مشاوره خانواده

9AB3BF32-F33A-4E90-BC5C-B516A5C419DB

در دعواهاي زناشويي خود از بچه ها به عنوان سلاح استفاده نكنيد.

به دليل اينكه زن و شوهر ها ميدانند كه رابطه با فرزند از ارزش و اهميت بسياري برخوردار است، گاهي به هنگام عصبانيت وسوسه ميشوند كه از اين رابطه براي آسيب رساندن به يكديگر استفاده كنند. براي مثال پس از طلاق ، هريك از زوجين ممكن است سعي كنند ديگري را از ملاقات بچه هامحروم سازد. كه اين اقدام بيشتر از جانب مادران صورت ميگيرد زيرا آنها  معمولا خود را مظلوم و درمانده احساس ميكنند و فكر ميكنند بچه ها تنها اهرمي هستند كه در رابطه زناشويي برايشان باقي مانده است.

گاهي زن يا شوهرِ عصباني ممكن است با تحريك فرزندان عليه همسر خود و يا بدگويي( راست يا دروغ) به همسرش ضربه بزند يا از فرزندش بخواهد كه در دعواي آنها، جانبداري كند يا پيامي را كه خودش نميخواهند مستقيم به همسرش بدهد را از طريق كودك منتقل كند. اين كار در زمره زيان بارترين اقداماتي است كه والدين در حق فرزندشان انجام ميدهند.زيرا اين اعمال براي كودكي كه هم پدر و هم مادر خود را دوست دارد و ميخواهد به هردو وفادار بماند و خود را ملزم به حمايت از آنها در برابر حملات يكديگر ميداند، بسيار دردناك و عذاب آور است.

وقتي والدين پيوسته بچه ها را درگير مشكلات زناشويي خود ميكنند ، كودكان به تدريج خودشان را به نوعي مسئول اين اختلافات احساس ميكنند و بنابراين خود را ملزم به اصلاح رابطه پدرو مادرشان ميدانند، ولي به دليل اينكه بچه ها براي رفع اختلاف والدينشان كاري نميتوانند انجام دهند و در نتيجه احساس درماندگي، گيجي و ياس و نااميدي ميكنند.

بچه ها نيازمند دريافت عشق و حمايت هم از جانب مادر و هم از جانب پدرشان هستند به ويژه در مواقعي كه سعي دارند با مشكلات ناشي از اختلافات زناشويي والدينشان كنار بيايند . وقتي يكي از والدين از بچه به عنوان وسيله اي براي ضربه زدن به حريف استفاده ميكند ، در واقع بازنده اصلي بچه است.

زماني كه والدين در حضور بچه دست به سرزنش و عيب جويي همسرشان ميزنند ، با اين كار باعث خراب شدن رابطه بچه با پدر و مادرش ميشوند و او احساس ميكند به پدر و مادرش وفادار نبوده و لذا احساس گناه ميكند و استرس و نگراني و وحشت اش بيشتر ميشود زيرا نواميدانه سعي ميكند كاري انجام دهد يا نقش يك داور يا مشاورخانوادگي مبتدي را بر عهده بگيرد ، اما حفظ قوام و يكپارچگي خانواده چيزي بسيار فراتر از توان كودك است.

پس در كلام اخر ، در موقع اختلافات والدين  به دليل نگراني و استرسي كه بچه ها دارند و سرزنشي كه خود را ميكنند، به آنها بگوييد كه ” مامان و بابا در اين مورد باهم اختلاف نظر دارند اما اين اختلافِ ما تقصير تو نيست”.” به او بگوييد موضوع مربوط به خودتان است و خودتان مشكل را حل ميكنيد”. ” به او با توجه به سن و سالش بفهمانيد كه او هيچ وظيفه اي در قبال حل مشكل مابين شما ندارد”. در واقع به عنوان مسئوليتي كه برعهده داريد از همه توان خود استفاده كنيد تا فرزندتان احساس ايمني و دوست داشته شدن كند ، حتي اگر براي اين كار لازم باشد در پاره اي مواقع در برابر همسرتان كوتاه بياييد.

 

72E13727-1F24-480E-BE37-19E1F98534A2

عشق و اتفاقات مثبت

عشق و اتفاقات مثبت

رویکردی تازه درباره ازدواج پژوهی

 

شلی که استادیار روانشناسی در دانشگاه UCLA است درباره روانشناسی مثبت عشق و ازدواج پژوهش می کند. بسیاری از روانشناسانی که درباره این موضوع تحقیق می کنند موضوع کارشان بیشتر تعارض و ناسازگاری زوجین است. بسیاری از زوج درمانگران، با همین دیدگاه، سعی می کنند تا ازدواج های غیرقابل تحمل را به ازدواج هایی قابل تحمل تبدیل کنند. طبق معمول مساله اساسی در روانشناسی و همینطور ازدواج پژوهی این است که یکی از زوجین چگونه به انتقاد همسرش واکنش نشان می دهد؟ مساله دیگر این است که وقتی اتفاق بدی می افتد و اوضاع خراب می شود زن و شوهر چونه با آن مقابله می کنند.

شلی گیبل این فرایند را بطور برعکس انجام میدهد. او یکی از معدود افرادی است که درباره اینکه چه چیزی یک را ازدواج را به بهترین وضعیتش می رساند مطالعه می کند. پژوهش های او درسی اساسی برای همه افرادی دارد که میخواهند یک رابطه خوب-ازدواج، فرزندپروری یا دوستی- را به یک رابطه عالی تبدیل کنند.

وقتی همسر شما می گوید که در اداره ترفیع شغلی یافته یا فرزند نوجوان می گوید که نمره خوبی در امتحان گرفته است یا پدر شما می گوید که امروز دو کیلومتر پیاده روی کرده یا دوستتان به شما می گوید که مقاله اش در Psychological Review پذیرفته شده است؛ سوال شلی گیبل این است که شما چگونه واکنش نشان می دهید؟ شلی واکنش های احتمالی را به چهار طبقه تقسیم کرده است:

• شما با شور و شوق واکنش نشان میدهید (فعال و سازنده): “این بهترین خبری است که این هفته شنیده ام و این فقط شروع موفقیت های بزرگی است که به دست می آوری.”

