نوشته‌ها

IMG_7648

رنجِ ماندن در مقابل رنجِ ترك كردن

ترديد چيست؟

ترديد احساسي است كه گاها در برخي از جنبه هاي زندگي دچار آن مي شويم.
اما اگر در بسياري از جنبه هاي زندگي مردد باشيم، آنگاه ترديد ميتواند زندگي مارا خراب كند. اگر همه چيز داشته باشيد ولي در تصميم گيري هايتان مردد باشيد، خصوصا در تصميماتي راجع به جهت و مسير زندگيتان ، صرف نظر از اينكه چه كار و چه انتخابي كرده ايد، همواره در اين فكر غرق خواهيد بود كه بايد كار ديگري ميكردم.اين همان صفت ترديد است.
زندگي هاي امروزه كمي پيچيده است و نيازمند فكر مي باشد، اما مشكل وقتي پيش مي آيد كه بگوييد بلاتصميمي و طول دادن تصميم گيري باعث ميشود به جواب هاي مسلم و مطلق برسيد.در اين حالت از گرفتن تصميمي كه در آن ذره اي ترديد داشته باشيد خودداري ميكنيد.
وقتي ترديد از حد آينده نگري فراتر ميرود، شمارا عقب نگه ميدارد.پس اگر الان در رابطه تان مردد هستيد براي آن همچون ساير مشكلات راه حلي پيدا كنيد.

* آيا واقعا رابطه تان ارزش ماندن ندارد؟ اگر هردونفرتان ميخواهيد هرطوري كه شده روي مشكلات جدي خود كار كنيد،رابطه شما هنوز ماندني ست.

پرسيدن اين سوالات از خودتان و همسرتان شمارا در انتخاب مسير درست راهنمايي ميكند.

+ آيا ميتواند مشكلاتي را كه كارتان را به اينجا كشانده است دقيقا مشخص كنيد؟(اگر شما و همسرتان حداقل درباره ماهيت مشكلات تان اتفاق نظر داريد، گام مهمي برداشته ايد.)
+ براي آنكه رابطه شما دوباره ماندني شود چه اتفاقي بايد بيوفتد؟
+ آيا همسرتان ميخواهد تغييراتي ايجاد شود كه باهم ماندنتان را تضمين ميكند( يا نميخواهد)؟ خودتان اين تغييرات را ميخواهيد؟
+ ايا شما و همسرتان در اين مقطع انعطاف پذيرهستيد؟
+ باتوجه به تغييراتي كه شما و همسرتان در نظرداريد آيا ممكن است چيزهارا آنگونه كه هستند بپذيريد؟
+ آيا اين پذيرش فقط مَفَرّي براي نجات رابطه تان است؟
+ خودتان را در حال اجراي تغييرات مشخص شده تجسم كنيد، در اين حالت رابطه شما چطور خواهد بود؟ آيا بحران را پشت سر گذاشته ايد؟

•آيا ميخواهيد رابطه تان را تحمل كنيد؟؟؟ ببينيد چرا ميخواهيد اين رابطه ناموفق را نگهداريد. به خاطر بچه ها؟ به دلايل مالي؟ يا حتي احساس گناه؟؟؟
اگر به همسرتان فقط دلبستگي هيجاني داريد يعني( اگر جز بچه ها يا مسائل مالي ، هيچ محدوديت و منع بيروني ديگري براي رهاكردن اين رابطه نداريد) چرا مانده ايد يا ميخواهيد اورا ترك كنيد؟

