ميگذارد. ما دراين مطلب به بررسي احساس و افكارسوگ ميپردازيم.

احساسات:
باتوجه به نوع و ماهيت فقدان، افراد احساسات متفاوتي را تجربه ميكنند.شايع ترين احساساتي كه افراد در جريان فقدان تجربه ميكنند، عبارتند از:

غمگيني:  ممكن است احساس پوچي،طردشدگي و افسردگي كنيد و به طور غيرمنتظره اي گريه كنيد.اغلب ضروري است قبل از رسيدن به مرحله پذيرش و سازش يافتگي ، رنج و ناراحتي فقدان عزيزان را احساس كنيد.

خشم: ممكن است غيرمنصفانه بودن فقدان و ناتواني شما در كنترل آن باعث احساس ناكامي در شما ميشود.از برگرداندن اين خشم به سوي خود اجتناب كنيد و به ياد داشته باشيد اگرچه نميتوانيد فقدان را كنترل كنيد ولي بر سوگواري خود كنترل داريد.

احساس گناه:  ممكن است از اينكه فرد كاملي نيستيد يا نتوانستيد جلوي فقدان را بگيريد احساس گناه كنيد. به ياد داشته باشيد كه همه ما انسان هاي جايزالخطايي هستيم كه در دنيايي غيرقابل پيش بيني زندگي ميكنيم.افراد وقتي به كارهايي فكر ميكنند كه شايد ميتوانستند براي جلوگيري از فقدان انجام بدهند بيشتر رنج ميبرند، اما در بيشتر موارد هيچ كاري از دست شما براي جلوگيري از اين اتفاق ساخته نبوده و نيست.

اضطراب: ممكن است نگران شويد كه ” آيا ميتوانم اين فقدان را تحمل كنم؟” . فقدان ما را با آسيب پذيري و فناپذيري خودمان رو در رو ميسازد. عجيب نيست كه افراد بعد از دست دادن عزيزي اين احساس را داشته باشند .

تنهايي: تنهايي احساس پيچيده مركب از غمگيني و اضطراب است. سعي كنيد راه هاي مقابله با تنهايي خود را تقويت كنيد. مثلا بعضي از اين روش ها تقويت روابط اجتماعي ، مهارت پاسخ دهنده بودن در روابط، تغيير طرزفكر و… ميباشد.

خستگي: ممكن است احساس خستگي و فرسودگي كنيد. اين نوع احساسات واكنشي طبيعي نسبت به فشاررواني است و نبايد آن را كمبود يا نشانه ضعف خود بدانيد.

شوك: اگر فقدان ، ناگهاني و غير منتظره باشد ممكنن است شوك يا همان ضربه رواني به شما وارد كند. شوك ، ناباوري و بهت زدگي ، اولين مرحله سوگواري را تشكيل ميدهند.

افكار:
پس از تجربه فقدان احتمالا افكاري به ذهن شما خطور ميكند و از اينكه متوجه ميشويد كه ديگران نيز چنين افكاري دارند ممكن است تعجب كنيد.

اين افكار شامل موارد زير است:

ناباوري: ناباوري در مرحله اوليه سوگ اتفاق مي افتد. پذيرفتن واقعيت فقدان در وهله اول بسيار سخت است كه ما در اين مرحله واكنش هاي متفاوتي از افراد ميبينيم.گاها ديده ميشود كه احساس داغداري وجود ندارد. انگار كه اتفاقي نيوفتاده است، شخص يا در حالت شوك و بهت زدگي است يا به طور كامل وجود مسئله را انكار ميكند.

سردرگمي: گاهي احساس گيجي و آشفتگي ميكنيد و متمركز شدن روي موضوع برايتان سخت ميشود.در اين صورت به خود فرصت دهيد و انتظار نداشته باشيد كه عملكرد شما در اين حالت بيشتر از سطح عادي باشد.
اشتغال ذهني: ممكن است افكار شما به طور كامل بر مسئله فقدان و آرزوي بازگشت به گذشته متمركز شود. اشتغال ذهني درمرحله دوم سوگواري امري متداول است.

خيال پردازي: ممكن است شما خصوصيات خوب فردي را كه از دست داده ايد در ذهن خود مجسم كنيدو حس كنيد كه به گذشته برگشته ايد يا اينكه آن فرد هنوز زنده است و دائما در خيالتان با او زندگي ميكنيد و خاطرات مشترك بسازيد، در صورتي كه او ديگر نيست و اينها فقط زاييده ذهن و تخيل شما هستند.

