نوشته‌ها

IMG_0993

احترام گذاشتن به نقاط قوت خود

هرچه بيشتر از خويشتن دروني خود آگاه ميشويد، راحت تر ميتوانيد نقاط قوتتان را تصديق كنيد و محترم بشماريد. منظور از نقاط قوت چيزهاي است كه به صورت طبيعي در آنها كارآمد هستيد و از طريق تكرار در آن ها ماهر شده ايد. احترام گذاشتن به نقاط قوت ، بخش مهمي از ساختن اعتماد به نفس است چون اعتماد به نفس غالبا در ادراك شما از تواناييتان ريشه دارد،اگر باور داريد كه خوب ارتباط برقرارميكنيد، با اعتماد به نفس بسيار به برقراري ارتباط خواهيد پرداخت. اگر باور داريد آمادگي جسماني شما خيلي بد است ، كم تر به آن اهميت ميدهيد، زيرا در اعماق وجودتان ندايي به شما ميگويد خود را به زحمت نيندازيد.اگر اعتماد به نفس قوي نداشته باشيد، شناخت و تصديق نقاط قوتتان چالش برانگيز خواهد بود، چون احتمالا باور شما به تواناييتان پايين است. حتي اگر در حوزه اي استعداد داشته باشيد ، به آن باور نداريد. در نتيجه آن را يك امتياز نميدانيد. آنچه نياز داريد يك شروع كوچك است. نخست يك كاغذ و قلم برداريد و هرچه را فكر ميكنيد در آن مهارت داريد، يادداشت كنيد. اگر مهارت فرق العاده اي نداريد، نگران نباشيد. فقط روي كارهايي تمركز كنيد كه در حالِ حاضر اندكي بهتر انجامش ميدهيد. همچنين كارهايي كه براي شما خيلي راحت هستند يا احساس ميكنيد در انجام دادنشان اعتماد به نفس بسياري داريد( مثلا ورزش، سازماندهي و تداركات، نويسندگي، برنامه ريزي يك رويداد، عكاسي ، بازي هاي كامپيوتري و….).
حالا هرچيزي را كه تا حدي در آن تجربه داريد يادداشت كنيد مثل كارهايي كه بايد در حرفه خود انجام دهيد يا فعاليت هايي كه در آنها مهارتي به دست آورده ايد( مثلا رانندگي، حسابداري، آشپزي، شريني پزي، تسلط بر زبان خارجه، فروشندگي، ارائه خدمات به مشتري و غيره).
آيا تعجب ميكنيد كه فهرست شما آنقدر ها هم كه ميترسيديد، خالي نيست؟ بهتر هم خواهد شد!
حالا ويژگي هاي مثبت شخصيت خود را يادداشت كنيد؛ چيزهايي كه باورداريد هستيد( مثلا مهربان، صميمي، بامحبت، قابل اعتماد، صبور و غيره).
لحظه اي به فهرست خود برگرديد. به فعاليت هايي كه با تمرين و تكرار بر آنها مسلط شده ايد، توجه ويژه اي كنيد.
سوال اساسي اين است: ” اگر توانسته ايد اين فعاليت ها را يادبگيريد و در آن پيشرفت كنيد، آيا نميتوانيد بر ديگر مهارت ها به خصوص آنهايي كه سال هاست دوست داريد شروع كنيد ، تسلط پيدا كنيد؟
حالا نسبت به توانايي هاي خود خوشبين تر هستيد؟
آيا به تدريج درميابيد كه با توسعه باورهاي خود و احترام گذاشتن به تقاط قوتتان ميتوانيد به هرچه ميخواهيد برسيد؟
وقتي عادت ميكنيد به نقاط قوت خود احترام بگذاريد و از محدوده باورهاي خودفراتر برويد، اعتماد به نفستان به تدريج افزايش ميبايد. سرانجام اين روند ، خيلي ساده تر ميشود چون هرچه اعتماد به نفس بيشتري داشته باشيد، سريع تر ميتوانيد در تقويت آن موفق شويد.

IMG_0885

ياد بگيريد خودتان را دوست داشته باشيد!