• ایا شما به مشکلات یا مضرات احتمالی اتفاق خوب اشاره می کنید؟ (فعال-مخرب) “این موفقیت مسئولیت های اضافی برای تو به وجود می آورد. مطمئنی که میتوانی این مشئولیت های جدید را به خوبی مدیریت کنی؟”

• ایا شما واکنش کلامی کمی نشان می دهید، اما خوشحالی خودتان را از این خبر خوب بیان می کنید؟ (منفعل-سازنده) “چه خبر خوبی عزیزم”

• ایا با بی علاقگی واکنش نشان میدهید (منفعل-مخرب) “خبرداری امروز میخواهد باران ببارد؟”

پژوهش های شلی نشان میدهد که طبقه اول واکنش ها بهترین و مفیدترین نوع واکنش و مولفه اساسی یکی رابطه قدرتمند است.

همسر، فرزند یا دوست خوب شما واکنش های معمول شما به خبرهای خوب آنها را چگونه طبقه بندی می کنند؟

فعال/سازنده

همسر من با شور و اشتیاق به موفقیت ها و خوش شانسی های من واکنش نشان می دهد.

بعضی وقتها حس می کنم همسرم نسبت به موفقیت من بیشتر از من شاد و هیجان زده است.

همسر من اغلب اوقات درباره اتفاقات خوبی که برای می افتد سوالهای زیادی می پرسد و توجهی واقعی به جزئیات آن ماجراها دارد.

منفعل/سازنده

همسرم درباره موفقیت یا خوش شانسی من خیلی هیجان زده نمی شود اما برای من خوشحال می شود.

همسر من معمولا بی سروصدا حمایت خودش را از موفقیت من نشان میدهد.

همسر من زیاد حرف نمی زند اما میدانم که او خوشحال است.

فعال/مخرب

همسر من معمولا اسکالی در موفقیت من پیدا می کند.

همسرم اغلب خاطرنشان می کند که اکثر اتفاقات خوب جنبه های بدی هم دارند.

او مضرات آن اتفاق خوب را پیدا می کند و می گوید.

منفعل/مخرب

بعضی اوقات متعجب می شوم که موفقیت های من اهمیت چندانی برای او ندارد.

همسر من توجه چندانی به من ندارد

همسرم نسبت به موفقیت های من اغلب بی علاقه به نظر می رسد.

فعال/سازنده بودن ارزشش را دارد

پیامدهای فعال سازنده بودن در مقایسه با انواع دیگر واکنش ها مهم و اساسی است. زوج هایی که گزارش می دهند همسری فعال/سازنده دارند عاشق ترند، تعهد بیشتری به هم دارند و همچنین رضایت زناشویی بالاتری دارند.

 

3C47848D-D26C-4381-975C-FB4A8E36BF28

گفت و گوي همسرانه

يكي از بزرگترين كارهايي كه ميتوانيد در رابطه باهمسرتان  در مواقع بحران و مشكلات، در گفت و گوها انجام دهيد اين است كه از او بپرسيد چطور روز خودش را سپري كرده است؟ خيلي روان و راحت يه تايمي رو اختصاص به او بدهيد و جوياي احوال دروني همسرتان شويد.

به ياد داشته باشيد كه هدف كلمات خصومت باري كه ممكن است تحت فشار داستاني از دهان او خارج شود ، شما نيستيد.

بهتر است هريك از طرفين ١٥ دقيقه نوبت براي تعريف كردن روز خود در اختيار داشته باشند.

اگر از شما چيزي خواسته نشده است،

هيچ توصيه اي ارائه ندهيد. اگر براي حل مشكل همسرتان فورا يك راه حل پيشنهاد دهيد، ممكن است او احساس كند كه مسئله را خيلي پيش پا افتاده و ناچيز ميينيد و ميخواهيد سريعا آن مساله تمام شود. درك كردن طرف مقابل و همدلي با او چيزي ست كه همسرتان بايد قبل از ارائه راه حل از شما ببينيد. خيلي از اوقات همسرتان اصلا ازشما راه حل نميخواهد ، بلكه فقط از شما انتظار دارد سنگ صبور و شنونده خوبي برايش باشيد و اين خود به خود باعث تخليه هيجان او ميشود و اورا سبك ميكند.

نشان دهيد كه به موضوع علاقه مند هستيد و حال همسرتان برايتان مهم است، اجازه ندهيد ذهنتان يا چشمتان پرسه بزند يا حواستان به گوشي موبايل يا برنامه تلوزيوني باشد، روي همسرتان متمركز شويد و با او تماس چشمي برقرار كنيد .

تا همينجا شما توانسته ايد مقدار زيادي از فشار را از روي همسرتان برداريد.

ادراكي كه از مساله به دست آورده ايد را ابراز كنيد. اجازه دهيد همسرتان بفهمد كه شما چه چيزي از ماجرا را درك كرده ايد.( به او بازخورد بدهيد).

نگرش ما” در مقابل ديگران” را به او نشان دهيد. به او نشان دهيد كه در اين ماجرا تنها نيست و شما را  در كنار خود دارد.

عاطفه و محبت خودتان را به همسرتان نشان دهيد ، در دست گرفتن دستان طرف مقابل يكي از بهترين شيوه هايي ست كه در اين مواقع ميتواند نشانگر محبت و عاطفه باشد و احساسات زيادي را منتقل كند.

عواطف همسرتان را تاييد كنيد و به او بفهمانيد كه ميتوانيد كاملا احساسات اورا درك كنيد.

IMG_9783

ارتباط با خانواده همسر در دوران عقد

ارتباط با خانواده همسر در دوران عقد
يكي از مهم ترين مسايل همسران عقد كرده است.حالت هاي مختلف رقابت، جنگ ، يارگيري، طرد ، پذيرش و صميميت در ارتباط با اعضاي خانواده همسر به طور پيچيده و سيال به وجود مي آيد. هرچه خانواده همسر گسترده تر باشد روابط پيچيده تري شكل ميگيرد.
پذيرش: زماني كه عروس يا داماد از طرف يك عضو يا چند عضو اصلي خانواده مورد قبول واقع شود، معمولا افرادي كه موافق ازدواج بوده اند، سعي ميكنند حس پذيرش خود را به عروس يا داماد منتقل كنند و از ديگران نيز ميخواهند تا اورا در جمع خانواده بپذيرند.
طرد: زماني كه عروس يا داماد از طرف يك عضو يا چند عضو اصلي خانواده مورد قبول نباشد. زماني كه برخي از اعضاي خانواده با ازدواج انجام شده موافق نباشند، پس از انجام عقد، معمولا عدم موافقت خود را يا به صورت كلامي يا به صورت غيركلامي يا به طور هشيار يا ناهشيار بيان ميكنند.
معمولا يكي از مسائل مهم عروس يا دامادي كه از طرف خانواده همسر مورد قبول واقع نشده، اين است كه پذيرش آنهارا به دست آورد.
عروس يا داماد معمولا متوجه عدم پذيرش اعضا يا يك عضو خانواده همسر ميشود.
پذيرش فرد جديد در جمع خانواده كاري ست كه تاحدود زيادي از دست همسر نيز خارج است. مگر اينكه همسر، در خانواده از قدرت زيادي برخوردار باشد.عروس يا داماد طرد شده معمولا در مقابل طرد خانواده همسر آنگونه واكنش ميدهد كه قبل از ازدواج و در دوران مجردي به طرد واكنش نشان ميدانند. در مقابل طرد ، برخي باج ميدهند، برخي محبت ميكنند، برخي عصباني ميشوند و مقابله به مثل ميكنند و برخي در خود فرو ميروند. برخي روابط پذيرايي را با ديگران بنا ميكنند.