? تكاليفي كه در جريان سوگواري به شما كمك ميكند:
١-پذيرش واقعيت فقدان: بايد اين واقعيت را پذيرفت كه فقدان واقعي است و نميتوان وضعيت را به حالت گذشته برگرداند، فقدان واقعيتي دردناك است و تحمل آن به زمان نياز دارد.اصلا سعي نكنيد با كمتر جلوه دادن و انكار اهميت فقدان، از تجربه سوگ فرار كنيد.اصولا به افراد داغديده توصيه ميشود كه با اشيا و مكان و ساير نشانه هايي كه تداعي كننده فرد از دست رفته است، رو به رو شوند.
زماني را تعيين كنيد كه به طور كامل تمام موضوع ها، طرح ها و خواسته هايي را كه اميد كاذب شما مبني بر بازگشت فرد از دست رفته را تقويت ميكند، كنار بگذاريد.در اينجا و اين لحظه ديگر مهم نيست كه چه كاري از دست شما براي جلوگيري ازين فقدان برميامد ، زيرا ديگر نميتوان شرايط را مثل گذشته كرد، پس شرايط پيش رويتان را هموارتر كنيد.

٢-تجربه كردن ناراحتي و سوگ:
درعين اينكه شما بايد زماني را براي سوگواري سپري كنيد تا كم كم اين غم التيام يابد ولي فراموش نكنيد كه بايد بتوانيد بين تنهايي و بهره مندشدن از حمايت ديگران، توازن خوبي برقرار كنيد. قطعا اطرافيان شما از اينكه دائما شمارا مغموم و افسرده ببينند خوششان نمي آيد و ممكن است به مرور زمان آنهارا خسته كنيد.
سعي كنيد از نشخوار فكري و سوال هاي آشفته مانند “چرا اين اتفاق براي من افتاد، هرگز نميتوانم روي پا بايستم و زندگيم را مديريت كنم و…” دوري كنيد.

٣- سازگاري با زندگي تازه:
زندگي ما پس از فقدان تغيير ميكند و هيچ راهي براي اجتناب از اين موضوع وجود ندارد.زندگي از فصل هايي تشكيل شده و ماهرگز نميدانيم كه پايان يك فصل و آغاز فصلي ديگر، چه موقع خواهد بود.اين واقعيت را قبول كنيد كه زندگي چالشي است كه مستلزم يادگيري مهارت هاي جديد، سازگاري با تجارب تازه است .

٤-برگشت به زندگي:
وقتش است به زندگي خود ادامه دهيد. اين به اين معنا نيست كه فقدان را از ياد ببريد بلكه تجارب گذشته شما چه خوب و چه بد به رشد و تكامل شما كمك ميكند . ادامه دادن به زندگي به معناي فراموش كردن افراد و رويدادهاي گذشته نيست، بلكه صرفا به اين معناست كه آماده شروع زندگي جديدي بشويد.
سرگرم كردن خود با فعاليت هاي سازنده، مهارت مفيدي براي منحرف ساختن حواس خود از افكار افسرده ساز است. علاوه بر اين پرداختن به فعاليت هاي هدفمند فرصتي فراهم مي آورد تا بعد از آشفتگي هايي كه پشت سر گذاشته ايد، احساس بهتري در شما و زندگيتان ايجاد شود.

IMG_7424

معيارهاي ازدواج موفق

تنها زماني ميتوانيد فرد مناسبي را براي زندگي خود پيدا كنيد كه خودتان فرد مناسبي شده باشيد حتي اگر فرد مناسبي را به عنوان همسر برگزينيد اما خود شما فرد مناسبي نباشيد، ارتباط شما ناچار به شكست منجر مي شود.
افراد زيادي هستند كه در جستجوي فرد مناسبي هستند، بيش از اين كه تلاش كنند، تا خود فرد مناسبي شوند.