يادبگيريد خودتان را دوست داشته باشيد.
يكي از پيامدهاي عزت نفس پايين، مهربان نبودن با خود است.يعني از انجام كارهاي خوب براي خودتان دست برميداريد و تا آنجا پيش ميرويد كه بيش از آنچه واقعا لازم است، از خود مطالبه ميكنيد و خودتان را زير فشار ميگذاريد.
اينكه به خودتان فشار بياوريد تا عملكرد بهتري داشته باشيد، ميتواند يك عادت سالم باشد چون تشويقتان ميكند رشد كنيد و فراتر از حد و مرزهاي درك شده خود برويد؛ولي اگر اين كار را به شيوه اي منفي انجام دهيد، مثلا خود را ملامت كنيد، از خودتان به شدت كار بكشيد يا خودتان را تنبيه كنيد، ديگر كار سالمي نخواهد بود.
براي از بین بردن اين عادت هاي منفي و بالابردن عزت نفستان بايد بكوشيد به خودتان عشق بورزيد و خود را ارزشمند بدانيد، آن هم نه فقط در مواقعي كه احساس ميكنيد شايستگي آن را داريد بلكه هميشه و از همين لحظه به بعد …
آيا اين غيرممكن به نظر ميرسد؟

به نظرتان هيچ چيز دوست داشتني يا ارزشمندي در وجود شما نيست؟

يكي از پيامدهاي رايجِ عزت نفس پايين اين است كه به نظرتان سرانجام ميتوانيد خودتان را دوست داشته باشيد ولي فقط زماني كه در خودتان تغييراتي صورت داده باشيد. در تصوراتتان زماني ارزشمند خواهيد شد كه وزن كم كنيد، همسر دلخواه خود را بيابيد و مادر، پدر، خواهر، دوست ، كارمند، شهروند…بهتري شويد.

آيا اين جهتي است كه سال ها افكارتان در مسير آن پيش رفته اند؟

هرچقدر هم سخت به نظر برسد، همين حالا درست همين لحظه ، بايد ياد بگيريد چطور خودتان را دوست داشته باشيد. نميگويم كار ساده اي ست ،اما اگر مشتاقانه براي كسب آن بكوشيد ، دست يافتني خواهدبود.
دو روش خوب براي اينكه همين حالا شروع كنيد:
١- روزي چندبار با مهرباني با خودتان صحبت كنيد، احتمالا شما نيز همچون بيشتر كساني كه عزت نفس پاييني دارند، گفتگوهاي منفي در ذهنتان داريد كه گاها حتي خودتان از آن بي خبريد.
اين گفتگوهاي ذهني پراز نظرات و ادراكات منفي درباره خودتان است و باعث ميشود نسبت به نظرات خودتان احساس بدي پيدا كنيد.
اگر ميخواهيد اين پيام هارا تغيير دهيد بايد پيام هاي مثبت را جايگزين پيام هاي منفي كنيد. شايد نتوانيد فورا تغييرش دهيد، ولي اگر روزي چندبار روي آن كار كنيد ،بالاخره احساس بهتري نسبت به خود پيدا خواهيد كرد.
تا جايي كه ميتوانيد چيزهاي مثبتي به خودتان و درباره خودتان بگوييد .مطمعن باشید هر انسانی خصوصیات قابل توجه و منحصر به فردی دارد که باید انها را از حالت بالقوه ، بالفعل تبدیل کند.  وقتي كاري را به خوبي انجام ميدهيد از خودتان تمجيد كنيد حتي اگر آن كار، بي اهميت يا كم اهميت باشد.
به آيينه نگاه كنيد و از خودتان تعريف كنيد ولي حواستان باشد كه تعريفتات واقعي باشد! دروغ نگوييد چون ضميرناخودآگاهتان ميفهمد كه دروغ ميگوييد و نظرات مثبت را رد خواهد كرد. در عوض ، در خودتان يكي، دو چيز واقعا ستودني بيابيد و از آنها تعريف كنيد.
هنگام گفتن اين چيزها به خودتان، حتما از لحني مهربان و محبت آميز استفاده كنيد، آنهارا همچون روبات و بدون احساس بر زبان نياوريد. هر نظر را با همان لحني ادا كنيد كه در ستايش كساني كه واقعا برايتان مهم هستند، به كار مي بريد. شايد اين كار اندكي مسخره به نظر برسد، ولي ادامه دهيد! حتي ميتوانيد هنگام انجام اين كار بخنديد؛ خنده به شما كمك ميكند كمتر خودتان را جدي بگيريد و اندكي شادي و تفريح وارد اين روند ميكند.
٢- مدام بر ويژگي هاي مثبتتان تاكيد كنيد. يكي ديگر از پيامد هاي عزت نفس پايين اين است كه فرد گرايش دارد فقط بر موارد منفي تاكيد کند، در حالي كه ويژگي هاي مثبت شخصيتي و توانايي هايش را ناديده بگيرد. از امروز به بعد هر روز چنددقيقه اي به تاكيد و تاييد خصوصيات مثبتتان بپردازيد. مثلا با خودتان بگوييد ” شوخ طبعي من هميشه برايم مفيد بوده “يا ” واقعا خوشحالم كه تداركات و برنامه ريزي ام اينقدر خوب است. كمتر كسي همچين مهارتي دارد”. مهم نيست چه مهارتي باشي ولي حتما روي واقعيت ها تمركز كنيد.