شما اگر طرد شويد چه ميكنيد؟
رقابت: حضور برخي از افراد مارا به طور ناهشيار به سوي رقابت با آنها سوق ميدهد. هر فردي رقباي خاصي را در زندگي داشته و از رقيب تصور خاصي دارد.ممكن است هم سن و سال بودن مارا به رقابت وا دارد. ممكن است هم جايگاه بودن مانند جاري يا باجناق بودن ، مارا به رقابت وادارد. به هرحال ورود به يك خانواده حديد، امكان رقابت با افراد جديدي را به وجود مي آورد.

رقباي شما معمولا داراي چه ويژگي هايي هستند؟
گاهي ما موضوع رقابت ميشويم بدون آنكه بخواهيم. گاهي بدون اينكه تمايل به رقابت با فرد خاصي را داشته باشيم او سعي ميكند با ما رقابت كند. خواهرشوهري كه باعروس خانواده رقابت ميكند، عروس را در شرايط پيچيده و دشواري قرار ميدهد.
برادرزني كه با داماد خانواده وارد رقابت ميشود، شرايط مشكلي را براي تازه داماد ايجاد ميكند. شناخت اين رقابت ها و مهارت در كنارآمدن با اينگونه رقابت ها موقعيت عروس و داماد را در خانواده جديد ارتقا ميدهد.

صميميت اگر كسي بخواهد با شما رقابت كند چه ميكنيد؟
جنگ: تضاد و خصومت ما را به جنگ وا ميدارد. ما جنگ را در سطح جامعه و كشور به خوبي ميشناسيم و از آثار و تلفات آن باخبريم اما جنگ فرد با فرد به ويژه در محيط هاي خانوادگي شايد تصور روشني نداشته باشيم.
جنگ يك شيوه حل تعارض است كه با استفاده از قدرت ، تعارض را حل ميكند . در بدو ورود به خانواده جديد، احساس خوشايند ديگران به ما يا احساس ناخوشايند ما به ديگران ممكن است به صورت جدال و جنگ خود را آشكار كند. جنگ بيشتر در حوزه قدرت رخ ميدهد . جنگ مادرشوهر و عروس، جنگ داماد و مادرزن، معمولا جنگ برسر تملك ، قدرت، زمان، توجه و محبت است.
يارگيري: وقتي دونفر در يك خانواده باهم رقابت ميكنند يا در سطح بالاتر باهم وارد جنگ ميشوند، معمولا به فكر يارگيري مي افتند، خواهرشوهر در رقابت با عروس يا عروس در رقايت با خواهرشوهر احتمالا تلاش ميكنند اول ازهمه از برادر يا همسر به عنوان يار در رقابت خود استفاده كنند. در مراحل بعدي پدر خانواده ، مادرخانواده و ديگر اعضا به عنوان يار در اين رقابت مورد استفاده قرار ميگيرند.
صميميت: رابطه با محبت و صميمانه با يك عضو خانواده بدون رقابت ، جنگ و يارگيري همراه با پذيرش ، يك رابطه صميمانه است. هرچه عروس يا داماد روابط صميمانه تري با اعضاي خانواده همسر داشته باشد پذيرش او در خانواده جديد بيشتر ميشود و هرچه پذيرش بيشتر شود صميميت بيشتر ميشود. متقابلا هرچه اعضاي خانواده همسر با عروس يا داماد رابطه صميمانه تري داشته باشند، صميميت بيشتري را در اين عضو تازه وارد باعث خواهند شد.

IMG_9204

پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق

پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق:
يكي از يافته هاي بسيار ارزشمند محققان اين است كه كيفيت ارتباط پيش از ازدواج شاخص فوق العاده ارزشمندي براي پيش بيني موفقيت ازدواج است.
ما در اينجا به چند نكته از اين شاخص ها اشاره خواهيم كرد:
?١- انتظارات واقع بينانه اي از مشكلات ازدواج دارند.
زوج هاي موفق با خوش باوري و ساده لوحي به سوي ازدواج گام برنميدارند.آنها مشكلات ازدواج را ناديده نميگيرند و متوجه اين مطلب هستند كه ” ارتباط” هميشه بي دردسر نخواهد بود و نيست.
زوج هاي موفق اكثراً بر اين نكته واقف هستند كه در صورتي زندگي خوشايندي خواهند داشت، كه باهم براي اين زندگي تلاش كنند.
?٢-خوب ارتباط برقرار ميكنند :
توانايي ابراز و بيان به طور موثر ، براي ارتباط موفق امري حياتي ست. مهارت هاي ارتباط موثر از زمره مهم ترين مهارت هاي ارتباطي هستند كه همسران ميتوانند آنرا فرا بگيرند و در بهبود آن تلاش كنند.
?٣- تعارض هارا به صورت مناسب حل ميكنند:
عدم توافق در هر ارتباطي اجتناب ناپذير است.همسران قطعاً بر سر تمام امور باهم توافق ندارند، اما لازم است كه بدانند و يا بياموزند كه چگونه علي رغم تعارضها با موفقيت كار كنند و اثربخش باشند. هرچند در نظر گرفتن اختلاف نظرها و تعارض ها و حل آنها پيش از ازدواج به همسران شانس بيشتري براي زندگي شادتر خواهد داد.
?٤- احساس خوبي از شخصيت همسر خود دارند.
بسيار مهم است كه صادقانه و از صميم قلب كسي را كه با او قصد ازدواج داريد، دوست بداريد. يا به عبارت ديگر،همسر شما همانند بهترين و صميمي ترين دوست شما باشد. البته نه به اين معني كه بعد از ازدواج ديگر نيازي به دوستان صميمي نيست، بلكه منظور اين است كه هرچه ويژگي هاي همسرتان بيشتر به گونه اي باشد كه در جرگه دوستان صميمي قرارگيرد، ارتباط موفق تر و شادتري خواهيد داشت. دوست داشتن شخصيت همسر ، عامل مهمي در ارتباط سالم است.
?٥- بر سر ارزش هاي اخلاقي و مذهبي با يكديگر توافق دارند.
همسران موفق ، با داشتن باورهاي مشترك، احساس صميميت و نزديكي بيشتري ميكنند و معمولا درباره ارزش ها و باورهاي اخلاقي و مذهبي داراي توافق عام و كلي هستند. ارزش هاي مشترك بنيان و پايه اي مهم براي بناي ارتباط همراه با مراقبت و پايدار است.
?٦- نقش برابر در ارتباط باهم دارند.
همسران موفق به يكديگر اجازه ميدهند تا علايق فردي و توانمندي هاي بالقوه خود را رشد دهند. براي آنها مهم است كه همسر آنها هماني شود كه ميتواند باشد. آنها يكديگر را به داشتن روابط خويشاوندي و حفظ دوستي هاي قديمي تشويق ميكنند، چرا كه اينگونه روابط، زندگي را پربارتر ميسازد و به آن غنا ميدهد. همسران شاد ميتوانند رضايت را در تمام موقعيت ها درك كنند. چه در زماني كه باهم هستند، يا درزمان آرامش يا در هنگام كار و يا زمان شوخي و بذله گويي…

