نوشته‌ها

IMG_0993

احترام گذاشتن به نقاط قوت خود

هرچه بيشتر از خويشتن دروني خود آگاه ميشويد، راحت تر ميتوانيد نقاط قوتتان را تصديق كنيد و محترم بشماريد. منظور از نقاط قوت چيزهاي است كه به صورت طبيعي در آنها كارآمد هستيد و از طريق تكرار در آن ها ماهر شده ايد. احترام گذاشتن به نقاط قوت ، بخش مهمي از ساختن اعتماد به نفس است چون اعتماد به نفس غالبا در ادراك شما از تواناييتان ريشه دارد،اگر باور داريد كه خوب ارتباط برقرارميكنيد، با اعتماد به نفس بسيار به برقراري ارتباط خواهيد پرداخت. اگر باور داريد آمادگي جسماني شما خيلي بد است ، كم تر به آن اهميت ميدهيد، زيرا در اعماق وجودتان ندايي به شما ميگويد خود را به زحمت نيندازيد.اگر اعتماد به نفس قوي نداشته باشيد، شناخت و تصديق نقاط قوتتان چالش برانگيز خواهد بود، چون احتمالا باور شما به تواناييتان پايين است. حتي اگر در حوزه اي استعداد داشته باشيد ، به آن باور نداريد. در نتيجه آن را يك امتياز نميدانيد. آنچه نياز داريد يك شروع كوچك است. نخست يك كاغذ و قلم برداريد و هرچه را فكر ميكنيد در آن مهارت داريد، يادداشت كنيد. اگر مهارت فرق العاده اي نداريد، نگران نباشيد. فقط روي كارهايي تمركز كنيد كه در حالِ حاضر اندكي بهتر انجامش ميدهيد. همچنين كارهايي كه براي شما خيلي راحت هستند يا احساس ميكنيد در انجام دادنشان اعتماد به نفس بسياري داريد( مثلا ورزش، سازماندهي و تداركات، نويسندگي، برنامه ريزي يك رويداد، عكاسي ، بازي هاي كامپيوتري و….).
حالا هرچيزي را كه تا حدي در آن تجربه داريد يادداشت كنيد مثل كارهايي كه بايد در حرفه خود انجام دهيد يا فعاليت هايي كه در آنها مهارتي به دست آورده ايد( مثلا رانندگي، حسابداري، آشپزي، شريني پزي، تسلط بر زبان خارجه، فروشندگي، ارائه خدمات به مشتري و غيره).
آيا تعجب ميكنيد كه فهرست شما آنقدر ها هم كه ميترسيديد، خالي نيست؟ بهتر هم خواهد شد!
حالا ويژگي هاي مثبت شخصيت خود را يادداشت كنيد؛ چيزهايي كه باورداريد هستيد( مثلا مهربان، صميمي، بامحبت، قابل اعتماد، صبور و غيره).
لحظه اي به فهرست خود برگرديد. به فعاليت هايي كه با تمرين و تكرار بر آنها مسلط شده ايد، توجه ويژه اي كنيد.
سوال اساسي اين است: ” اگر توانسته ايد اين فعاليت ها را يادبگيريد و در آن پيشرفت كنيد، آيا نميتوانيد بر ديگر مهارت ها به خصوص آنهايي كه سال هاست دوست داريد شروع كنيد ، تسلط پيدا كنيد؟
حالا نسبت به توانايي هاي خود خوشبين تر هستيد؟
آيا به تدريج درميابيد كه با توسعه باورهاي خود و احترام گذاشتن به تقاط قوتتان ميتوانيد به هرچه ميخواهيد برسيد؟
وقتي عادت ميكنيد به نقاط قوت خود احترام بگذاريد و از محدوده باورهاي خودفراتر برويد، اعتماد به نفستان به تدريج افزايش ميبايد. سرانجام اين روند ، خيلي ساده تر ميشود چون هرچه اعتماد به نفس بيشتري داشته باشيد، سريع تر ميتوانيد در تقويت آن موفق شويد.

IMG_0885

ياد بگيريد خودتان را دوست داشته باشيد!

يادبگيريد خودتان را دوست داشته باشيد.
يكي از پيامدهاي عزت نفس پايين، مهربان نبودن با خود است.يعني از انجام كارهاي خوب براي خودتان دست برميداريد و تا آنجا پيش ميرويد كه بيش از آنچه واقعا لازم است، از خود مطالبه ميكنيد و خودتان را زير فشار ميگذاريد.
اينكه به خودتان فشار بياوريد تا عملكرد بهتري داشته باشيد، ميتواند يك عادت سالم باشد چون تشويقتان ميكند رشد كنيد و فراتر از حد و مرزهاي درك شده خود برويد؛ولي اگر اين كار را به شيوه اي منفي انجام دهيد، مثلا خود را ملامت كنيد، از خودتان به شدت كار بكشيد يا خودتان را تنبيه كنيد، ديگر كار سالمي نخواهد بود.
براي از بین بردن اين عادت هاي منفي و بالابردن عزت نفستان بايد بكوشيد به خودتان عشق بورزيد و خود را ارزشمند بدانيد، آن هم نه فقط در مواقعي كه احساس ميكنيد شايستگي آن را داريد بلكه هميشه و از همين لحظه به بعد …
آيا اين غيرممكن به نظر ميرسد؟

به نظرتان هيچ چيز دوست داشتني يا ارزشمندي در وجود شما نيست؟

يكي از پيامدهاي رايجِ عزت نفس پايين اين است كه به نظرتان سرانجام ميتوانيد خودتان را دوست داشته باشيد ولي فقط زماني كه در خودتان تغييراتي صورت داده باشيد. در تصوراتتان زماني ارزشمند خواهيد شد كه وزن كم كنيد، همسر دلخواه خود را بيابيد و مادر، پدر، خواهر، دوست ، كارمند، شهروند…بهتري شويد.