١- قبل از ازدواج هر دونفر بايد مستقل و پخته باشند.
هرچه دونفري كه ميخواهند باهم ازدواج كنند پخته تر و مستقل تر باشند ايجاد ارتباط صميمانه راحت تر و ساده تر خواهد بود. استقلال و پختگي اغلب در طول زمان و گذر عمر همراه با افزايش سن بدست مي آيد و همين ميتواند دليل خوبي براي صبركردن در ازدواج باشد. بهترين عامل پيش بيني كننده ازدواج موفق بر اساس تحقيقات، سن همسران در هنگام ازدواج است.
هرچه كه سن آنها پايين تر باشد و كم سن و سال تر باشند، احتمال طلاق افزايش مي يايد.زيرا اصولا افراد مسن ترثبات بيشتري دارند و دقيق تر مي دانند كه از ازدواج چه ميخواهند.

٢- هر دونفر به همان اندازه كه ديگري را دوست دارند خودشان راهم دوست داشته باشند.
در روابط صميمانه عزت نفس بسيار مهم است. به واقع اگر شما به خودتان عشق نورزيد سخت است كه به ديگري عشق بورزيد. پيش از اينكه بتوانيد عشق بورزيد و دريافت كننده عشق باشيد، نياز به احساس امنيت و عزت داريد.

٣- هر دونفر بتوانند همانگونه كه از باهم بودن لذت مي برند از تنهابودن نيز لذت ببرند.
تعادل بين ” باهم بودن و باهم نبودن” يا تعادل بين ” همراهي” و ” دوري” در يك ارتباط صميمانه ، نقش مهمي دارد. يك ارتباط صميمانه به هر دوي آنها نياز دارد. براي ايجاد اين تعادل همسران بايد بتوانند از فعاليت هاي جداگانه، در اوقاتي كه باهم نيستند، لذت ببرند. زياد باهم بودن ميتواند به رفتارهاي مخرب و منفي مثل كنترل همسر و قدرناشناسي منجر ميشود.

٤-هر دونفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.
شغل يا حرفه با ثبات و رضايت آور، در عين حال كه ميتواند امنيت مالي به همراه داشته باشد، ايجاد امنيت هيجاني ميكند. زماني كه شغل و حرفه فرد به خوبي پيش مي رود، او ميتواند زمان بيشتر و انرژي بالاتري را صرف ارتباط خود با ديگري كند. از طرف ديگر هرچه دل مشغولي و استرس فرد نسبت به كار و فعاليت بيشتر باشد. انرژي كمتري براي ارتباط خواهد داشت.

٥- هر دونفر ازخود، آگاه باشند و خودرا بشناسند.
يك ارتباط صميمانه ، نياز به گشادگي، درستكاري و صداقت بين دونفر دارد. هرفردي بايد بتواند توانمندي هاي خود را ارزيابي كند و ضعف هاي خود را به طور واقع بينانه بشناسد و مشكلات را تقصير ديگران نندازد. در ضمن لازم است كه هر طرف بداند كه از ديگري چه ميخواهد و انتظارش چيست؟ و نيز در اين ارتباط به ديگري چه ميتواند ارائه كند و چه انتظاري را ميتواند برآورده سازد. آشنايي و مشاوره قبل از ازدواج در اين راه كمك زيادي به افرادي كه خواهات ازدواج باهم هستند بكند.

٦-هر دونفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه بيان كنند.
يكي از كليدهاي رشد صميميت، جسارت است. جسارت به اين معني كه آنچه را ميخواهيد به طور شفاف، مستقيم و به شيوه درست بيان كنيد. افرادي كه جسارت با معني بيان شده ندارند ، اغلب در روابط خود، منفعل/پرخاشگر هستند، با اين كه تلاش ميكنند ديگران را فريب دهند و در ارتباط، نقش بازي كنند. هرچه كه همسران خواسته هاي خود را شفافتر بيان كنند، احتمال اينكه به خواسته خود برسند بيشتر است. جسارت را نبايد با خشونت اشتباه گرفت. خشونت تلاش براي سلطه بر ديگري است و جسارت بيان ساده نياز و ميل فرد ، با شفافيت و صراحت همراه با رعايت ادب و حقوق ديگران است.

٧- هر دونفر سعي كنند كه خودخواه نباشند و خواسته هاي ديگري را برآورده كنند.
وقتي كه ما به نيازهاي ديگران توجه ميكنيم، آنها نيز به نيازهاي ما توجه ميكنند. اين يك قانون است و قانون ” جلب توجه روشن بينانه” نام دارد. اصل بر اين است كه خودخواهي كمتر، بهترين صلاح فرد است چرا كه به روابط همكارانه و صميمانه كمك ميكند و براي همه سودمند است. مراقبت بدون انحصارطلبي و توجه بدون حسادت، همسر را تشويق ميكند تا به ظرفيت هاي بالقوه خود بپردازد و توانمندي هاي نهفته دروني خود را بشناسد و اين يعني سود بردن هردونفر.