IMG_9060

كودك جنسي در روابط زناشويي

وقتي سخن از كودك جنسي به ميان مي آيد منظور آن بخش از بيان و ابراز احساسات زن يا مرداست كه در اتاق خواب ابراز وجود ميكند، بازيگوشي جنسي ميكند، در حوزه رفتارجنسي خلاقيت و نوآوري ميكند، عاشقانه به روابط زناشويي مي نگرد و به مقوله رابطه جنسي، هيجان و تازگي و طراوت مي بخشد و خوشبختي جنسي دارد و كاملا آزاد و رهاست.زن و شوهرهايي كه در اتاق خواب و روابط جنسي خود، مسئله و مشكل دارند، در واقع كودك جنسي آنها دلخور، رنجيده، افسرده، نااميد، بي انگيزه، خشمگين است.
در بحث كودك جنسي ما بخش حالات هيجاني و پرشور جنسي هر زن و مردي را هدف قرار ميدهيم.

?٣ كودك جنسي معجزه گر و جادويي:

كودك جنسي بازيگوش

كودك جنسي عاشق

كودك جنسي خلاق

 .

 

?٤ كودك جنسي مخرب:

كودك جنسي سر به راه

كودك جنسي خودخواه

كودك جنسي لجباز

كودك جنسي خشمگين

? حالات روانشناختي كودك جنسي رفتارهاي خاص خود را دارند و براي پويايي جنسي زناشويي به كودك هاي معجزه گر شديدا نيازمنديم و البته بايدبه كمك بالغ جنسي چهار كودك جنسي ديگر را كه ضربه زننده هستند، محدود و مسدود كرد ،زيرا براي زندگي و پويايي جنسي هزينه بر و مضر هستند.

كودك جنسي طبيعي:
كودك جنسي طبيعي سرشار از هيجان ، انرژي زندگي، حيات و خودانگيختگي هاست. او به زندگي معنا و مفهوم ميدهد.
عشق و دوست داشتن ماده اوليه عشق ورزي كودك جنسي است، زيرا در بهترين حالتش بايد بتواند دوست داشته باشد تا از طرف همسرش دوست داشته شود و اين ردو بدل شدن، حس دوست داشتن دو طرفه هيجان كودك جنسي را بالا ميبرد.از اين رو زن و مرد بايد ياد بگيرند در اتاق خواب حسِ دوست داشتنِ بدون قيدو شرط خود را در حالات ، آهنگ، لحنِ صدا و جملات خود طوري ابراز نمايند كه حس عشق و دوست داشته شدن به طرف مقابل دست دهد و فرد به درجه تسليم روان شناختي و تسليم محض فيزيولوژيك برسد. رابطه جنسي زن و شوهر همراه با عشق و دوست داشتن ، هردو را به اوج لذت جنسي مي رساند.
يكي ديگر از ويژگي هاي كودك جنسي طبيعي ، خوش بيني هاي جنسي اوست و اگر به دلايلي كودك جنسي از اين موضوع محروم يا در گذشته ضربه خورده باشد، قطعا در رابطه زناشويي درگير يك نوع پارانوييد جنسي زناشويي خواهدشد، حس بدبيني، شك وترديد در رابطه جنسي زن و شوهر خودنمايي خواهد كرد و ديگر آن در نميتوانند صميميت جنسي را تجربه كنند.
كودك جنسي طبيعي، به طور ذاتي خوش بين است و با همين حس كه انرژي توليد ميكند، وارد اتاق خواب مي شود و با همين حس هم از اتاق خارج ميشود، چون نگاهش به رابطه جنسي زناشويي منفي و پست نيست و تعامل جنسي را باعث توليد انرژي هاي مثبت بيشتر در زندگي ميداند.

كودك جنسي بازيگوش:
كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي زناشويي نقش كودكي را به عهده دارد كه سراسر سرگرمي، بازيگوشي، فانتزي، انرژي، شيطنت، تفريح، شور، سرمستي، از ته دل خنديدن،كارهاي پر ريسك كردن، سورپرايز كردن….است. وجود تين كودك در روابط زن و مرد بسيار ضروري و حياتي ست، چون به حيات جنسي يك زوج معناي ديگري مي بخشد. هر زوج براي رسيدن به صميميت جنسي بايد از كودك جنسي بازيگوش بهره ببرند و لازم است هردو به نسبت خودشان، يك آدمك بازيگوش را قبل و هنگام آميزش جنسي فعال نگه بدارند.