اگر هنوز مطمعن نيستيد كه رابطه تان در بلند مدت مفيدخواهد بود يا نه به راهبردهاي زير فكر كنيد.
* ملاك هاي مشخص و دقيقي براي اينكه رابطه تان ادامه يابد يا نه، تعيين كنيد. براي مثال از آنچه بايد اتفاق بيفتد تا احساس آرامش كنيد، فهرستي تهيه كنيد.آيا نگاه كوتاه مدت داريد يا بلندمدت؟ معمولا وضعيت موجود در كوتاه مدت بهتراست ولي آيا در بلند مدت از ادامه دادن رابطه خود پشيمان نخواهيد شد؟ممكن است فكر كنيد ماندن مثل زندگي با يك درد خفيفِ مبهم است.در عين حال ، ترك رابطه را مانند دردي شديد و حاد بدانيد.فقط شما هستيد كه ميتوانيد تصميم بگيريد دردِخفيف مبهم از درد شديد كه موقتي است بهتراست يا نه!!!
* ببينيد آيا شور شما با صلح و آرامشتان تضاد دارد. به آدم ديگري به حز خودتان و همسرتان كه واقعا مراقب ونگرانش هستيد، براي خروج از اين دوراهي چه پيشنهادي ميدهيد؟
* براي خودتان محدوده زماني بگذاريد. اكثر روابط ناكارآمد پراز دعوا ، سردي، فاصله و بي تفاوتي هستند. در اين رابطه ها، هيچ كس شاد نيست ولي فشارفوري براي قطع رابطه يا تغيير اوضاع هم وجود ندارند. اكثرزوج ها با تعيين محدوده زماني براي بهترشدن رابطه شان ، رابطه خود را در اولويت قرار ميدهند و اين توافق ساده ، موثرترين راه براي آن است كه زن و شوهر عملا مهلت بگذارند و از سوي ديگر اين توافق گاهي موجب نوعي آرامش ميشود.

* به خودتان ايمان بياوريد. شما قدرت داريد تا بتوانيد در چيزهايي كه زندگي امروز تا بقيه عمرتان تاثير دارد، تغيير ايجاد كنيد.به انتخاب هاي مهم گذشته تان توجه كنيد كه موفقيت آميزبوده و به تغييرات مهم در زندگي شما منجر شده است.

* روابط به خاطر شكست خوردن ، خاتمه نمي يابند بلكه به خاطر طي كردن سيرخود، خاتمه مي يابند.
احتمالا عناصر مهم زندگي مثل شغل يا سبك زندگي را ديده ايد كه آنهاهم سير خود را طي ميكنند مانند زماني كه خانه پدري خود را ترك ميكنيد و به سمت زندگي مستقل و ازدواج مي رويد به معني آن نيست كه رابطه خانوادگي شما شكست خورده، بلكه برهه اي از زندگي شما تمام شده و وقت آن رسيده از آن عبور كنيد.گرچه ممكن است اين عبور سخت باشد ولي معنايش اين نيست كه از آن پشيمان هستيد.

* گام هاي عملي و تداركات اتمام رابطه را مشخص كنيدو فهرستي از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد.
ترك رابطه براي بسياري از آدم ها تجربه اي سخت است زيرا مسيري ناشناخته و پر ابهام پيش رو دارند. اما با تجزيه اين عمل به ماده هاي كوچكتر و قابل اجرا، اين روند را امكان پذيرتر ميكنيد.

و اما گام مهم و كمك كننده:
كمك گرفتن از مشاور حرفه اي به صورت انفرادي-زوجي يا هردوشكل، مي باشد . درمانگر نقش مشاهده گر بي طرفي را بازي ميكند كه به شما كمك خواهد كرد نقاط قوت و ضعف رابطه و همسرتان را بشناسيد و توان هريك از شما براي كامروا كردن ديگري را ميسنجد.

IMG_6863

دل گرمي دادن در رابطه زناشويي

دل گرمي دادن رابطه شمارا ميسازد.اما دل گرمي دادن چيست؟ شما با كلمات و اعمال خود ميتوانيد به ديگري اين را بفهمانيد كه” من تورا قبول دارم و اهداف و تمايلات تورا ميفهمم . من براي تو ارزش قائل هستم” . همچنين با كلمات و اعمال خود ميتوانيد به او بفهمانيد ” اگر… قبولت دارم. من اهداف و اميالت را ميفهمم.. ولي… من براي تو ارزش قائل هستم مگر آنكه…”
دل گرمي دادن، محبت نامشروط است . دلگرمي دادن ، بي قيد و شرط است. ما با دلگرمي دادن به ديگري اجازه ميدهيم بدون آنكه احساس كند كسي ميخواهد اورا طرد كند، افكار و احساساتش را آزادانه بيان كند. با دلگرمي ، به يكديگر حق فكر كردن، تصميم گيري ميدهيم.
وقتي زندگي زناشويي طبق انتظار ما پيش نرود، دلسرد ميشويم . مشكلات عادي ،طاقت فرسا ميشوند. وقتي زن و شوهر دلسرد ميشوند، رابطه زناشويي آسيب پذير ميشود.ولي ميتوانيم دلگرمي را جايگزين دلسردي كنيم.