IMG_6674

اختلال شخصیت هیستریونیک (محبوب نمایشی)

 
طناز فرخ زاد- کارشناسی ارشد مشاوره

احتمالاً در خیابان ، تاکسی ، اتوبوس و مترو یا مکان های عمومی دیگر با افرادی که دارای ظاهری عجیب و غریب باشند ، روبرو شده اید . آرایش و پوششی که از نرم جامعه فاصله دارد ، گوشواره در بینی و ابرو ، خالکوبی ، لباس های نامتعارف و چند انگشتر در دست و خیلی چیزهای دیگری که جلب توجه می کند . ایا در مهمانی با خانمی مواجه شده اید که به طور نامتعارفی لباس پوشیده و ارایشش کرده و با صدای بلند صحبت می کند و سعی می کند که توجه همه را به خود جلب کند و از این جلب توجه بودن به شدت راضی و خشنود است ؟
آیا شخصیت اسکارت اوهارو را در فیلم معرف بربادرفته به یاد دارید ؟

حتماً اصطلاح طبل توخالی را شنیده اند، این اصطلاح به خوبی در مورد شخصیت نمایشی صدق می کند. افراد دارای این شخصیت سر و صدای زیاد اما محتوای درونی اندکی دارند. آنچه بیشتر از همه در شخصیت نمایشی دیده می شود هیجانی بودن انها و اینکه می خواهند مرکز توجه باشند ، می باشد ، و اگر در جمع به آنها توجه زیادی نشود به شدت عصبانی می شوند و تا وقتی که احساس کنند توجه ی لازم را دریافت می کنند احساس بسیار خوبی دارند.
همه ی افراد نمایشی تا حدی ظاهر و رفتار نامتعارفی دارند. یعنی به ظاهر خود حساسیت ویژه ای دارند و لباس های تحریک کننده و جلب توجه کننده می پوشند . آنها معمولاً غالب اوقات خود را در فروشگاه های لباس و آرایشگاه ها می گذرانند. آنها به دقت ظاهر دیگران را زیرنظر دارند و همواره می خواهند مطمئن شوند که همه از نظر ظاهر او را بهتر از دیگران ارزیابی می کنند.
افراد هیستریونیک عاشق مهمانی بوده تا به گونه ای خود را به نمایش گذاشته و با انجام برخی رفتارهای غیرمتعارف توجه همه را به خود جلب کنند. این افراد مناسب برای بازی در صحنه ی تئاتر هستند. رفتار اغراق آمیز، دیدگاه های افراطی و ظاهرشان پر از زرق و برق است . به طوری که در هر جمعی به طور ناخواسته توجه ی هر کسی را به خود جلب می کنند.
رابطه ی عاشقانه برای این افراد یک نوع بازی به شمار می رود . آنها عمیقاً شیفته ی رابطه ی عاطفی هستند ( هرچند رابطه ی آنها با دیگران معمولاً سطحی است) و همواره از طریق عینکی با رنگ گل سرخ به آن نگاه می کنند . به همین دلیل آنها به سرعت و عمیقاً عاشق می شوند. در واقع آنها تصویری افسانه ای از عشق در ذهن خود دارند که به نظر دیگران بسیار کودکانه و حتی احمق جلوه می کند.
رابطه ی عاطفی با فرد هیستریونیک دارادی 2 جنبه است . از یک طرف احتمالا شما با فردی مواجه هستید که واقعا وابسته به شماست و از سوی دیگر ، همین فرد همراه در تکاپو جلب توجه و تحسین از سوی هر کس دیگری که با او برخورد می کند نیز هست.
فرد نمایشی ناگهان غوطه ور در یک رابطه می شود و به سرعت با طرف مقابل صمیمی شده و همه ی دنیای شخصی خود را با او در میان می گذارد . او نیاز های عاطفی و روانی خود را از طریق دریافت تحسین و توجه برطرف می کند و بسیار زود رنج بوده و کوچکترین بی توجهی به خودش را عذابی الیم تلقی می کند .هنگامی که احساسات او را جریحه دار می کنید ، ممکن است که با پرخاشگری شدید او حتی در ملا عام روبرو شوید!