چندسوال:
? كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي شما چند درصد حضور دارد؟
? كدام يك از شما در رابطه جنسي بازيگوش تر هستيد؟
?اگر در روابط جنسي شما كودك جنسي بازيگوش وجود ندارد، دليل آن را چه ميدانيد؟
همه انسان ها در رابطه جنسي خود مقداري بازيگوشي دارند، ١٠-٢٠ درصد ، اما منظور ما بازيگوشي در حد شصت درصد به بالاست. طوري كه هيجانِ قوي،پررنگ و غليظ جنسي را به واسطه بازيگوشي هاي خود به وجود بياورد و طرف مقابل را محو بازيگوشي هاي خود كند.
امروزه درصد زيادي از مردان به نسبت فشار اقتصادي زياد، استرس هاي شغلي و درگيري بيرون از منزل ، دچار خستگي هاي رواني ميشوند كه آنها را به سمت كرختي و سردي و بي انگيزگي جنسي مي برد. لذا در اين شرايط كودك بازيگوش جنسي زن بايد فعال تر عمل كند،گاهي كودك بازيگوش جنسي زن بايد شروع كننده باشد و هيجان و بازيگوشي متنوع خلق كند كه به سرزنده نگه داشتن شور و صميميت جنسي مرد كمك ميكند.
كودك بازيگوش جنسي فرد بايد بتواند در مراحل بسيارمهم نبوغ خود را در بازيگوشي هاي نرم و تند نشان دهد: به طور مثال:
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش در مرحله پيش نوازي
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش هنگام وضعيت هاي جنسي.
فعال كردن كودك بازيگوش جنسي به اين معناست كه آدمك جنسي مرد و زن دست به كارهاي خلاف عادت بزند، انواع و اقسام سرگرمي ها، تفريح ها، آموزش ها، بازي ها و شيطنت هاي كلامي و غيركلامي مثبت را در مرحله پيش نوازي انجام دهد تا همسرش به رضايت جنسي برسد.
زندگي زناشويي هر زن و شوهري مديون همين بازيگوشي هاي خلاقانه خواهد بود و وقتي كودك جنسي حضور پررنگ و جدي در روابط نداشته باشد، زوج ها صداي شمارش معكوس جدايي خود را خواهند شنيد.

كودك جنسي خشمگين :
يكي از حالت هايي كه به شدت بين زن و شوهر فاصله جنسي ايجاد كرده و ابراز احساسات تخريبب به وجود مي آورد، فعال بودن كودك خشمگين،آزرده و عصباني در اتاق خواب يا قبل از ورود به اتاق خواب است.صميميت جنسي فقط در اتاق خواب شكل نميگيرد. وقتي زن و شوهر چندساعت قبل باهم دعواي شديدي كرده و به يكديگر انواع تهمت ها را زده و توهين كرده اند، انتظار يك رابطه جنسي گرم و داغ از هر دوطرف غيرمنطقي است. وقتي علت شناسي ميشود، مشخص ميگردد مثلا مرد كودك جنسي عصباني و پرخاشگر دارد كه فضاي جنسي زناشويي را خدشه دار ميكند. شاي در فضاي روابط جنسي زن و مرد، درصدي خشونت بالغانه متعادل به نظر برسد ، اما بروز رفتارهاي افراطي و بيمارگون جنسي در مرد طبيعي نبوده و زن مشكوك ميشود ، زيرا رفتارهاي پرخاشگرانه براي ايجاد برانگيختگي جنسي، توجيه پذير نيست و لازم است مرد تحت روان درماني كوتاه مدت قرار بگيرد.مردي كه در اتاق خواب حركات و رفتارهاي خارج از نٌرم ميكند ،بي ادبي ، عقده هاي جنسي يا نفرت ها و كمبود هاي شخصيتي خود را سرِهمسر يا عشق خود خالي ميكند، لازم است مورد تشويق و تاييد زن قرارنگرفته يا حمايت نشود زيرا او در گذر زمان مورد خشونت هاي عاطفي و جنسي قرار ميگيرد و اگر قبح اين نوع رفتارها ريخته شود، كار به مرور سخت تر خواهد شد.
زن بايدبتواند حد تعادل خشونت سالم جنسي را بشناسد و اگر مرد از حد خود تجاوز نمود، اورا بازخواست و تحريم يا ارتباط جنسي خود را باهمسرس قطع كند تا همسرش بتواند رفتارهاي جنسي خود را متعادل كند.

?نشانه شناسي كودك جنسي خشمگين:
١-كلمات و جملات: كلمات و جملات بيش از حدتوهين آميز ، وقيح، تحقير كننده، آزاردهنده و بيزار كننده هستند، به گونه اي كه احساسات همسر را جريحه دار كرده و اورا در معذوريت هاي اخلاقي قرار ميدهند يا حرف هاي خارج از چهارچوب هاي اخلاقي زده ميشود كه باعث شرم و احساس آزردگي همسر ميشود.
٢-آهنگ و لحن صدا:لحن و آهنگ كودك خشمگين و گاه والد خشمگين بسيار تحقيركننده، توهين آميز و خارج از حد طبيعي است، طوري كه در همسر احساس تحقير و منت ايجاد كرده و به او القا ميكند وارد رفتاري پست شده است.
٣- حالات و حركات ظاهري: حركت و حالاتي حاكي از نفرت و خشم به همسر و شريك جنسي خود است، گاه همراه با خشونت هاي فيزيكي بيش از حد و بيمارگون است كه از يك انسان طبيعي سر نميزند.

IMG_7648

رنجِ ماندن در مقابل رنجِ ترك كردن

ترديد چيست؟

ترديد احساسي است كه گاها در برخي از جنبه هاي زندگي دچار آن مي شويم.
اما اگر در بسياري از جنبه هاي زندگي مردد باشيم، آنگاه ترديد ميتواند زندگي مارا خراب كند. اگر همه چيز داشته باشيد ولي در تصميم گيري هايتان مردد باشيد، خصوصا در تصميماتي راجع به جهت و مسير زندگيتان ، صرف نظر از اينكه چه كار و چه انتخابي كرده ايد، همواره در اين فكر غرق خواهيد بود كه بايد كار ديگري ميكردم.اين همان صفت ترديد است.
زندگي هاي امروزه كمي پيچيده است و نيازمند فكر مي باشد، اما مشكل وقتي پيش مي آيد كه بگوييد بلاتصميمي و طول دادن تصميم گيري باعث ميشود به جواب هاي مسلم و مطلق برسيد.در اين حالت از گرفتن تصميمي كه در آن ذره اي ترديد داشته باشيد خودداري ميكنيد.
وقتي ترديد از حد آينده نگري فراتر ميرود، شمارا عقب نگه ميدارد.پس اگر الان در رابطه تان مردد هستيد براي آن همچون ساير مشكلات راه حلي پيدا كنيد.

* آيا واقعا رابطه تان ارزش ماندن ندارد؟ اگر هردونفرتان ميخواهيد هرطوري كه شده روي مشكلات جدي خود كار كنيد،رابطه شما هنوز ماندني ست.

پرسيدن اين سوالات از خودتان و همسرتان شمارا در انتخاب مسير درست راهنمايي ميكند.