?خصوصيات دلگرمي دادن:

?پذيرش: وقتي ديگري را ميپذيريم، ديگر از او توقع بهترشدن يا عوض شدن نداريم.به عبارت ديگر، به او فشار نمي آوريم كه ” مرا راضي كن” “يا طبق معيارهاي من عمل كن.”
پذيرش ، كامل و نامشروط است.در پذيرش به طرف مقابل حق ميدهيم رشد كردن يادرجا زدن را انتخاب كند. هرچند آدم ها معمولا پيشرفت و رشد را انتخاب ميكنند.

?اطمينان: ما با اعتماد كردن ميتوانيم به يكديگر دلگرمي بدهيم.ما حتي وقتي شواهد چنداني دال بر درست بودن اعتماد كردن به همسر خود نداريم، به او اعتماد ميكنيم. ما اعتماد خود به همسرمان را يا با صداي بلند بيان ميكنيم و به او ميگوييم ” ميدانم حداكث سعي خودت را ميكني” يا ” من به تو ايمان دارم” و يا آن را به صورت غيركلامي و با انگشت نگذاشتن روي ضعف ها و اشكالات او نشان ميدهيم. براي نشان دادن اطمينان خود به همسرمان فقط كافي است لبخند بزنيم و اورا به باد انتقاد نگيريم. وقتي به كسي ايمان داشته باشيد، به قول او اعتماد ميكنيد ، وقتي به همسرتان ميگوييد ” امشب دير ميام خونه چون جلسه دارم” ، با نپرسيدن محل جلسه ، اعتمادتان را نشان ميدهيد. اما اگر دليل موجهي براي شك خود داريد، وقتي را كنار بگذاريد و با او در اين مورد صحبت كنيد. زندگي با شك و ترديد ممكن است بگذرد اما سخت و ازار دهنده ميگذرد.

?اعتراف كردن به سعي همسر:
با اعتراف مردن به اينكه همسرمان تمام سعي خودش را ميكند و به دنبال اصلاح خودش است، اورا دلگرم ميكنيم. دلگرم كردن به پيشرفت هاي بزرگ محدود نميشود و هر نوع حركت مثبتي را در بر ميگيرد. زن و شوهر بايد به سعي و تلاش يكديگر اشاره كنند. برنامه اي بريزيد تا به تلاش هاي يكديگر اشاره كنيد، با تصديق پيشرفت ها و تغييرات مثبت يكديگر ، تداوم آنهارا تضمين ميكنيد. براي آنكه همسرتان به سعي و تلاش خود ادامه دهد فقط كافيست با چند كلمه ساده به سعي و تلاش او اعتراف كنيد و نشان بدهيد كه قدر زحمات اورا ميدانيد. براي مثال ميتوانيد بگوييد ” فهميدم كه …” ، ” واقعا كيف كردم وقتي…
“خيلي ازت ممنونم كه…”
“اين كار تو واقعا مفيد و عالي بود…”

?تمركز روي نقاط قوت: با دلگرم كردن ديگري، اورا متوجه نقاط قوت و توانايي هايش ميكنيم. تشخيص توانايي ها و مهارت هاي همسرتان، درست مثل كشف توانايي هاي يك ورزشكار يا پيدا كردن الماسي در دل كوه است. با دلگرم كردت همسرتان ، استعداد هاي ناشناخته اورا پيدا ميكنيد و با بيان نقاط قوتش ، او بيشتر به مزيت ها و توانايي هايش توجه ميكند.
وقتي حس ميكنيد نميتوانيد نقاط قوت همسرتان را تشخيص دهيد و تصديق كنيد، احساس بي عرضگي خواهيدكرد. ميتوانيد شش، هفت نقطه قوت خود را نام ببريد؟
شايد بگوييد ” من آدم پر انرژي و فعالي هستم” . ” من زندگي هدفمندي دارم”. ” من عاشق كمك به ديگران هستم” و الي آخر. وقتي شما بتوانيد روي نقاط قوت و صفات مثبت خود تمركز كنيد و خودتان را بهتر بشناسيد و بتوانيد بهتر خودتان را توصيف كنيد، ميتوانيد نقاط قوت همسرتان را هم بهتر بشناسيد و موفق تر باشيد.
با خود تمريني انجام دهيد كه بتوانيد روي نقاط مثبت و قابليت هاي خود متمركز شويد، فرصتي براي خودتان جور كنيد و تاييد خود را تمرين كنيد. مثلا چشمات خود را ببنديد و ارام نفس بكشيد، خصوصياتي را كه دوست داريد داشته باشيد در نظر بگيريد. بعد خودتان را در حالي كه داراي آن خصوصيات هستيد تجسم كنيد.مثلا ميتوانيد خودتان را در حالي كه صبورتر ، مهربان تر، مردم آميزتر شده ايد تجسم كنيد. بعد همسرتان را تجسم كنيد كه شمارا به خاطر صبوربودنتان تشويق اطو تحسين ميكند. با تمرينِ تاييد خود ميتوانيد خصوصيات مورد نظر را جزيي از وجودتان كنيد.
با شناخت نقاط قوت خود و فن تاييد خود، تشخيص توانايي ها و نقاط قوت همسرتان هم آسان تر ميشود .
وقتي زن و شوهر، قابليت هاي يكديگر را تاييد ميكنند، در واقع عزت نفس يكديگر را بيشتر ميكنند. وقتي رابطه زناشويي تقويت ميشود، زن و شوهر احساس اتحاد و يكي بودن ميكنند.