آيا اين جهتي است كه سال ها افكارتان در مسير آن پيش رفته اند؟

هرچقدر هم سخت به نظر برسد، همين حالا درست همين لحظه ، بايد ياد بگيريد چطور خودتان را دوست داشته باشيد. نميگويم كار ساده اي ست ،اما اگر مشتاقانه براي كسب آن بكوشيد ، دست يافتني خواهدبود.
دو روش خوب براي اينكه همين حالا شروع كنيد:
١- روزي چندبار با مهرباني با خودتان صحبت كنيد، احتمالا شما نيز همچون بيشتر كساني كه عزت نفس پاييني دارند، گفتگوهاي منفي در ذهنتان داريد كه گاها حتي خودتان از آن بي خبريد.
اين گفتگوهاي ذهني پراز نظرات و ادراكات منفي درباره خودتان است و باعث ميشود نسبت به نظرات خودتان احساس بدي پيدا كنيد.
اگر ميخواهيد اين پيام هارا تغيير دهيد بايد پيام هاي مثبت را جايگزين پيام هاي منفي كنيد. شايد نتوانيد فورا تغييرش دهيد، ولي اگر روزي چندبار روي آن كار كنيد ،بالاخره احساس بهتري نسبت به خود پيدا خواهيد كرد.
تا جايي كه ميتوانيد چيزهاي مثبتي به خودتان و درباره خودتان بگوييد .مطمعن باشید هر انسانی خصوصیات قابل توجه و منحصر به فردی دارد که باید انها را از حالت بالقوه ، بالفعل تبدیل کند.  وقتي كاري را به خوبي انجام ميدهيد از خودتان تمجيد كنيد حتي اگر آن كار، بي اهميت يا كم اهميت باشد.
به آيينه نگاه كنيد و از خودتان تعريف كنيد ولي حواستان باشد كه تعريفتات واقعي باشد! دروغ نگوييد چون ضميرناخودآگاهتان ميفهمد كه دروغ ميگوييد و نظرات مثبت را رد خواهد كرد. در عوض ، در خودتان يكي، دو چيز واقعا ستودني بيابيد و از آنها تعريف كنيد.
هنگام گفتن اين چيزها به خودتان، حتما از لحني مهربان و محبت آميز استفاده كنيد، آنهارا همچون روبات و بدون احساس بر زبان نياوريد. هر نظر را با همان لحني ادا كنيد كه در ستايش كساني كه واقعا برايتان مهم هستند، به كار مي بريد. شايد اين كار اندكي مسخره به نظر برسد، ولي ادامه دهيد! حتي ميتوانيد هنگام انجام اين كار بخنديد؛ خنده به شما كمك ميكند كمتر خودتان را جدي بگيريد و اندكي شادي و تفريح وارد اين روند ميكند.
٢- مدام بر ويژگي هاي مثبتتان تاكيد كنيد. يكي ديگر از پيامد هاي عزت نفس پايين اين است كه فرد گرايش دارد فقط بر موارد منفي تاكيد کند، در حالي كه ويژگي هاي مثبت شخصيتي و توانايي هايش را ناديده بگيرد. از امروز به بعد هر روز چنددقيقه اي به تاكيد و تاييد خصوصيات مثبتتان بپردازيد. مثلا با خودتان بگوييد ” شوخ طبعي من هميشه برايم مفيد بوده “يا ” واقعا خوشحالم كه تداركات و برنامه ريزي ام اينقدر خوب است. كمتر كسي همچين مهارتي دارد”. مهم نيست چه مهارتي باشي ولي حتما روي واقعيت ها تمركز كنيد.

اين فعاليت علاوه بر تقويت عزت نفستان به شما كمك ميكند اعتماد به نفس بيشتري نيز پيدا كنيد. با تاكيد بر مهارت هايتات جسارت بيشتري براي پرداختن به ديگر توانمندي ها و كشف كارهاي بسياري كه قادر به انجامشان هستيد، به دست مي آوريد.

IMG_9060

كودك جنسي در روابط زناشويي

وقتي سخن از كودك جنسي به ميان مي آيد منظور آن بخش از بيان و ابراز احساسات زن يا مرداست كه در اتاق خواب ابراز وجود ميكند، بازيگوشي جنسي ميكند، در حوزه رفتارجنسي خلاقيت و نوآوري ميكند، عاشقانه به روابط زناشويي مي نگرد و به مقوله رابطه جنسي، هيجان و تازگي و طراوت مي بخشد و خوشبختي جنسي دارد و كاملا آزاد و رهاست.زن و شوهرهايي كه در اتاق خواب و روابط جنسي خود، مسئله و مشكل دارند، در واقع كودك جنسي آنها دلخور، رنجيده، افسرده، نااميد، بي انگيزه، خشمگين است.
در بحث كودك جنسي ما بخش حالات هيجاني و پرشور جنسي هر زن و مردي را هدف قرار ميدهيم.

?٣ كودك جنسي معجزه گر و جادويي:

كودك جنسي بازيگوش

كودك جنسي عاشق

كودك جنسي خلاق

 .

 

?٤ كودك جنسي مخرب:

كودك جنسي سر به راه

كودك جنسي خودخواه

كودك جنسي لجباز

كودك جنسي خشمگين

? حالات روانشناختي كودك جنسي رفتارهاي خاص خود را دارند و براي پويايي جنسي زناشويي به كودك هاي معجزه گر شديدا نيازمنديم و البته بايدبه كمك بالغ جنسي چهار كودك جنسي ديگر را كه ضربه زننده هستند، محدود و مسدود كرد ،زيرا براي زندگي و پويايي جنسي هزينه بر و مضر هستند.