شخصیت نمایشی به عنوان شخصیتی دمدمی مزاج در عشق شناخته می شود و هنگامی که در رابطه با چنین فردی باشید به زودی متوجه ی کیفیت سطحی رفتار او می گردید، زیرا او قادر به به ایجاد یک رابطه ی عمیق ، پایا و متعهدانه نیست.
احساس صمیمیت سریع با دیگران و پیشروی در آن از ویژگی های یک شخصیت نمایشی به شمار می رود. همچنین آنها دوست دارند که به دیگران نشان دهند که با افراد مشهوری در ارتباط هستند. البته این نیز از دیگر شیوه های آنها به منظور جلب توجه است. در واقع ، می توان گفت که از نظر آنها رابطه ابزاری است که آنها از طریق آن توجه ی مورد نیاز خود را از محیط دریافت می دارند.
این افراد در صحنه های نمایشی تئاتر و سینما خوب عمل می کنند . آنها در زندگی واقعی نیز بازیگرهای خوبی هستند و در هر لحظه می توانند نقش لازم را به خوبی ایفا کنند. چنین چیزی را می توان در شیوه ی سخن گفتن و نحوه ی رفتار نمایشی آنها مشاهده کرد. آنها به منظور جلب توجه و اطمینان از دیگران بدون آنکه متوجه باشند، مانند یک آفتاب پرست به رنگ محیطی که در ان قرار دارند در می آیند. حرف های آنها در عین نمایشی بودن ، غالباً سطحی و فاقد محتوا است . وقتی که به حضور نمایشی و سطحی آنها در روابط شان با دیگران فکر کنیم، در آن هنگام می تواند درک کرد که تا چه حد حفظ روابط به مدت طولانی برای آنها دشوار است. بسیاری از هنرپیشه های هالوود دارای شخصیت نمایشی هستند و به همین دلیل در میان انها ازدواج ها و طلاق های پی در پی بسیار شایع است و فقط تعداد اندکی از آنها هستند که دارای ازدواجی طولانی مدت باشند. شخصیت های نمایشی نیاز شدیدی دارند که هر بار از سوی افرادی تازه مورد تحسین و تمجید قرار گیرند و به همین دلیل ، بودن با یک فرد، به طور طولانی برای شان خسته کننده است.
اما ظاهر و رفتار های یک فرد نمایشی به چه علت است ؟ علت ان نیاز شدید او به توجه دیگران است و مشکلی که اینجا وجود دارد این است که این ظاهر و رفتارهای توجه برانگیز تنها به منظور جلب نامزد یا همسر نیست ، بلکه اوقصد دارد که توجه ی هر فردی را به خودش جلب کند. چنان چه آنها غالباً با هر فردی البته به منظور جلب توجه به سرعت خودمانی می شوند و شروع به بگو و بخند می کنند. به نظر آنها ظاهر توجه برانگیز و بگو و بخند با دیگران بهترین شیوه برای جلب توجه ی دیگران اگر چه به طور موقت است.
در نهایت باید گفت که شخصیت نمایشی ، به ندرت دارای افکار و نقطه نظرات شخصی است. او در تمام زندگی فقط در پی آن است که چگونه دیگران را تحت تاثیر قرار دهد. به همین جهت فردی که فقط در فکر این است که چگونه دل دیگران را به دست آورد ، نمی تواند افکار و اعتقادات خاصی برای خود داشته باشد. در واقع او به گونه ای که او را نزد دیگران دوست داشتنی تر کند فکر می کند. به همین جهت او بسیار تلقین پذیر است و به سادگی تغییر عقیده می دهد . این گونه افراد به سرعت به دیگران اعتماد می کنند و با کمترین شواهد به حرف های آنها ایمان می آورند. آنها غالباً عقاید دیگران را به عنوان عقاید خود به زبان می آورند و به همین جهت در دفاع از عقاید خود به مشکل برمی خورند. به همین جهت، اگر به شدت و به طور جدی عقاید انها مورد نقد قرار گیرد، آن را پذیرفته و به سرعت تغییر عقیده می دهند.