+ آيا ميتواند مشكلاتي را كه كارتان را به اينجا كشانده است دقيقا مشخص كنيد؟(اگر شما و همسرتان حداقل درباره ماهيت مشكلات تان اتفاق نظر داريد، گام مهمي برداشته ايد.)
+ براي آنكه رابطه شما دوباره ماندني شود چه اتفاقي بايد بيوفتد؟
+ آيا همسرتان ميخواهد تغييراتي ايجاد شود كه باهم ماندنتان را تضمين ميكند( يا نميخواهد)؟ خودتان اين تغييرات را ميخواهيد؟
+ ايا شما و همسرتان در اين مقطع انعطاف پذيرهستيد؟
+ باتوجه به تغييراتي كه شما و همسرتان در نظرداريد آيا ممكن است چيزهارا آنگونه كه هستند بپذيريد؟
+ آيا اين پذيرش فقط مَفَرّي براي نجات رابطه تان است؟
+ خودتان را در حال اجراي تغييرات مشخص شده تجسم كنيد، در اين حالت رابطه شما چطور خواهد بود؟ آيا بحران را پشت سر گذاشته ايد؟

•آيا ميخواهيد رابطه تان را تحمل كنيد؟؟؟ ببينيد چرا ميخواهيد اين رابطه ناموفق را نگهداريد. به خاطر بچه ها؟ به دلايل مالي؟ يا حتي احساس گناه؟؟؟
اگر به همسرتان فقط دلبستگي هيجاني داريد يعني( اگر جز بچه ها يا مسائل مالي ، هيچ محدوديت و منع بيروني ديگري براي رهاكردن اين رابطه نداريد) چرا مانده ايد يا ميخواهيد اورا ترك كنيد؟

اگر هنوز مطمعن نيستيد كه رابطه تان در بلند مدت مفيدخواهد بود يا نه به راهبردهاي زير فكر كنيد.
* ملاك هاي مشخص و دقيقي براي اينكه رابطه تان ادامه يابد يا نه، تعيين كنيد. براي مثال از آنچه بايد اتفاق بيفتد تا احساس آرامش كنيد، فهرستي تهيه كنيد.آيا نگاه كوتاه مدت داريد يا بلندمدت؟ معمولا وضعيت موجود در كوتاه مدت بهتراست ولي آيا در بلند مدت از ادامه دادن رابطه خود پشيمان نخواهيد شد؟ممكن است فكر كنيد ماندن مثل زندگي با يك درد خفيفِ مبهم است.در عين حال ، ترك رابطه را مانند دردي شديد و حاد بدانيد.فقط شما هستيد كه ميتوانيد تصميم بگيريد دردِخفيف مبهم از درد شديد كه موقتي است بهتراست يا نه!!!
* ببينيد آيا شور شما با صلح و آرامشتان تضاد دارد. به آدم ديگري به حز خودتان و همسرتان كه واقعا مراقب ونگرانش هستيد، براي خروج از اين دوراهي چه پيشنهادي ميدهيد؟
* براي خودتان محدوده زماني بگذاريد. اكثر روابط ناكارآمد پراز دعوا ، سردي، فاصله و بي تفاوتي هستند. در اين رابطه ها، هيچ كس شاد نيست ولي فشارفوري براي قطع رابطه يا تغيير اوضاع هم وجود ندارند. اكثرزوج ها با تعيين محدوده زماني براي بهترشدن رابطه شان ، رابطه خود را در اولويت قرار ميدهند و اين توافق ساده ، موثرترين راه براي آن است كه زن و شوهر عملا مهلت بگذارند و از سوي ديگر اين توافق گاهي موجب نوعي آرامش ميشود.

* به خودتان ايمان بياوريد. شما قدرت داريد تا بتوانيد در چيزهايي كه زندگي امروز تا بقيه عمرتان تاثير دارد، تغيير ايجاد كنيد.به انتخاب هاي مهم گذشته تان توجه كنيد كه موفقيت آميزبوده و به تغييرات مهم در زندگي شما منجر شده است.

* روابط به خاطر شكست خوردن ، خاتمه نمي يابند بلكه به خاطر طي كردن سيرخود، خاتمه مي يابند.
احتمالا عناصر مهم زندگي مثل شغل يا سبك زندگي را ديده ايد كه آنهاهم سير خود را طي ميكنند مانند زماني كه خانه پدري خود را ترك ميكنيد و به سمت زندگي مستقل و ازدواج مي رويد به معني آن نيست كه رابطه خانوادگي شما شكست خورده، بلكه برهه اي از زندگي شما تمام شده و وقت آن رسيده از آن عبور كنيد.گرچه ممكن است اين عبور سخت باشد ولي معنايش اين نيست كه از آن پشيمان هستيد.

* گام هاي عملي و تداركات اتمام رابطه را مشخص كنيدو فهرستي از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد.
ترك رابطه براي بسياري از آدم ها تجربه اي سخت است زيرا مسيري ناشناخته و پر ابهام پيش رو دارند. اما با تجزيه اين عمل به ماده هاي كوچكتر و قابل اجرا، اين روند را امكان پذيرتر ميكنيد.

و اما گام مهم و كمك كننده:
كمك گرفتن از مشاور حرفه اي به صورت انفرادي-زوجي يا هردوشكل، مي باشد . درمانگر نقش مشاهده گر بي طرفي را بازي ميكند كه به شما كمك خواهد كرد نقاط قوت و ضعف رابطه و همسرتان را بشناسيد و توان هريك از شما براي كامروا كردن ديگري را ميسنجد.

n00036917-b

درمان خیانت از طریق بخشش درمانی:

درمان خیانت از طریق بخشش درمانی:
دکتر آزاده امینی ها – زوج درمانگر .متخصص درمان خیانت های زناشویی

تحقیقات درباره ی بخشش در دو دهه ی گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. این تحقیقات حاکی از آن است که بخشش برای غلبه بر رنج¬های عمیق عاطفی مانند محرومیت از عشق والدین، خیانت زناشویی، زنای با محارم کمک کننده است. در خصوص درمان خیانت تعدادی الگوی کلی و تلفیقی ارائه شده که برخی از آن ها بخشش را یکی از اجزای درمان می-دانند.
در الگوی مبتنی بر بخشش و معذرت خواهی در درمان خیانت، ابتدا به تعریف معنای خیانت و شناسایی آسیب وارده از آن برای زوجین می پردازد. بخشش یک فرایند چندوجهی است که در آن تمایل به انتقام و تنبیه همسر پیمان شکن متوقف شده  و احساسات مخرب مانند خشم و عصبانیت رو به کاهش می رود و فرد می تواند برای طرف مقابل آرزوی سلامت و خوبی داشته و بازسازی اعتماد در رابطه از سر گرفته شود.