در قسمت بعد به عوامل دلسرد كننده در زندگي مشترك خواهيم پرداخت.

thQF1AOXZJ

با دنياي مطلوب همسرتان آشنا شويد.

ما از ابتداي زندگي در حافظه مان، يعني جايي كه تمامي دانشمان ذخيره ميشود، الگوی كوچكي از جهاني كه دوستش داريم و مطلوب ماست ايجاد ميكنيم كه دنياي مطلوب ناميده ميشود. ساختن اين دنياي منحصر به فرد را در ذهن خود از اولين لحظه پس از تولد آغاز ميكنيم و در طول زندگي تصاوير جديدي را به آن مي افزاييم يا حذف ميكنيم.. اين دنياي شكل گرفته از لذتبخش ترين تجربيات ما، شامل تصاويري از افراد، چيزها( اعم از ماديات يا غيرماديات) و نظام باورها و اعتقاداتي است كه برايمان ارضا كننده تر و فرحبخش تر بوده اند.
لازم است بدانيم اين دنيا يك جهان اخلاقي، يك رژيم غذايي نيست. يك جهان مربوط به احساسات خوب است كه از خوشايندترين هيجانات ما تشكيل شده است. اما از آنجا كه اين دنيا با لذت مرتبط است ميتواند براي زندگي زناشويي بسيار تخريبگر باشد. تصاوير نسبتا كوچك از چيزهايي كه در دنياي مطلوب شما وجود دارد ميتواند اثر زيادي در زندگي زناشويي داشته باشد، به ويژه اگر از ماهيت واقعي آنها كاملا آگاه نباشيد.
براي نمونه تصور كنيد شوهر شما سيگاري نيست ولي دوست دارد هر شب بعد از شام در بالكن يا حياط منزل يك يا دو نخ سيگار بكشد. كشيدن اين دو نخ سيگار اكنون در دنياي مطلوب او تصاوير بسيار مهمي هستند. اگرچه او در منزل سيگار نميكشد و ضرر جسمي براي شما ندارد ولي شما دوست نداريد همسرتان اصلا سيگار بكشد و از اين رو در مورد سيگار باهم مجادله ميكنيد. بدين وسيله عادت هاي تخريبگر رابطه انساني، با بحث هميشكي شما بر سر سيگار، در زندگي شما شكل ميگيرد و تداوم پيدا ميكند.
با اين مثال ميخواهيم به شما نشان دهيم دنياهاي مطلوب بسيار متفاوت ميتوانند چه اثري بر هماهنگي و سازگاري زناشويي شما داشته باشند. بعد از سال ها زندگي زناشويي ناخشنود تفاوت هاي زيادي در دنياي مطلوب شما همسرتان وجود دارد.
تنها راه كنار امدن با اين تفاوت ها به كارگيري عادات مهراميز به ويژه گفتگوي فعال درباره تفاوت هاست.
راه تغيير تصوير دنياي مطلوب براي هريك از ما، جايگزين كردن آن با تصويري است كه بيشتر ارضاكننده نيازهايمان باشد.
زوجي كه برسر سيگاركشيدن مشكل دارند بايد دريابند مهم ترين تصوير مشترك در دنياي مطلوب هر دوي آنها،يعني تصوير زندگي زناشويي خشنود ، ميتواند برخواسته هاي فردي هريك از آنها اولويت داشته باشد.
اگر آنها در اين مورد توافق داشته باشند، ميتواند درباره وجود مقدار كمتر سيگار باهم گفتگو كنند. ولي بايد مراقب باشند حذف مطلق سيگار را از همان ابتدا موضوع اصلي بحث قرار ندهند زيرا چنين گفتگويي موفق نخواهد بود .