اين فعاليت علاوه بر تقويت عزت نفستان به شما كمك ميكند اعتماد به نفس بيشتري نيز پيدا كنيد. با تاكيد بر مهارت هايتات جسارت بيشتري براي پرداختن به ديگر توانمندي ها و كشف كارهاي بسياري كه قادر به انجامشان هستيد، به دست مي آوريد.

photo_2018-01-24_16-14-03

كمي خلاقيت زندگي مشتركتان را نجات ميدهد.

همه ما خلاق هستيم ، آيا تاكنون از كسي كه برايتان مهم است، رنجيده خاطر شده ايد؟
در چنين شرايطي ميكوشيد با پاسخي هوشمندانه از خود دفاع كنيد ولي هيچ چيز به ذهنتان خطور نميكند. ساعت ها بعد وقتي فكر ميكنيد اين واقعه را كاملا فراموش كرده ايد ناگهان جوابي دندان شكن به فكرتان ميرسد، اگرچه خيلي دير است ولي هنوز احساس خوبي در شما ايجاد ميكند، حتي ممكن است اين جواب را با ديگري در ميان بگذاريد و او خلاقيتتان را تحسين كند.
اين واقعه خلاقيت ذاتي مغز را نشان ميدهد. مغزشما به صورت خودكار روي آنچه موجب رنجشتان شده است كار ميكند و ميكوشد پاسخي در خور ارائه كند. جواب كه پيدا شود شما و مغزتان احساس رضايت مي كنيد. خلاقيت غيرقابل پيش بيني و به اعقاد ما همواره فعال است. اين فعاليت زماني كه خواب هستيد يا روياهايي بسيار خلاق شگفت زده تان ميكند.
در داستان زوجيني كه به مراكز مشاوره مراجعه ميكنند ديده ميشود چقدر خلاقيت در زندگيشان كم است. همه ميگويند تقصير ها متوجه همسرشان است و اگر او تغيير كند، زندگي خيلي بهتر خواهد شد. ولي ما ميخواهيم به جاي مقصركردن يكديگر راه و روش جديدي ب كار بگيريم تا زندگي مشتركمان تغيير كند.
? خلاق ترين كاري كه بي ترديد همسرتان را متعجب ميكنيد اين است كه به وي بگوييد : “ميتوانيم يك فعاليت مشترك، كلاس مشترك( يا هر چيزي كه مورد علاقه همسرتان است )باهم برويم”.يعني با همفكري يكديگر يك فعاليت لذتبخش را پيدا كنيد تا هم زمان بيشتري در كنار هم باشيد و هم به يكديگر نزديكتر شويد تا زمينه يك مكالمه مناسب به وجود بيايد.
وقتي بتوانيد با همفكري همديگر فعاليتي لذتبخش را به وجود اوريد، هم زندگي را از سكون خارج ميكنيد و هم ذهنتان آماده يك مكالمه فرحبخش ميشود.
?در واقع اگر زندگي زناشويي براي شما و همسرتان كسالت بار شده ، گفتگوهاي لذتبخشتان كمتر شده است و با فواصل طولاني تري اتفاق ميافتد.
?ما ميخواهيم بگوييم كه از كارهاي تكراري كه قبلا يك ميليون بار انجام داده ايد خودداري كنيد، منظور ما اين نيست كه ايده جديدي كه به زندگيتان كمك ميكند بايد خلاقيت خارق العاده اي داشته باشد، ولي حداقل تازه و حمايتگرانه باشد. اين كار نيازمند تلاش و كوشش است و هر كوششي كه به آزمودن چيزي تازه و غيركنترل گر منجر شود، رابطه تان را تقويت ميكند.