كودك جنسي طبيعي:
كودك جنسي طبيعي سرشار از هيجان ، انرژي زندگي، حيات و خودانگيختگي هاست. او به زندگي معنا و مفهوم ميدهد.
عشق و دوست داشتن ماده اوليه عشق ورزي كودك جنسي است، زيرا در بهترين حالتش بايد بتواند دوست داشته باشد تا از طرف همسرش دوست داشته شود و اين ردو بدل شدن، حس دوست داشتن دو طرفه هيجان كودك جنسي را بالا ميبرد.از اين رو زن و مرد بايد ياد بگيرند در اتاق خواب حسِ دوست داشتنِ بدون قيدو شرط خود را در حالات ، آهنگ، لحنِ صدا و جملات خود طوري ابراز نمايند كه حس عشق و دوست داشته شدن به طرف مقابل دست دهد و فرد به درجه تسليم روان شناختي و تسليم محض فيزيولوژيك برسد. رابطه جنسي زن و شوهر همراه با عشق و دوست داشتن ، هردو را به اوج لذت جنسي مي رساند.
يكي ديگر از ويژگي هاي كودك جنسي طبيعي ، خوش بيني هاي جنسي اوست و اگر به دلايلي كودك جنسي از اين موضوع محروم يا در گذشته ضربه خورده باشد، قطعا در رابطه زناشويي درگير يك نوع پارانوييد جنسي زناشويي خواهدشد، حس بدبيني، شك وترديد در رابطه جنسي زن و شوهر خودنمايي خواهد كرد و ديگر آن در نميتوانند صميميت جنسي را تجربه كنند.
كودك جنسي طبيعي، به طور ذاتي خوش بين است و با همين حس كه انرژي توليد ميكند، وارد اتاق خواب مي شود و با همين حس هم از اتاق خارج ميشود، چون نگاهش به رابطه جنسي زناشويي منفي و پست نيست و تعامل جنسي را باعث توليد انرژي هاي مثبت بيشتر در زندگي ميداند.

كودك جنسي بازيگوش:
كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي زناشويي نقش كودكي را به عهده دارد كه سراسر سرگرمي، بازيگوشي، فانتزي، انرژي، شيطنت، تفريح، شور، سرمستي، از ته دل خنديدن،كارهاي پر ريسك كردن، سورپرايز كردن….است. وجود تين كودك در روابط زن و مرد بسيار ضروري و حياتي ست، چون به حيات جنسي يك زوج معناي ديگري مي بخشد. هر زوج براي رسيدن به صميميت جنسي بايد از كودك جنسي بازيگوش بهره ببرند و لازم است هردو به نسبت خودشان، يك آدمك بازيگوش را قبل و هنگام آميزش جنسي فعال نگه بدارند.

چندسوال:
? كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي شما چند درصد حضور دارد؟
? كدام يك از شما در رابطه جنسي بازيگوش تر هستيد؟
?اگر در روابط جنسي شما كودك جنسي بازيگوش وجود ندارد، دليل آن را چه ميدانيد؟
همه انسان ها در رابطه جنسي خود مقداري بازيگوشي دارند، ١٠-٢٠ درصد ، اما منظور ما بازيگوشي در حد شصت درصد به بالاست. طوري كه هيجانِ قوي،پررنگ و غليظ جنسي را به واسطه بازيگوشي هاي خود به وجود بياورد و طرف مقابل را محو بازيگوشي هاي خود كند.
امروزه درصد زيادي از مردان به نسبت فشار اقتصادي زياد، استرس هاي شغلي و درگيري بيرون از منزل ، دچار خستگي هاي رواني ميشوند كه آنها را به سمت كرختي و سردي و بي انگيزگي جنسي مي برد. لذا در اين شرايط كودك بازيگوش جنسي زن بايد فعال تر عمل كند،گاهي كودك بازيگوش جنسي زن بايد شروع كننده باشد و هيجان و بازيگوشي متنوع خلق كند كه به سرزنده نگه داشتن شور و صميميت جنسي مرد كمك ميكند.
كودك بازيگوش جنسي فرد بايد بتواند در مراحل بسيارمهم نبوغ خود را در بازيگوشي هاي نرم و تند نشان دهد: به طور مثال:
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش در مرحله پيش نوازي
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش هنگام وضعيت هاي جنسي.
فعال كردن كودك بازيگوش جنسي به اين معناست كه آدمك جنسي مرد و زن دست به كارهاي خلاف عادت بزند، انواع و اقسام سرگرمي ها، تفريح ها، آموزش ها، بازي ها و شيطنت هاي كلامي و غيركلامي مثبت را در مرحله پيش نوازي انجام دهد تا همسرش به رضايت جنسي برسد.
زندگي زناشويي هر زن و شوهري مديون همين بازيگوشي هاي خلاقانه خواهد بود و وقتي كودك جنسي حضور پررنگ و جدي در روابط نداشته باشد، زوج ها صداي شمارش معكوس جدايي خود را خواهند شنيد.

كودك جنسي خشمگين :
يكي از حالت هايي كه به شدت بين زن و شوهر فاصله جنسي ايجاد كرده و ابراز احساسات تخريبب به وجود مي آورد، فعال بودن كودك خشمگين،آزرده و عصباني در اتاق خواب يا قبل از ورود به اتاق خواب است.صميميت جنسي فقط در اتاق خواب شكل نميگيرد. وقتي زن و شوهر چندساعت قبل باهم دعواي شديدي كرده و به يكديگر انواع تهمت ها را زده و توهين كرده اند، انتظار يك رابطه جنسي گرم و داغ از هر دوطرف غيرمنطقي است. وقتي علت شناسي ميشود، مشخص ميگردد مثلا مرد كودك جنسي عصباني و پرخاشگر دارد كه فضاي جنسي زناشويي را خدشه دار ميكند. شاي در فضاي روابط جنسي زن و مرد، درصدي خشونت بالغانه متعادل به نظر برسد ، اما بروز رفتارهاي افراطي و بيمارگون جنسي در مرد طبيعي نبوده و زن مشكوك ميشود ، زيرا رفتارهاي پرخاشگرانه براي ايجاد برانگيختگي جنسي، توجيه پذير نيست و لازم است مرد تحت روان درماني كوتاه مدت قرار بگيرد.مردي كه در اتاق خواب حركات و رفتارهاي خارج از نٌرم ميكند ،بي ادبي ، عقده هاي جنسي يا نفرت ها و كمبود هاي شخصيتي خود را سرِهمسر يا عشق خود خالي ميكند، لازم است مورد تشويق و تاييد زن قرارنگرفته يا حمايت نشود زيرا او در گذر زمان مورد خشونت هاي عاطفي و جنسي قرار ميگيرد و اگر قبح اين نوع رفتارها ريخته شود، كار به مرور سخت تر خواهد شد.
زن بايدبتواند حد تعادل خشونت سالم جنسي را بشناسد و اگر مرد از حد خود تجاوز نمود، اورا بازخواست و تحريم يا ارتباط جنسي خود را باهمسرس قطع كند تا همسرش بتواند رفتارهاي جنسي خود را متعادل كند.