نخستين تصويرها در دنياي مطلوب ما به افرادي مربوط است كه دوستشان داريم و از بودن با آنها لذت ميبريم. اولين تصوير بسياري از ما ، مادرمان است و بعد از آن تصاوير ابتدايي ديگري از پدر، پدر بزرگ ومادربزرگ ها، خواهر و برادر و… قرار ميگيرند.
بخش مهمي از دنياي مطلوب دوستان قديمي ما هستند.آنچه آنها را به دوستاني خوب تبديل ميكند اين است كه به ندرت سعي در كنترل ما دارند.هرگز كسي را كه بخواهد كنترلمان كند در دنياي مطلوب خود نگه نميداريم. البته استثنا خاصي براي اعضاي نزديك خانواده مانند والدين و گاها پدربزرگ ها و مادربزرگ ها قائل ميشويم، اما حتي آنها نيز مصونيت كامل ندارند و اگر بيش از حد كنترل گر باشند آنان را هم از دنياي مطلوب خود حذف ميكنين يا در گوشه اي تاريك و پنهان جايي كه نبينيمشان و صدايشان به گوشمان نرسد قرار ميدهيم.
اكثراوقات افرادي كه در دنياي مطلوب خود جاي ميدهيم كساني هستند كه بسيار شبيه ما فكر و عمل ميكنند. ولي در اين فرايند يك تله جنسي وجود دارد كه بايد از آن اگاه باشيم.
قطب هاي مخالف اغلب از نظر جنسي به شدت جذب يكديگر ميشوند ولي اين جاذبه بر اساس اين فرض كنترل بيروني استوار است: با گرمي عشق من، او تغيير خواهد كرد و همان كسي ميشود كه من در دنياي مطلوب خود ميخواهم.
اگر فرد با اين فرض ازدواج كند زندگي زناشويي وي هرگز خشنود و شادكام نخواهد بود.چرا كه اين باور هيچ همخواني با واقعيت ندارد.
چنين روابطي به ندرت به ازدواج بادوام منتهي ميشود. زيرا يكي يا هردونفر از عشق براي كنترل يكديگر استفاده ميكنند و اين كنترل جاذبه ابتدايي را از بين ميبرد. اين همان اتفاقي است كه براي افراد معروف رخ ميدهد. آنها غالبا بر اين باورند كه مهمند و جهان بايد براي آنها استثنا قائل شود.وقتي با چنين طرز تفكري ازدواج ميكنند به سرعت طلاق ميگيرند.چون به محض اينكه يكي از آن دو از تغيير يافتن امتناع ميكند ديگر دليلي براي ادامه زندگي زناشويي باقي نمي ماند.
به خاطر داشته باشيد ما كنترل بيروني را از جانب اعضاي خانواده خود بيشتر تحمل ميكنيم زيرا با مادر و پدر رابطه ژنتيك داريم.اما اين تحمل ژنتيكي به كساني كه با آنها ازدواج ميكنيم تعميم نميابد.
اكنون لازم است به يك موضوع مهم يعني همخواني و هماهنگي دنياهاي مطلوب بپردازيم. اگر نیمی از زوجين به محل سكونت خود اهميت بدهد و آن را در دنياي مطلوبش قرار دهد و براي تزيين كردن و تميز نگه داشتن آن تلاش كند و ديگري محل سكونت برايش اهميتي نداشته باشد و نامرتب و شلخته باشد، زندگي زناشويي آنها به شدت دچار مخاطره ميشود.