زندگی با همسر نمایشی
گرفتن یک تصمیم قاطع در مورد بیرون آمدن از یک رابطه ی عاطفی ، می تواند همواره اندوهبار و حتی در برخی مواقع ترس آور نیز باشد. چنین تصمیمی ممکن است که بسیار زود در مورد رابطه عاطفی با یک فرد هیستریونیک گرفته شود. پرسش هایی که در چنین زمانی ممکن است در ذهن شما شکل بگیرد می تواند این باشد که : آیا احتمال دارد که فرد محبوب من تغییر کند؟ آیا امکان دارد که همسر من به آرامش و بلوغ روانی دست یابد ؟ آیا احتمال این وجود دارد که نیازهای من در این رابطه برآورده شوند؟ اما اگر شما از توجه کردن مداوم به محبوب خود خسته شوید و یا دوستان و افراد خانواده تان نسبت به رابطه ی شما ، به ویژه رفتارهای غیرمعمول همسرتان نگران شوند ، بایستی که در مورد ماندن در کنار او به طور جدی فکر کنید.
با وجود این ، اگر شما عمیقاً متعهد به ادامه ی رابطه با او هستید یا اگر با او ازدواج کرده اید ، به شما توصیه می کنیم که قبل از هر اقدامی به توصیه های زیر توجه کنید. عمل به این توصیه ها به احتمال زیاد می تواند در بهبودی رابطه ی میان شما موثر باشد :
حد و مرزهای روشن و قاطع را برای او تعیین کنید.
همه ما بایستی که حد و مرزهای خود را بدانیم. این موضوع به ویژه هنگامی که در رابطه با فردی نمایشی هستیم ، بسیار صدق می کند. افراد نمایشی ، به آسانی و بدون آنکه متوجه باشند ، حد و مرزهای تعیین شده را زیر پا می گذارند.
غالباً چنین چیزی هنگامی اتفاق می افتد که این افراد سعی در جلب توجه دیگران دارند. آنها توقع زیادی از شما دارند و گاه به گونه ای بی رحمانه و حتی مانند یک کودک ، تمام توجه ی شما را خواستار می شوند. بسیار مهم است که شما از حد و مرزهای جسمی و روانی خودتان آگاهی داشته باشید. شما باید ببینید تا چه حد می توانید آسیب های روانی و احساس شرمندگی در قبال رفتارهای همسرتان را تحمل کنید. علاوه بر این شما بایستی قادر باشید که قاطعانه از حد و مرزهای خود به خوبی دفاع کرده و از آسیب های احتمالی در امان بمانید.
هنگام وضع مقررات لازم ، آمادگی ان را داشته باشید که با عکس العمل شدید محبوب خود روبه رو شوید. با توجه به اطلاعاتی که در مورد یک فرد نمایشی دارید ، شما به خوبی می دانید که محبوب شما از اینکه در مورد نحوه ی رفتار او در محافل عمومی و همچنین ، مقدار زمان و توجهی که برای او قایل می شوید ، محدودیت هایی در نظر گرفته اند ، به طور حتم استقبال نخواهد کرد. به همین دلیل انتظار خشم و آشفتگی عاطفی و یا حتی توقع توجه ی بیشتر را نیز از سوی او داشته باشید و در عین حال به رعایت حد و مرزهای تعیین شده به ویژه در زمینه ی رفتار محترمانه ، نحوه ی رفتار با جنس مخالف و رابطه ی دوسویه پافشاری کنید.
به طور مداوم به محبوب نمایشی خود بازخورد دهید.
در یک ارتباط عاطفی ، گاهی ما چنان به رفتارهای محبوب خود عادت می کنیم که دیگر از دادن بازخورد مثبت یا منفی به او خودداری می کنیم. به همین دلیل این امکان وجود دارد که محبوب نمایشی تان از اینکه شما از برخی رفتارهای او رضایت خاطر ندارید ، اطلاعی نداشته باشد. اکنون زمان خوبی است که به رفتارهای خوشایند او بازخورد مثبت و به رفتارهای ناخوشایند او بازخورد منفی دهید. البته از انجایی که محبوب نمایشی شما نسبت به انتقاد بسیار حساس است ، ممکن است که انتقادات شما را ناشنیده بگیرد و در صورت تکرار با خشم نسبت به شما واکنش نشان دهد. با وجود این اگر شما انتقادات خود را با حالت آرامش با او درمیان بگذارید ، احتمال تاثیرگذاری آن به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. به هرحال آنچه در درجه ی اول اهمیت قرار دارد این است که شما به طور مداوم ، تاثیری را که رفتار محبوب تان بر روی شما می گذارد ، به او بازخورد دهید. البته در این میان بازخورد مثبت را که موجب ثبات رابطه میان شما و محبوب تان می شود ، هرگز فراموش نکنید.
صمیمیت و همدلی او را مورد تشویق قرار دهید.
صمیمت و همدلی مهارت هایی هستند که یادگیری آن برای افراد نمایشی دشوار است. اگر محبوب شما یک فرد نمایشی است ، غالباً ان فرد انقدر به نیازهای خودش فکر می کند که نمی تواند نسبت به نیازها و علایق شما توجهی جدی از خود نشان دهد . شما با پذیرش این حقیقت که فرد نمایشی قادر به ایجاد رابطه ای عمیق و صمیمانه نیست و ان شور و صمیمیتی که اغلب از خودش نشان می دهد ، غالباً سطحی و غیر واقعی است ، قادر خواهید شد که فرد محبوب خود را به خوبی درک کنید. اما راهی وجود دارد که شما بتوانید او را به سمت یک رابطه ی دوسویه ی همدلانه سوق دهید ؟