?نشانه شناسي كودك جنسي خشمگين:
١-كلمات و جملات: كلمات و جملات بيش از حدتوهين آميز ، وقيح، تحقير كننده، آزاردهنده و بيزار كننده هستند، به گونه اي كه احساسات همسر را جريحه دار كرده و اورا در معذوريت هاي اخلاقي قرار ميدهند يا حرف هاي خارج از چهارچوب هاي اخلاقي زده ميشود كه باعث شرم و احساس آزردگي همسر ميشود.
٢-آهنگ و لحن صدا:لحن و آهنگ كودك خشمگين و گاه والد خشمگين بسيار تحقيركننده، توهين آميز و خارج از حد طبيعي است، طوري كه در همسر احساس تحقير و منت ايجاد كرده و به او القا ميكند وارد رفتاري پست شده است.
٣- حالات و حركات ظاهري: حركت و حالاتي حاكي از نفرت و خشم به همسر و شريك جنسي خود است، گاه همراه با خشونت هاي فيزيكي بيش از حد و بيمارگون است كه از يك انسان طبيعي سر نميزند.

Benefits-of-Quitting-Smoking-620x350

ترک سیگار

به طور کلی وقتی صحبت از وابستگی به مصرف ماده‌ای می‌شود، در واقع به اختلالی اشاره می‌شود که عوامل متعددی از جمله ژنتیک و وراثت، عوامل محیطی و اجتماعی و مسایل روانی در آن دخیل است و کاهش و کنترل تأثیر‌پذیری از این عوامل، بسیار سخت و گاهی غیرممکن می‌شود. به همین علت، هنگام صحبت از ترک سیگار، بسیاری از افراد به آن به عنوان یک مقوله دست‌نیافتنی و شاید غیرعملی در درازمدت، نگاه می‌کنند و بر این باورند که ترک دائم سیگار در اکثر موارد، ممکن نیست. اما روانپزشکان و متخصصانی که در حوزه ترک سیگار فعالیت می‌کنند بر این باورند که گرچه رفع همیشگی وابستگی به سیگار مشکل است، غیرممکن نیست. با وجودی که راه قطعی و صددرصد برای ترک سیگار وجود ندارد، نکته مهم آن است که حتی افرادی که در تلاش‌های نخست برای ترک موفق نمی‌شوند به احتمال زیاد می‌توانند سرانجام به هدف خود برسند. بی‌شک، داشتن انگیزه کافی، پشتکار، خودداری از ناامیدی و کمک گرفتن از متخصصان در ترک سیگار مؤثر است. در مطلب ذیل قصد داریم کمی بیشتر به این مقوله بپردازیم.

 

ترک وابستگی از نوع جسمی و روانی

وابستگی جسمی به نیکوتین معمولاً خود را به صورت نیاز به مصرف بیشتر در طول زمان و علایم جسمانی ترک سیگار نشان می‌دهد. وابستگی روانی به سیگار نیز معمولاً به‌صورت میل شدید به مصرف و ناتوانی در کنترل مصرف و صرف وقت و هزینه زیاد به منظور تهیه آن است. به بیان دیگر، وابستگی به نیکوتین هم جسمی و هم روانی است و در مواردی این دو از هم قابل تفکیک نیست و در حقیقت دو روی یک سکه است.
در واقع، ترک سیگار با در نظر گرفتن وابستگی‌های جسمی و روانی همراه آن ممکن است. آمارها نشان می‌دهد به طور متوسط ۵۰ درصد افراد سیگاری در نهایت، موفق به ترک سیگار می‌شوند. معمولاً افراد تلاش‌های متعددی برای ترک دارند که در هر تلاش حدود ۵ تا ۱۰ درصد احتمال موفقیت وجود دارد. البته در صورتی که افراد از درمان‌های دارویی و غیردارویی موجود کمک بگیرند احتمال موفقیت به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

ترک وابستگی روانی به سیگار سخت‌تر است

معمولاً عوارض جسمی ترک سیگار، فقط طی چند روز اول در شکست خوردن این تلاش‌ها نقش دارد و آنچه در درازمدت باعث عود و بازگشت به مصرف سیگار می‌شود عوامل روانی مثل هوس است.
مواد به‌صورت کلی و سیگار به طور خاص اثرات درازمدتی بر مغز می‌گذارد که برطرف شدن این اثرات مدت زیادی طول می‌کشد. فرد سیگاری معمولاً در زمان ترک با شرایط و محیط‌هایی روبه‌رو می‌شود که به طرز بسیار قوی موجب برانگیخته شدن هوس کشیدن مجدد سیگار در وی می‌شود.