از آنجا كه همخواني و هماهنگي به همانندي و مشابهت همسران در بخش هاي اساسي دنياي مطلوبشان بستگي دارد ، عقلانيست كه زماني را به صحبت درباره ناهماهنگي ها در مورد محتواي دنياي مطلوبشان اختصاص بدهند.
اگر باورهاي مذهبي يا سياسي شما متفاوت باشد ،دچار مشكل خواهيد شد. اگر عقايد شما در مورد چگونگي هزينه كردن پول هماهنگ نباشد مشكلاتي در انتظارتان خواهد بود. ولي اگر بتوانيد همديگر را در دنياي مطلوب هم نگه داريد ، انگاه خواهيد توانست با بحث و گفتگو درباره اين تفاوت ها و بدون اينكه ديگري را مجبور به تغيير كنيد باهم به خوبي كنار بياييد.
حال براي هماهنگ تر شدن دنياي مطلوب شما با دنياي مطلوب همسرتان اكنون لازم است درباره چه چيزهايي گفتگو كنيد؟
يادتان باشد كه دنياي مطلوب شما، خواسته هاي شما، دنياي مطلوب شماست و ممكن است براي طرف مقابل هيچ مطلوبيتي نداشته باشد.

سسس

روابط بی سرانجام ( قسمت اول)

١– در رابطه اي كه در آن بيشتر از آنچه كه نامزد/ همسرتان به شما عشق بورزد ، شما به او عشق مي ورزيد.
احتمالا اين احساس برايتان آشناست. شما عاشق هستيد ، اما از احساس طرف مقابل خود مطمعن نيستيد و اينطور ميپنداريد كه با يكديگر زوج مطلوبي خواهيد بود.اما او آنقدرها هم كه بايد از رابطه اش با شما هيجان زده نيست. وقتي در كنارتان نيست، مدام به او فكر ميكنيد.اما اين طور به نظر ميايد كه بدون شما چندان مشكلي هم ندارد. اين ها به چه معناست؟
⛔️شما در رابطه اي هستيد كه موفق نخواهيد شد.
در هر رابطه اي لحظات، روزها و حتي زمان هاي طولاني تري وجود دارند كه در خلال آنها يكي از طرفين رابطه، نسبت به ديگري احساسات قوي تري را تجربه ميكند و اينطور به نظر ميايد كه عاشق تر است. در يك رابطه سالم اين قطبيت به طرزي متناوب بين دو طرف جا به جا ميشود.
براي اينكه متوجه شويد آيا اين شما هستيد كه بيشتر عشق مي ورزيد به جملات زير صادقانه پاسخ دهيد.
١)بيشتر اوقات اين من هستم كه از لحاظ فيزيكي ميادرت به ابراز محبت ميكنم.( اول من دست اورا ميگيرم، اورا به سمت خود ميكشم،…)
٢)در رابطه بيشتر من هستم كه تمايل به صميميت دارم و مهرورزي ميكنم، در صورتي كه همسرم به تنها چيزي كه توجه ميكند رابطه جنسي است.
٣)نهايت تلاشتان را ميكنيد تا كارهايش را انجام دهيد يا كمكش كنيد، اما او به ندرت همچين كاري را انجام ميدهد.
٤)اين شماييد كه در رابطه هيجان بيشتري از خود نشان ميدهيد، ولي او نشان نميدهد كه رابطه برايش معنا و مفهوم خاصي دارد يا نه .انگار بي تفاوت است.
٥)در مناسبت ها اكثرا شما روي هديه اي خاص و شخصي براي او فكر كرده ايد ، درصورتي كه او در آخرين لحظه به فكر ميافتد و اكثرا هديه هايش غيرشخصي هستند.
اگر به اكثر سوالات بالا پاسخ مثبت داده ايد، وقت آن رسيده كمي به رابطه تان فكر كنيد و آن را اصلاح نماييد.

⭕️ ريشه يابي اينكه چرا بيش از آنچه به شما عشق مي ورزد، عشق مي ورزيد.
1. الگويي را از دوران كودكي خود باز تكرار ميكنيد. اگر يكي از والدينتان يا هردوي آنها ، عشق و توجهي كه به آنها نياز داشتيد را به شما نميدادند، احتمالا در كودكي اين تصميم را گرفته ايد كه سخت تلاش كنيد تا دوستتان بدارند، و بدين گونه با جذب شدن به كسي كه او را بيشتر دوست داريد در واقع “الگوي به خانه باز گشتن” را تكرار ميكنيد.
2. خود را تنبيه ميكنيد. هنگامي كه اعتماد به نفس شما پايين باشد، كسي را به خود جذب ميكنيد كه نظر انتقاد گونه شما را نسبت به خودتان تاييد كند.
3. نقشي را بازي ميكنيد كه يكي از والدينتان در قبال ديگري بازي مي كرد.
4. اگر در كودكي شاهد آن بوديد كه مادرتان مدام به دليل توجه، در تعقيب پدرتان بود يا برعكس، ممكن است در كودكي چنين نتيجه گيري كرده باشيد كه طبيعي است كه در روابط يكي از طرفين ، ديگري را بيشتر دوست داشته باشد.