?.رابطه اي كه فقط در آن لذت بردن از هم، تفريح مدنظر باشد بدون انتقاد، سرزنش، شكايت، غر زدن، تحقيير، تنبيه، تمسخر و كنترل باشد. از اين به بعد به جاي رفتارهاي سرد كننده، احترام، عشق، تشويق، گوش دادن، حمايت، اعتماد، پذيرش را جايگزين كنيد.اگر كمي از اين كارها را انجام دهيد براي زندگيتان تازگي خواهد داشت و تازگي خود نوعي خلاقيت است.
?كسالت، كشتي زندگي يكنواخت شمارا به گل مي نشاند. تعريف كسالت اين است كه مانند هميشه يكسان عمل كنيد و انتظار نتايج هيجان آوري داشته باشيد. از آنجا كه در زندگي زناشويي ناخوشنود ابراز محبت به يكديگر زياد نيست، شكل كوتاه شده اي از يك قانون طلايي را امتحان كنيد، بدون توجه به اينكه همسرتان چنين كاري ميكند يا خير با او طوري رفتار كنيد كه دوست داريد.
براي مثال كلمات زشت را از فهرست واژگان زندگي زناشويي خود حذف كنيد.
?يكسان و قابل پيش بيني نباشيد. اگر با همسرتان بحثي داريد و وي به نكته خوبي اشاره ميكند، بلافاصله لحظه اي سكوت كنيد وبا مهرباني به او نگاه كنيد يا ميتوانيد با لبخند به او بگوييد” ميداني؟ منظورت را ميفهمم . حق با توئه و من اشتباه ميكنم” اين جمله اگر همسرتان را دچار حمله قلبي نكند تاثير خوبي بر زندگي زناشويي شما ميگذارد.
?گاهي بكوشيد قدرشناسي خود را به همسرتان نشان دهيد. به ياد داشته باشيد زندگي زناشويي دشواري هاي خاص خود را دارد: كودكان، خانواده همسر، والدين سالمند، همسايه هاي ناسازگار و هزينه ها…و با قدرداني نكردن از همسري كه بعضي از اين مسئوليت ها را به عهده دارد، فرصت مهمي براي كمك به زندگي زناشوييتان را از دست داده ايد.
?وقتي با يكديگر راجع زندگي زناشويي تان صحبت ميكنيد از زندگي به عنوان زندگي ما ياد كنيد نه زندگي تو يا من.
?شوخي و خنده را در زندگي خود حفظ كنيد. برنامه هاي كمدين هاي مورد علاقع تان را كه واقعيات دنيا را به شيوه اي جديد و خنده دار ميبينند، تماشا كنيد. اگر زندگيتان پر انرژي تر شد يعني زندگي شما به خنده و شادابي احتياج دارد.
حال كه معناي خلاقيت در زندگي مشترك را متوجه شديد، درباره اين پرسش فكر كنيد كه آخرين باري كه از خلاقيتتان براي گذراندن ساعاتي خوش در كنار هم استفاده كرده ايد ، كي بوده است؟؟؟