 چگونه سیگار را ترک کنیم؟

چه کسانی در ترک دائم سیگار موفق هستند؟

شرط اصلی و لازم برای ترک یک عادت مضر، داشتن انگیزه بالا است. بنابراین افرادی که انگیزه بالاتری دارند در ترک سیگار موفق‌تر هستند. دلایل متعددی می‌تواند در موفق نبودن فرایند ترک سیگار نقش داشته باشد. مثلاً افرادی که به‌علت مشکلات بیولوژیک در گیرنده‌های نیکوتینی نیاز بیشتری به نیکوتین دارند و نیز افرادی که بدن آنها به‌علت مصرف طولانی‌مدت نیکوتین، خود را با نیکوتین بالا تطبیق داده است، معمولاً در فرایند ترک سیگار با مشکل بیشتری مواجه می‌شوند. اما مسائل دیگری هم در شکست ترک مؤثر است. مثلاً محیط اجتماعی و خانوادگی که باعث می‌شود فرد به طور مکرر در معرض دیدن سیگار قرار بگیرد یا مشکلات دیگری مثل افسردگی و اضطراب که می‌تواند برانگیزاننده هوس در فرد باشد. برخی از افراد نیز ممکن است به علل دیگری از جمله افزایش وزن، دوباره رو به مصرف سیگار بیاورند.

مؤثرترین شیوه‌های ترک

خوشبختانه شیوه‌های متعددی برای ترک سیگار وجود دارد، از درمان‌های غیر دارویی مثل رفتار درمانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و روش‌های پیشگیری از عود گرفته تا درمان‌های دارویی که بهره‌گیری از آنها در کنار هم، با انتخاب صحیح و تحت نظر پزشک می‌تواند بسیار مؤثر و مفید باشد.
به عنوان مثال داروهایی وجود دارد که مصرف آنها در مدتی کوتاه باعث کاهش میل افراد به سیگار می‎شود. سردسته آنها دارویی به نام بوپروپیون (Bupropion) است. داروی دیگری که اخیراً مصرف آن رایج شده با نام وارنیکلاین (Varenicline) گیرنده‌های نیکوتینی را تنظیم می‎کند و می‎تواند شانس موفقیت ترک سیگار را تا سه برابر افزایش دهد.
جایگزین‌های نیکوتین نیز می‌تواند بدون این‌که اثرات مضر سیگار را داشته باشد، نیاز بدن به نیکوتین را کم کند. فرآورده‌‎های نیکوتینی مختلفی در بازار وجود دارد که در حال حاضر رایج‌ترین آنها آدامس و چسب نیکوتین است.
در واقع، تلفیق این درمان‌ها تحت نظر پزشک از مؤثر‌ترین شیوه‌های درمانی ترک سیگار محسوب می‌شود.

به جای تبلیغات به متخصصان اعتماد کنید.

طی سال‌های اخیر، اثرپذیری از تبلیغات مربوط به روش‌های ترک سیگار، مردم را با چالش‌ها و مشکلات زیادی روبه‌رو کرده تا جایی که اعتماد به روش‌های تبلیغی برای ترک سیگار را با تردید‌های زیادی مواجه ساخته است.
درباره برخی از محصولاتی که به عنوان جایگزین‌های نیکوتین تبلیغ می‌شود باید گفت که گاهی این جایگزین‌ها می‌تواند در روند ترک سیگار مؤثر و مفید باشد که اغلب آنها در داروخانه‌ها نیز در دسترس و بدون نسخه قابل تهیه است. البته برای تنظیم میزان مصرف آنها بهتر است از پزشک کمک گرفته شود. اثرات بهره‌گیری از روش‌هایی مانند سیگار الکترونیک هنوز برای متخصصان اثبات نشده است، اما بدون شک، برای پیدا کردن بهترین راه درمان باید به جای تبلیغات رسانه‌ای به متخصصان و پزشکان اعتماد کرد.

توصیه‌هایی برای موفقیت در ترک

فردی که تصمیم جدی برای ترک سیگار گرفته است، قبل از آغاز روند ترک باید بداند که ترک یک عادت، کاری سخت و طاقت‌فرسا و در صورت موفقیت، بسیار شیرین و لذت‌بخش است. هنگامی که فرد تصمیم به ترک می‌گیرد در حقیقت به راهی پرفراز و نشیب قدم می‌گذارد. برخی فکر می‌کنند که ترک سیگار یک فرایند همه یا هیچ است و برخی هم پس از مدتی از ترک، مغرور می‌شوند و خود را ایمن از بازگشت می‌دانند؛ چنین افرادی معمولاً در هنگام عود فکر می‌کنند که با یک یا دو نخ سیگار اتفاقی نخواهد افتاد، در حالی که همین مصرف کم نیز می‌تواند آتش بازگشت به سیگار را شعله‌ور کند.
تا حد امکان باید از سرنخ‌هایی که افراد را پس از ترک به یاد سیگار می‌اندازد دوری شود و پس از گرفتن تصمیم برای ترک نیز نباید حتی یک نخ سیگار در منزل نگهداری شود. با دوستان سیگاری نیز باید کمتر معاشرت شود و از حضور در جمعی که در آن سیگار کشیده می‌شود اجتناب گردد. به خاطر داشته باشیم که بحث اعتیاد به سیگار، یک موضوع زیست‌شناختی، روانی و اجتماعی است و خانواده و اطرافیان مهم‌ترین قسمت از این شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دهند. بنابراین نقش حمایتی آنان در ایجاد انگیزه و فراهم کردن شرایط محیطی لازم برای ترک سیگار بسیار مهم است    

IMG_6932

چطور يكديگر را دلسرد ميكنيم؟

در قسمت قبل به عواملي كه موجب نزديك شدن زوجين به يكديگر ميشود يا همان عوامل دلگرم كنند در زندگي زناشويي اشاره كرديم، در اين قسمت ميخواهيم عواملي كه موجب سردي و دور شدن زوجين از يكديگر ميشود ، مورد بررسي قرار دهيم.
ما گاهي اوقات عليرغم حسن نيت خود، با رفتارمان يكديگر را دلسرد ميكنيم.
چهار روش دلسرد كردن عبارتند از : سلطه گري زيركانه، ترساندن، تصديق نكردن پيشرفت و حساسيت بيش از حد.