رابطه نوع (٢)
رابطه اي كه شما كمتر از آنچه به شما عشق مي ورزند، عشق مي ورزيد.
اين رابطه دقيقا مقابل رابطه نوع اول است، اگر در چنين رابطه اي هستيد كه طرف مقابلتان بيشتر از شما عشق ميورزد، احتمالا وقتي از شما راجع به احساستان سوال ميشود، آن را انكار ميكنيد. يا سعي ميكنيد تا خود را متقاعد سازيد كه بيش از آنچه واقعيت دارد، اورا دوست داريد، اما از درون احساس عذاب وجدان ميكنيد و و ميدانيد آنقدر كه بايد شما عشق نمي ورزيد.
⛔️اين رابطه ، رابطه اي متعادل و سالم نيست.
اگر بيشتر همسرتان با شما تماس ميگيرد ، يا  همسرتان بيشتر تماس فيزيكي برقرار ميكند، يا او بيشتر ميگويد دوستت دارم، پس شما در اين رابطه بي سرانجام قرار گرفته ايد.
.
⭕️ريشه يابي  اينكه به اين نوع رابطه جذب شده ايد:
1. تا از لحاظ روحي از خود محافظت كنيد: اگر در گذشته از طرف كسي كه واقعا او را دوست داشته ايد ، صدمه ديده باشيد ممكن است اين تصميم را ناخوداگاه گرفته باشيد كه “ديگر هرگز احازه نخواهم داد تا همچون گذشته كسي قلبم را به راحتي بشكند” و در پي آن كساني را به خود جذب كنيد كه چندان دوستشان نداشته باشيد تا اگر بخواهند شمارا ترك كنند،چندان اهميتي نداشته باشد.
2. تا يكي از والدينتان را تنبيه كرده باشيد.اگر در كودكي يك يا هر دوي والدين شما را دوست نداشتند، از شما زياد اننقاد ميكردند يا شما را طرد كردند، ممكن است كسي را به زندگي خود جذب كنيد تا با او رفتار مشابهي نظير آنگونه كه با شما رفتار ميشد ، داشته باشيد.به اين ترتيب كه شما نقش آن ” والدتان” را بازي ميكتيد و همسرتان نقش كودكيِ شما را كه ” گدايي عشق” ميكرديد و چيزي به شما داده نميشد.در واقع اين وارونگي نقش ها يك راه ناخوداگاه تنبيه آن ” والدتان” است.
3. تا ديگران را كنترل كنيد.صرف نظر از اين كه وقتي كودك بوديد شما را دوست داشتند يا خير ، اگر به وسيله يك يا هردوي والدين تان كنترل مي شديد، اين احتمال وجود دارد كه رابطه با كسي را انتخاب كنيد كه بيش از آنچه عشق ميورزيد به شما عشق بورزد، تا بدين وسيله احساس برتري كرده و خيال كنيد كه همه چيز تحت كنترل شماست.  هنگامي كه همسرتان مدام در طلب عشق و محبت بيشتر شما باشد، آسيب پذيرتر خواهد شد و شما احساس خواهيد كرد كه از لحاظ روحي بر روي او نفوذ داريد. از همان ابتدا كه رابطه اي راشروع كرديد ، نسبت به اين كه آيا به همان ميزان كه عشق مي ورزيد، عشق نيز دريافت ميكنيد يا خير ، با خود صادق باشيد. به عبارتي مراقب باشيد به همان ميزان كه به عشق مي ورزند، شما نيز به همسرتان عشق بورزيد.

خود را با اين باور كه همسر شما ترجيح ميدهيد مقدار كمي از عشق شما را دريافت كند، تا اينكه اصلا چيزي دريافت نكند، گول نزنيد و مراقب باشيد با اين بهانه به رابطه اي كه به شما تعلق ندارد، ادامه ندهيد.

                                                                                  ادامه دارد….