IMG_6637

چرا با “نه” گفتن احساس گناه ميكنيد؟

اجتناب شما از ” نه” گفتن ميتواند با عزت نفسي در ارتباط باشد كه فكر ميكنيد با كاري انجام دادن براي ديگران به دست ميايد. با ” نه ” گفتن احساس ميكنيد كه فرصتي براي راضي كردن ديگران را از دست ميدهيد.از آنجا كه احساس خودارزشمندي شما تا حدود زيادي بستكي به كارهايي دارد كه براي ديگران ميكنيد، اكراه شما در جواب ” نه” دادن به خواسته هاي ديگران قابل درك است. اما مساله اي كه شما در نقش يك مهرطلب با آن رو به رو هستيد اين است كه به رغم توانايي چشمگيري كه تاكنون در براورده ساختن نياز ديگران نشان داده ايد، زماني فراميرسد كه نيرويتان به انتها بكشد. در اين زمان،با انكه در تمامي اقدامات خود قصد خير داشته ايد، به شرايطي ميرسيد كه ميبينيد ديگر نميتوانيد به ديگران خدمت كنيد.
? تنها راه اجتناب از اين موقعيت و براي اينكه بتوانيد به كساني كه انها را دوست داريد جواب ” آري” بدهيد اين است كه ” نه ” گفتن را بياموزيد . بايد بتوانيد دست كم در بعضي مواقع، به بعضي ها جواب “نه” بدهيد. در واقع توانايي جواب ” نه” دادن نشانگان بيماري راضي كردن ديگران را از بين ميبرد.
نه گفتن مستلزم آن است كه منبع تغذيه عزت نفستان را در قالب جديدي قرار بدهيد.شما در نقش يك مهرطلب به خود آموخته ايده وقتي كاري براي ديگران انجام ميدهيد احساس خوبي پيدا كنيد؛ هرچند با اين كار كنترل چگونگي مصرف كردن زمان و انرژي گرانبها را از دست ميدهيد.
اما در نقش يك بيمار بهبودي يافته بايد احساس خوب داشتن را بياموزيد زيرا شما حالا كنترل زندگيتان را مجددا به دست گرفته ايد.حالا به شرايطي رسيده ايد كه ميتوانيد درباره كارهايي كه ميخواهيد بكنيد و يا نميخواهيد بكنيد تصميم بگيريد.
اما چرا گفتن نه شمارا مشوش و ناراحت ميكند؟ چرا وقتي به كسي جواب ” نه” ميدهيد احساس گناه ميكنيد؟آنچه متوجه آن نيستيد اين است كه با سالها جواب ” آري” دادن به ديگران جواب ” نه ” را در خود سركوب كرده ايد و حالا اين ” نه ” هاي سركوب شده ميتواند اسباب خشم و ناراحتي شما را فراهم سازد.
در اين شرايط هرگز جاي تعجب نيست كه با گفتن” نه” مشوش شويد. تشويش شما بيشتر ناشي از رنجش هايي است كه در خود سركوب كرده ايد.
با ” نه ” گفتن حد و حدودي براي خود در نظر ميگيريد. ميتوانيد براي قياس كسي را در نظر بگيريد كه با پا گذاشتن بر پنجه هاي شما به حدود و مرزهاي شما تجاوز ميكند.
احتمالا ميتوانيد خودتان را كنترل كنيد و محترمانه به او بگوييد كه پايش را روي پاي شما گذاشته است. اما براي اينكه احيانا اورا نرنجانيد درد را تحمل ميكنيد و به روي خود نمي آوريد. اگر شخص مورد نظر مرتب پاگذاشتن روي پاي شما را تكرار كند به موقعيتي ميرسيد كه ديگر به شكل كنترل شده نميتوانيد با او حرف بزنيد. هرچه بيشتر به روي خود نياوريد بيشتر خويشتن داريتان را از دست ميدهيد. به جايي ميرسيد كه بگوييد ” ديگر نمي توانم تحمل كنم” در اين زمان صدايتان را بلند ميكنيد.
?وقتي به خود اجازه ” نه” گفتن ميدهيد به بعضي ها، در بعضي مواقع قدم مهمي را در راستاي بهبودي خود برداشته ايد.

اصلاح نگرش: آدم هاي خوب و خوشايند ميتوانند ” نه” بگويند.
وقتي به خود اجازه ميدهيد كه نه بگوييد بار سنگيني را از روي دوش هاي خود برميداريد. اين بار كه ميخواهيد نه بگوييد به اين انديشه هاي اصلاحي توجه كنيد.
?لازم است در مواقعي به بعضي جواب نه بدهيد تا فرصت و امكان فراهم شود كه به كساني كه واقعا در زندگيتان ارزشمند هستند جواب آري بدهيد.
?لازم است با خود به همان اندازه كه با ديگران خوب رفتار ميكنيد ، رفتاري خوشايند داشته باشيد.
?وقتي ميخواهيد نه بگوييد و با اين حال جواب آري مي دهيد بايد احساس گناه كنيد.
?ارزش شما درنقش يك انسان ارتباطي با كارهايي كه براي ديگران ميكنيد ندارد. با نه گفتن در مواقعي به بعضي از اشخاص چيزي از ارزش شما كاسته نميشود. به جاي آن با احتمال زياد بر ارزش شما مي افزايد.