در این رابطه دو راه حل وجود دارد :

نخستین راه حل این است که شما الگویی از همدلی و پذیرش غیرمشروط را نسبت به محبوب خود ، از خودتان به نمایش بگذارید. یعنی اینکه در هر موقعیتی ، زمانی را به گوش کردن حرف های محبوب خود اختصاص دهید و به دنبال ان ، هم گفته ها و هم احساسات او را به خودش انعکاس دهید تا متوجه شود که عمیقاً با او همدلی دارید و او را صمیمانه درک می کنید. شما با انجام چنین کاری نیاز عمیق او را به درک شدن را براورده می سازید. غالبا یک چنین همدلی ای به محبوب شما کمک خواهد کرد که در مورد عطش فراوان خود نسبت به توجه ی دیگران بینش پیدا کرده و ان را تحت کنترل خود در اورد. راه حل دوم این است که تلاش او را در جهت درک علایق خود و همدلی او با خودتان ، مورد تقویت قرار دهید و با تحسین و تشکر از او نشان دهید که تا چه اندازه ای همدلی او با شما و اینکه به علایق شما توجه نشان داده است برا تان ارزشمند است و او را دوست داشتنی تر می سازد.
توقعات واقعی داشته باشید.
اگر شما قصد ماندن با محبوب نمایشی خود را دارید ، در مورد مقدار تغییری که از او توقع دارید، واقع بین باشید. به یاد داشته باشید که افراد نمایشی ، الگوهای رفتاری خود را از همان ابتدای کودکی یاد گرفته و در حال حاضر در انها نهادینه شده است. محبوب نمایشی شما ممکن است که اگاهی مبهمی از این داشته باشد که نیازهای افراطی و عطش سیری ناپذیر او در مورد توجه ی دیگران ، نشانگر احساس عدم امنیت روانی اوست. محبوب نمایشی شما ممکن است بارها دچار افسردگی شود. شما با اینکه ممکن است در چنین شرایطی با او احساس همدلی کنید، اما بایستی نسبت به مقدار تغییر او واقع بین باشید. هرچه اعمال این شیوه منجر به ان خواهد شد که محبوب شما کمتر از گذشته نیاز به توجه ی دیگران داشته باشد ، اما باید بدانید که چنین چیزی به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. البته این را هم بدانید که احتمال اندکی وجود دارد که محبوب شما به حدی تغییر کند که اطرافیان به هیچ وجه متوجه ی رفتارهای نمایشی او نشوند. بنابراین ، شما باید همواره انتظار مقداری آشفتگی رفتاری را از سوی محبوب خود داشته باشید .
مانند دیگر اختلالات شخصیت درمان ترکبیی از دارو درمانی ( داروهای ضد اضطراب) و روان درمانی ( شناخت درمانی) می باشد . در روان درمانی ، درمانگر سعی در تغییر نگرش فرد دارد که می توان به صورت گروه درمانی نیز این کار را انجام داد . برای تغییر نگرش فرد در ابتدا درمانگر از او می خواهد که به یادداشت کردن فهرست افکار خود در مورد نادیده گرفته شدن بپردازد سپس احساس‌های ناشی از نادیده گرفته شدن را نیز نوشته و راجع به آنها صحبت کند. در گام بعدی لازم است معین کند وقتی دچار این احساسات می‌شود چه رفتاری از خود بروز می‌دهد و در پی ان رفتار جایگزین در نظر گرفته شود.