?سلطه گري زيركانه: گاهي اوقات احساس ميكنيم روش ما، بهترين روش و تنها راه موفقيت و تنها راه رسيدن به هدف است. در نتيجه براي آنكه كارها درست انجام شوند، مسوليت كارها را بر عهده گرفته و پيشرفت همسرمان را ناديده ميگيريم.در اين حالت عليرغم اينكه حسن نيت داريم، عملا زيركانه سلطه گري ميكنيم. سلطه گري صرف نظر از اينكه چقدر زيركانه باشد، همسرمارا دلسرد كرده و در او احساس طرد شدن ايجاد ميكند. اموري كه معمولا در آنها به سلطه گري زيركانه روي مي آوريم عبارتند از : نظافت و خانه داري، رنگ كردن خانه، خريد، محاسبه و پرداخت صورت حساب ها، نظارت بر بچه ها و امور اجتماعي. آيا كمال گرايي شما در اين كارها، موجبات دلسردي همسرتان را فراهم ميكند؟ آيا به همسرتان اين پيام را ميدهيد كه ” فكر نميكنم بتواني؟”.

?ترساندن: وقتي انتظارات شما از همسرتان ته ندارد، او نتيجه ميگيرد كه هر چقدر موفق شودهم نميتواند به ملاك هاي شما برسد. ترساندن مثل سلطه گري زيركانه ، احساس طرد شدن و دلسردي را در همسرتان دامن ميزند. اين روش گاهي موجب افسردگي و طلاق ميشود.
” مريم از احمد انتظار دارد درآمدش را بيستر مند و روابط احتماعي شادتر، پرشور تري داشته باشد. وقتي احمد انتظار اورا برآورده نميكند، مريم ناراحت ميشود و شروع ميكند به مقايسه احمد با مردان ديگر و تحقير و انتقاد از او. احمد هم ناراحت ميشود و سعي ميكند بيشتر وقتش را بيرون از خانه بگذراند و اينگونه روز به روز بيشتر غرق در علائق و زندگي شخصي خود ميشود ، چون به اين نتيجه رسيده است كه ” هركاري بكند بازهم مريم ناراضي است وغر ميزند”
و اينگونه زن و شوهرها آهسته آهسته از يكديگر دور ميشوند.

?تاييد و تصديق نكردن پيشرفت: تصديق نكردن پيشرفت يكديگر، صورت ديگري از دلسرد كردن زيركانه است. سكوت باعث ميشود همسرتان بازخورد لازم براي ادامه دادن تلاش هايش را نگيرد. اين عمل مثل سلطه گري زيركانه ، در طرف مقابل احساس طرد شدن ايجاد ميكند.
در مثال وقتي همسرمان در حال وزن كم كردن است ، روي افزايش وزن موقت او انگشت ميگذاريم. در حالي كه ميتوانيم به پيشرفت هاي او اشاره كنيم. به جاي آنكه بگوييم
“نان، جز رژيم غذايي تو نيست” ميتوانيم بگوييم ” ميدانم رژيم گرفتن كار سختي است و تو اكثر ساعات روز را در رژيم هستي. خيلي پيشرفت كرده اي”. اين جملات ، همسرتان را دلگرم ميكنند . ياد بگيريد سخنان خود را مهربانانه شروع كنيد.

?حساسيت بيش از حد: اگر پيرو اين فرض غلط هستيد كه ” من وقتي كسي ميشوم كه از ديگران بهتر و بيشتر باشم” ، هروقت برتري خيالي شما به خطر بيافتد، دست به حمله ميزنيد. براي مثال، اگر همسرتان از سرو وضع و لباس مرد يا زن ديگري تعريف ميكند، يا از دستپخت كسي تعريف ميكند…اظهارات اورا حمل بر تحقير خودتان خواهيد كرد وعصباني ميشويد و بالاخره اين حساسيت بيش از حد بر مشاركت و خطرپذيري در زندگي زناشويي تاثير ميگذارد. چنين زن و شوهرهايي حرف يكديگر را طور ديگري ميشنوند و محتاط مي شوند.

زن وشوهرهاي دلسرد، احساس بي عرضگي ميكنند زيرا عزت نفسشان كم شده است و در نتيجه احساس ميكنند هيچ كاري از دستشان برنميايد. نااميدي زن و شوهرهاي دلسرد باعث ميشود نااميدانه عمل كنند در نتيجه موجبات شكست خود را فراهم مياورند.
باورها و انتظاراتي كه در روابط زناشويي خود پيدا ميكنيم خيلي تاثير گذار هستند. ما اين را كه همسرمان بايد چطور عمل كند ملاك عمل خود قرار ميدهيم نه رفتار او را. به همين دليل معمولا روي ضعف هاي او انگشت ميگذاريم نه روي خوبي هاي او. از اينكه اعمال همسرمان را ضعف يا نقطه قوت بدانيم به نگرش و اولويت هاي ما بستگي دارد.
وقتي اولويت ما اين است كه احساس بي عرضگي يا قرباني بودن كنيم، به دلگرمي دادن هاي همسرمان توجه نميكنيم و همسرمان بالاخره از دلگرمي دادن دست ميكشد.
وقتي اولويت ما خشنود كردن ديگران است، از طرد شدن پرهيز ميكنيم . وقتي معتقديم هرطور كه شده بايد ديگران را خشنود كنيم ، نبازهاي خود را فراموش ميكنيم و ارزش خود را از ياد ميبريم.
وقتي اولويت ما كنترل كردن است، در برابر هر تحقير و تمسخري حالت تدافعي ميگيريم و خودانگيختگي خود را از دست ميدهيم. يكي از راه هاي حفظ كنترل هم متمركز شدن روي ضعف هاي همسرمان است.
اينگونه اولويت ها در زندگي مشترك ، مارا از تعلق خاطر به يكديگر و باهم بودن دور ميكند.