در این الگودرمانی فرایند بخشش 8 مرحله دارد :

1.  شناسایی آسیب ها:
از آنجایی که در بسیاری شرایط ممکن است هنوز همسر زخم خورده همه چیز را درباره خیانت نداند، ارزیابی آسیب وارده و همچنین درمان آن به طور کامل میسر نخواهد بود و اگر بعدا حقایق بیشتری افشا شود درمان بسیار دشوار خواهد شد بدین منظور درمانگر به همسر زخم خورده کمک می کند تا از همسر پیمان شکن سؤالاتی درباره چگونگی شروع رابطه فرازناشویی، مدت زمان و نوع آن، میزان پول و هزینه ای که برای آن صرف شده، میزان صمیمیت و غیره بپرسد. میزان آسیب وارده بستگی به عوامل ذکر شده دارد و سابقه خیانت و تکرار آن آسیب وارده را تشدید کرده و فرایند بخشش را دشوار می سازد.

2.  انتخاب بخشش به عنوان یک گزینه:
از آنجا که با کشف لایه های رابطه فرازناشویی بسیاری از همسران زخم خورده اشتیاق خود را برای ادامه رابطه از دست می دهند، درمانگر به همسر زخم خورده تفهیم می کند که بخشش یک تصمیم آگاهانه و از روی اراده است و انتخاب آن به معنای تعهد برای ماندن در ازدواج نیست ولی فرصتی برای شفاست.

3.دست و پنجه نرم کردن با هیجاناتی مثل خشم وآزردگی :
برخی از همسران به علت شوک وارد شده با استفاده از مکانیسم های دفاعی از روبروشدن با عواطف منفی اجتناب می ورزند. احساس خشم و رنجش همسر زخم خورده به علت ترس از طرد و رهاشدگی است. برای این مرحله درمانگر می تواند از تکنیک عادی سازی هیجانات شدید و جلوگیری از سرکوب آن، تشویق به مطالعه متون مذهبی و هم صحبتی با خانواده و دوستان و نوشتن به منظور آشکارسازی هیجانات، استفاده کند.

 

4.ابراز هیجانات به شیوه های غیر مخرب
درمانگر در این مرحله به همسر زخم خورده کمک میکند تا به شیوه ای جرأت ورزانه و به دور از پرخاشگری فیزیکی و کلامی خشم و دیگر هیجانات شدید خود را ابراز کند. تشویق به نوشتن به منظور ابراز هیجانات و استفاده از تکنیک های تجربی از فنون مناسب برای این مرحله است.

5.کسب آگاهی به منظور حمایت از خود:
بسیاری از مردم در مورد بخشیدن تردید دارند و از این واهمه دارند که بخشش فرصت دوباره ای برای صدمه خوردن باشد. عدم اعتماد به خود و دیگری، همسر زخم خورده را دچار  بیش حمایتی از خود میکند. درمانگر باید به وی کمک کند تا با ایجاد مرزهایی بتواند در عین برقراری ارتباط از خود محافظت کند و برترس از بخشیدن غلبه نماید.

6.تمرکز بر رفتار به جای تمرکز بر شخص:
همسران زخم خورده تمایل دارند که خود یا همسرانشان را کالایی نامرغوب تصورکنند، این که همسر پیمان شکن یک هیولاست یا این که خود همسری نالایق برای او میباشند. کمک به همسر زخم خورده برای درک عوامل موجود در رابطه آن ها که زمینه ساز خیانت شده اند و همچنین شناسایی عوامل فردی مربوط به همسر پیمان شکن مثل پیشینه خانوادگی، مهارت حل مسئله ضعیف ، خطاهای شناختی می تواند از شدت احساس منفی نسبت به خود و همسر بکاهد.

7.پذیرش مسئولیت وتغییر دیدگاه و رفتار:
تمرکز بر روی شرایطی که خیانت در آن اتفاق افتاده می تواند به فرایند آشتی کمک کند. بدین منظور همسر زخم خورده باید صادقانه ضعف و رفتارهای مخرب خود(مثل فحاشی، اجتناب از رابطه جنسی، اختلالات خوردن، امتناع از مشاوره) را ابراز کند و به جای تأکید بر نقش طرف مقابل بر نقش خود در ایجاد خیانت تمرکز کند. تشخیص نقش خود به جای مقصر دانستن دیگری می تواند به درک طرف مقابل و ایفای رفتار مطلوب و فرایند بخشش کمک کند
.

8.  اعلان بخشش و بازگردانی عشق و اعتماد:
کمک به زوج برای بجا آوردن آیینهای معنوی که در آن بخشش ابراز می شود، اغلب به روند درمان کمک می¬کند. ابراز کلامی جمله ی ” من تو را بخشیدم ” ، یا نوشتن آن در نامه، آرزوی سلامتی برای دیگری،برقراری دوباره رابطه جنسی، برپایی جشن برای موفقیت از تکنیک های مؤثر در این مرحله است.

پس از طی کردن گامهای اولیه بحث گفت و گو درباره ی معنای بخشش آغاز می شود. درمانگر موظف است تا به زوجین کمک کند تا به یک هم فهمی و تعریف مشترک از بخشش برسند. درمانگر برای زوج توضیح می¬دهد که بخشش همسر پیمان شکن به معنای شانه خالی کردن او از بار مسئولیت، فراموشی و  یااغماض از مسئله نیست بلکه رهایی از عواطف رنج آور است.
همدلی(تشویق زوج برای بررسی مسئله از نگاه دیگری)، فروتنی (قبول واعتراف به اشتباه از سوی هر یک از زوجین به ویژه همسر پیمان شکن)، تعهد و امید( تمایل به حفظ رابطه و تعهد به آن و داشتن اهداف و آرزوی مشترک) و معذرت خواهی (بیان تأسف و پشیمانی از سوی همسر پیمان شکن برای آسیب وارده) از عوامل تسهیل کننده و وحدت آفرین بخشش به حساب می آیند.

konflikt

توصيه هايي براي حل اختلافات زناشويي

 

?مشخص حرف بزنيد:
اكثر اوقات دعواهايي كه شروع ميشوند و اوج ميگيرند به اين دليل است كه زوجين منظور يكديگر را درست متوجه نشده اند، با مشخص حرف زدن ميتوانيد افكارتان را روشن كنيد و احتمال به توافق رسيدن را بيشتر كنيد.
گاهي اوقات پس از طرح فكر و احساس خود از اينكه مي بينيد همسرتان فلان مسله را راجع به شما نميدانسته متعجب ميشويد.