IMG_6863

دل گرمي دادن در رابطه زناشويي

دل گرمي دادن رابطه شمارا ميسازد.اما دل گرمي دادن چيست؟ شما با كلمات و اعمال خود ميتوانيد به ديگري اين را بفهمانيد كه” من تورا قبول دارم و اهداف و تمايلات تورا ميفهمم . من براي تو ارزش قائل هستم” . همچنين با كلمات و اعمال خود ميتوانيد به او بفهمانيد ” اگر… قبولت دارم. من اهداف و اميالت را ميفهمم.. ولي… من براي تو ارزش قائل هستم مگر آنكه…”
دل گرمي دادن، محبت نامشروط است . دلگرمي دادن ، بي قيد و شرط است. ما با دلگرمي دادن به ديگري اجازه ميدهيم بدون آنكه احساس كند كسي ميخواهد اورا طرد كند، افكار و احساساتش را آزادانه بيان كند. با دلگرمي ، به يكديگر حق فكر كردن، تصميم گيري ميدهيم.
وقتي زندگي زناشويي طبق انتظار ما پيش نرود، دلسرد ميشويم . مشكلات عادي ،طاقت فرسا ميشوند. وقتي زن و شوهر دلسرد ميشوند، رابطه زناشويي آسيب پذير ميشود.ولي ميتوانيم دلگرمي را جايگزين دلسردي كنيم.

?خصوصيات دلگرمي دادن:

?پذيرش: وقتي ديگري را ميپذيريم، ديگر از او توقع بهترشدن يا عوض شدن نداريم.به عبارت ديگر، به او فشار نمي آوريم كه ” مرا راضي كن” “يا طبق معيارهاي من عمل كن.”
پذيرش ، كامل و نامشروط است.در پذيرش به طرف مقابل حق ميدهيم رشد كردن يادرجا زدن را انتخاب كند. هرچند آدم ها معمولا پيشرفت و رشد را انتخاب ميكنند.

?اطمينان: ما با اعتماد كردن ميتوانيم به يكديگر دلگرمي بدهيم.ما حتي وقتي شواهد چنداني دال بر درست بودن اعتماد كردن به همسر خود نداريم، به او اعتماد ميكنيم. ما اعتماد خود به همسرمان را يا با صداي بلند بيان ميكنيم و به او ميگوييم ” ميدانم حداكث سعي خودت را ميكني” يا ” من به تو ايمان دارم” و يا آن را به صورت غيركلامي و با انگشت نگذاشتن روي ضعف ها و اشكالات او نشان ميدهيم. براي نشان دادن اطمينان خود به همسرمان فقط كافي است لبخند بزنيم و اورا به باد انتقاد نگيريم. وقتي به كسي ايمان داشته باشيد، به قول او اعتماد ميكنيد ، وقتي به همسرتان ميگوييد ” امشب دير ميام خونه چون جلسه دارم” ، با نپرسيدن محل جلسه ، اعتمادتان را نشان ميدهيد. اما اگر دليل موجهي براي شك خود داريد، وقتي را كنار بگذاريد و با او در اين مورد صحبت كنيد. زندگي با شك و ترديد ممكن است بگذرد اما سخت و ازار دهنده ميگذرد.

?اعتراف كردن به سعي همسر:
با اعتراف مردن به اينكه همسرمان تمام سعي خودش را ميكند و به دنبال اصلاح خودش است، اورا دلگرم ميكنيم. دلگرم كردن به پيشرفت هاي بزرگ محدود نميشود و هر نوع حركت مثبتي را در بر ميگيرد. زن و شوهر بايد به سعي و تلاش يكديگر اشاره كنند. برنامه اي بريزيد تا به تلاش هاي يكديگر اشاره كنيد، با تصديق پيشرفت ها و تغييرات مثبت يكديگر ، تداوم آنهارا تضمين ميكنيد. براي آنكه همسرتان به سعي و تلاش خود ادامه دهد فقط كافيست با چند كلمه ساده به سعي و تلاش او اعتراف كنيد و نشان بدهيد كه قدر زحمات اورا ميدانيد. براي مثال ميتوانيد بگوييد ” فهميدم كه …” ، ” واقعا كيف كردم وقتي…
“خيلي ازت ممنونم كه…”
“اين كار تو واقعا مفيد و عالي بود…”

?تمركز روي نقاط قوت: با دلگرم كردن ديگري، اورا متوجه نقاط قوت و توانايي هايش ميكنيم. تشخيص توانايي ها و مهارت هاي همسرتان، درست مثل كشف توانايي هاي يك ورزشكار يا پيدا كردن الماسي در دل كوه است. با دلگرم كردت همسرتان ، استعداد هاي ناشناخته اورا پيدا ميكنيد و با بيان نقاط قوتش ، او بيشتر به مزيت ها و توانايي هايش توجه ميكند.
وقتي حس ميكنيد نميتوانيد نقاط قوت همسرتان را تشخيص دهيد و تصديق كنيد، احساس بي عرضگي خواهيدكرد. ميتوانيد شش، هفت نقطه قوت خود را نام ببريد؟
شايد بگوييد ” من آدم پر انرژي و فعالي هستم” . ” من زندگي هدفمندي دارم”. ” من عاشق كمك به ديگران هستم” و الي آخر. وقتي شما بتوانيد روي نقاط قوت و صفات مثبت خود تمركز كنيد و خودتان را بهتر بشناسيد و بتوانيد بهتر خودتان را توصيف كنيد، ميتوانيد نقاط قوت همسرتان را هم بهتر بشناسيد و موفق تر باشيد.
با خود تمريني انجام دهيد كه بتوانيد روي نقاط مثبت و قابليت هاي خود متمركز شويد، فرصتي براي خودتان جور كنيد و تاييد خود را تمرين كنيد. مثلا چشمات خود را ببنديد و ارام نفس بكشيد، خصوصياتي را كه دوست داريد داشته باشيد در نظر بگيريد. بعد خودتان را در حالي كه داراي آن خصوصيات هستيد تجسم كنيد.مثلا ميتوانيد خودتان را در حالي كه صبورتر ، مهربان تر، مردم آميزتر شده ايد تجسم كنيد. بعد همسرتان را تجسم كنيد كه شمارا به خاطر صبوربودنتان تشويق اطو تحسين ميكند. با تمرينِ تاييد خود ميتوانيد خصوصيات مورد نظر را جزيي از وجودتان كنيد.
با شناخت نقاط قوت خود و فن تاييد خود، تشخيص توانايي ها و نقاط قوت همسرتان هم آسان تر ميشود .
وقتي زن و شوهر، قابليت هاي يكديگر را تاييد ميكنند، در واقع عزت نفس يكديگر را بيشتر ميكنند. وقتي رابطه زناشويي تقويت ميشود، زن و شوهر احساس اتحاد و يكي بودن ميكنند.

در قسمت بعد به عوامل دلسرد كننده در زندگي مشترك خواهيم پرداخت.

IMG_6637

چرا با “نه” گفتن احساس گناه ميكنيد؟

اجتناب شما از ” نه” گفتن ميتواند با عزت نفسي در ارتباط باشد كه فكر ميكنيد با كاري انجام دادن براي ديگران به دست ميايد. با ” نه ” گفتن احساس ميكنيد كه فرصتي براي راضي كردن ديگران را از دست ميدهيد.از آنجا كه احساس خودارزشمندي شما تا حدود زيادي بستكي به كارهايي دارد كه براي ديگران ميكنيد، اكراه شما در جواب ” نه” دادن به خواسته هاي ديگران قابل درك است. اما مساله اي كه شما در نقش يك مهرطلب با آن رو به رو هستيد اين است كه به رغم توانايي چشمگيري كه تاكنون در براورده ساختن نياز ديگران نشان داده ايد، زماني فراميرسد كه نيرويتان به انتها بكشد. در اين زمان،با انكه در تمامي اقدامات خود قصد خير داشته ايد، به شرايطي ميرسيد كه ميبينيد ديگر نميتوانيد به ديگران خدمت كنيد.
? تنها راه اجتناب از اين موقعيت و براي اينكه بتوانيد به كساني كه انها را دوست داريد جواب ” آري” بدهيد اين است كه ” نه ” گفتن را بياموزيد . بايد بتوانيد دست كم در بعضي مواقع، به بعضي ها جواب “نه” بدهيد. در واقع توانايي جواب ” نه” دادن نشانگان بيماري راضي كردن ديگران را از بين ميبرد.
نه گفتن مستلزم آن است كه منبع تغذيه عزت نفستان را در قالب جديدي قرار بدهيد.شما در نقش يك مهرطلب به خود آموخته ايده وقتي كاري براي ديگران انجام ميدهيد احساس خوبي پيدا كنيد؛ هرچند با اين كار كنترل چگونگي مصرف كردن زمان و انرژي گرانبها را از دست ميدهيد.
اما در نقش يك بيمار بهبودي يافته بايد احساس خوب داشتن را بياموزيد زيرا شما حالا كنترل زندگيتان را مجددا به دست گرفته ايد.حالا به شرايطي رسيده ايد كه ميتوانيد درباره كارهايي كه ميخواهيد بكنيد و يا نميخواهيد بكنيد تصميم بگيريد.
اما چرا گفتن نه شمارا مشوش و ناراحت ميكند؟ چرا وقتي به كسي جواب ” نه” ميدهيد احساس گناه ميكنيد؟آنچه متوجه آن نيستيد اين است كه با سالها جواب ” آري” دادن به ديگران جواب ” نه ” را در خود سركوب كرده ايد و حالا اين ” نه ” هاي سركوب شده ميتواند اسباب خشم و ناراحتي شما را فراهم سازد.
در اين شرايط هرگز جاي تعجب نيست كه با گفتن” نه” مشوش شويد. تشويش شما بيشتر ناشي از رنجش هايي است كه در خود سركوب كرده ايد.
با ” نه ” گفتن حد و حدودي براي خود در نظر ميگيريد. ميتوانيد براي قياس كسي را در نظر بگيريد كه با پا گذاشتن بر پنجه هاي شما به حدود و مرزهاي شما تجاوز ميكند.
احتمالا ميتوانيد خودتان را كنترل كنيد و محترمانه به او بگوييد كه پايش را روي پاي شما گذاشته است. اما براي اينكه احيانا اورا نرنجانيد درد را تحمل ميكنيد و به روي خود نمي آوريد. اگر شخص مورد نظر مرتب پاگذاشتن روي پاي شما را تكرار كند به موقعيتي ميرسيد كه ديگر به شكل كنترل شده نميتوانيد با او حرف بزنيد. هرچه بيشتر به روي خود نياوريد بيشتر خويشتن داريتان را از دست ميدهيد. به جايي ميرسيد كه بگوييد ” ديگر نمي توانم تحمل كنم” در اين زمان صدايتان را بلند ميكنيد.
?وقتي به خود اجازه ” نه” گفتن ميدهيد به بعضي ها، در بعضي مواقع قدم مهمي را در راستاي بهبودي خود برداشته ايد.

اصلاح نگرش: آدم هاي خوب و خوشايند ميتوانند ” نه” بگويند.
وقتي به خود اجازه ميدهيد كه نه بگوييد بار سنگيني را از روي دوش هاي خود برميداريد. اين بار كه ميخواهيد نه بگوييد به اين انديشه هاي اصلاحي توجه كنيد.
?لازم است در مواقعي به بعضي جواب نه بدهيد تا فرصت و امكان فراهم شود كه به كساني كه واقعا در زندگيتان ارزشمند هستند جواب آري بدهيد.
?لازم است با خود به همان اندازه كه با ديگران خوب رفتار ميكنيد ، رفتاري خوشايند داشته باشيد.
?وقتي ميخواهيد نه بگوييد و با اين حال جواب آري مي دهيد بايد احساس گناه كنيد.
?ارزش شما درنقش يك انسان ارتباطي با كارهايي كه براي ديگران ميكنيد ندارد. با نه گفتن در مواقعي به بعضي از اشخاص چيزي از ارزش شما كاسته نميشود. به جاي آن با احتمال زياد بر ارزش شما مي افزايد.