?حال گرا و آينده گرا باشيد:
يادبگيريد به جاي آنكه بپرسيد” چرا چنين مشكلي پيدا كردم؟” بپرسيد ” اين مشكل را چطور حل كنيم؟” تمركز بر گذشته باعث ميشود از مشكلات حال حاضرتان غافل شويد. به جاي آنكه سوالتان را با كلمه ” چرا” شروع كنيد، از كلمات ( چه موقع، چه چيزي، چطور) استفاده كنيد. حواستان را روي مرحله بعد و آينده متمركز كنيد. با كنكاش در گذشته و بازكردن زخم هاي قديمي، به جز از بين رفتن احترام بينتان، چيز ديگري را نميتوانيد درمان كنيد.

?از گوش دادن فعال استفاده كنيد.
با دقت گوش بدهيد. گوش دادن فعال موجب ميشود همدلانه و روي كل پيام طرف مقابل تمركز كنيد؛ يعني علاوه بر كلمات، به افكار و باورها و احساسات و زبان بدن همسرتان نيز توجه كنيد.گاهي اوقات در اوج عصبانيت زماني كه ميبينيم طرف مقابل به حرفمان گوش ميدهد كمي خشممان فروكش ميكند.

?من-پيام بدهيد.
جمله خود را با ضمير (من) شروع كنيد و احساسات تان را بيان كنيد، به اين ترتيب مسئوليت رفتارتان را ميپذيريد و از سرزنش كردن همسرتان پرهيز ميكنيد و همسرتان احساس متهم شدن از اول صحبت نخواهد كرد.

?حكم هاي مطلق را كنار بگذاريد.
به كار بردن كلماتي مثل ” هميشه . هرگز. بايد. اينجور كه من ميگم” نه تنها مشكل را حل نميكند بلكه بحران را بيشتر كرده و جايي براي خطاي انساني نمي گذارند.
از بيان چنين كلماتي خودداري كنيد.

 

?دنبال اين نباشيد كه چه كسي راست ميگويد و چه كسي غلط.
هدف حل مساله اين است كه رابطه را نجات بدهيد.صلاح خود را در نظر بگيريد ، در اختلاف زناشويي برنده و بازنده اي وجود ندارد چون هردو بازنده هستند زيرا اختلاف وقتي حل ميشود كه رضايت طرفين تامين شود. همكاري از رقابت بهتر است. حل مسالمت آميز و منصفانه اختلاف مهم تر از برنده شدن است.

?راه حل ها هميشگي نيستند.
هيچ راه حلي لزوما مادام العمر و هميشگي نيست. وقتي راه حل ها ازمايشي باشند، طرفين بيشتر به توافق مي رسند. به يكديگر قول بدهيد كه به توافق و قرارتان عمل كنيد، بعد از مدتي كه عمل كرديد ، در صورت لزوم و عدم نتيجه، بي تعصب تغييراتي در آن ايجاد كنيد.

 

?هربار يك مسئله را حل كنيد.
بعضي از زن ها و شوهر ها ميخواهند در آن واحد چند مشكل را حل كنند. آنها با اين كار ، تنش رابطه را بيشتر ميكنند. وقتي بر سر موضوعي بحثتان شده، لزومي ندارد داستان هاي اول ازدواجتان را پيش بكشيد و توقع داشته باشيد تمام دلخوري ها و كدورت هاي از اول تا به حالتان از بين برود.


?هدف فهميدن است.
اگر بخواهيد طرف مقابل خود را تغيير دهيد، به نتيجه نخواهيد رسيد. هدف از بحث و تبادل نظر ، درك متقابل، درك احساس يكديگر است نه تبديل همسرمان به فرد ديگري.

?ياد بگيريد عادات خود را كنار بگذاريد.
توجيهات و استدلال هاي مخرب و بي ثمر خود را بشناسيد و كنار بگذاريد. در عوض سعي كنيد بفهميد در مورد چه چيزهايي بيشتر بگو و مگو ميكنيد.
تغيير كردن ، زمان مي برد، عادات قديمي ،افكار كهنه و اجدادي يك دفعه عوض نمي شوند ، يادتان باشد مصالحه اثر بخش از راه حل هاي ناب و بي نظيري كه به همسري متنفر تحميل شده باشد بهتر است. بردن در بحث ها آرامش نمي آورد.


?توهين ممنوع!!!
از سرزنش، تهديد، تحقير، توهين، ضايع كردن، متهم كردن، همسرتان خودداري كنيد. رابطه اي كه با اين آفت هاي رفتاري آسيب ببيند ، به سختي ترميم خواهد شد.

?بحران هاي عادي را پيش بيني و مديريت كنيد.
برخي مواقع در زندگي مشترك ، اختلافاتي پيش مي آيد كه عادي و البته قابل پيش بيني هستند. مثلا تولد فرزند، اسباب كشي، تغيير شغل، فوت يكي از نزديكان…. در اين گونه شرايط به دليل افزايش اضطراب و گاها تنش در خانواده ،ممكن است سطح تحريك پذيري زوجين پايين آمده و سريع تر با يكديگر به مشكل بر بخورند. در نتيجه بايد سعي كنيد در اين شرايط خودتان را آرام كنيد و مديريت اوضاع را قبل از بحراني شدن شرايط در دست بگيريد.

 

?وقتي راه حلي پيدا نميكنيد، سوال جديدي از خود بپرسيد.
وقتي در بحث و تبادل نظر به بن بست رسيديد به سوالات زير پاسخ دهيد:
چطور شد به اين نقطه رسيديد؟
از ابن بحث چه ميخواهيد؟
چطور ميتوانيد حرف هايتان، خواسته هايتان را به شكل اثربخش تري بيان كنيد؟
در اين مقطع از زندگي مشترك خود چقدر بزرگ شده ايد؟
اگر جلوي اين اختلاف را نگيريد بدترين اتفاقي كه مي افتد چيست؟
چه تصميم ديگيري داريد؟ و از چه چيز اين تصميم ميترسيد؟

 

?از همسرتان توقع نداشته باشيد فكر شمارا بخواند.
احساس و فكرتان را به صورت مثبت بيان كنيد. براي مثال زماني كه مهمان داريد و نيازمند كمك همسرتان هستيد، به او بگوييد چه كاري انجام دهد، ( به جاي آنكه با خودتان فكرهاي مسموم كنيد مگر نمي بيند من چقدر كار دارم و همين طور بي تفاوت نشسته و تلوزيون ميبيند) .
يادتان باشد چون قبلا فلان مورد را گفته ايد دليل نمي شود همسرتان هميشه آن را به ياد بياورد.