نوشته‌ها

8E6E84B4-B602-44B2-BF62-5C39BA8D711A

فرسودگي شغلي

?تعريف فرسودگي شغلي:

 

فرسودگي حالتي از خستگي جسمي، عاطفي و رواني ست كه در نتيجه مواجهه مستقيم و درازمدت فرد با مردم و در شرايطي كه از لحاظ هيجاني طاقت فرساست، در وي ايجاد ميشود. در واقع فرسودگي شغلي به كاهش انگيزه در كار، ايجاد خودپنداره منفي در فرد،پاسخ درگيري هاي شديد، عدم رضايت ، كناره گيري رواني و خستگي عاطفي  و بيماري هاي رواني و جسمي منجر ميشود. 

 

? مراحل فرسودگي شغلي:

 

مراحل پنج گانه فرسودگي از نظر دكتر ساعتچي شغلي عبارتند از :

١- مرحله ماه عسل: در اين مرحله فرد احساسات شادماني وسرخوشي ناشي از برخورد با شغل جديد را تجربه ميكند.اين اخساسات عبارتند از : تهييج ، اشتياق ، غرور و چالش. وجوه نامطلوب به دو طريق ظهور پيدا ميكنند و بعد از مدتي نيروي ذخيره شده براي مقابله با نيازهاي يك محيط چالش آور به تدريج به اتمام ميرسد. در اين مرحله و در جهت مقابله با فشار رواني، بعضي از عادات و شيوه هاي رفتاري در فرد شكل ميگيرند كه غالبا براي مقابله با چالش هاي بعدي مفيد نيستند.

 

٢- مرحله كمبود سوخت: 

در اين مرحله فرد نوعي احساس مبهم زوال، خستگي و گيجي را تجربه ميكند. نشانه هاي اين مرحله عبارتند از نارضايتي شغلي، عدم كارايي ، اختلال در خواب و احساس خستگي. نتايج چنين احساساتي واكنش فرار( پرخوري و اعتياد) است.

 

٣-مرحله نشانه مزمن :

در اين مرحله نشانه هاي مرضي فيزيولوژيكي بيشتر آشكار ميشوند و فرد نيازمند توجه و كمك ميشود. نشانه هاي عادي اين مرحله عبارتند از: فرسودگي مزمن، بيناري جسمي و خشم و افسردگي. در اين مرحلع نوعي احساس خستگي و فرسودگي بر فرد مستولي ميشود. 

 

٤- مرحله بحران:

اگر احساسات و نشانه هاي مرضي مرحله سوم براي مدتي طولاني ادامه پيدا كند، فرد وارد مرحله بحراني ميشود. در اين مرحله فرد احساس ميكند كه بر او ستم رفته است و تمايلات مربوط به بدبيني ، شك و ترديد نسبت به خود، در او افزايش مي يابد.در ابن مرحله  ممكن است فرد دچارزخم معده ، سر درد ، دردهاي مزمن پشت ، فشار خون بالا و كم خوابي شود.ضمنا ممكن است اين دردها به صورت حاد نيز جلوه گر شوند.

 

٥- مرحله برخورد با ديوار: 

اين مرحله از نشانگان فشار رواني ناشي از فرسودگي شغلي با به پايان رسيدن نيروي فرد براي سازگاري با محيط كار مشخص ميشود و احتمال دارد در اين مرحله فرد شغل خود را از دست بدهد. از طرف ديگر  اين احتمال وجود دارد كه در اين مرحله و با بهبود فرد، بعضي از نشانه هاي مرضي از بين بروند: اما اين نشانه ها تغييرات فيزيولوژيكي ديگري را در فرد ايجاد ميكنند كه ممكن است رهايي از آنها ، به سادگي انجام نگيرد.

 

? راهبردهاي فردي مقابله با فرسودگي شغلي:

 

در اين راهبردها، به كاركنان سازمان ها توصيه ميشود در صورت گرفتار آمدن به فرسودگي شغلي:

١- از برنامه هاي متنوع براي بهبود وضعيت بدني خود استفاده كنند.مثلا اوقات خاصي از شبانه روز را به ورزش كردن به خصوص شنا-يوگا اختصاص دهند و همراه آن برنامه غذايي مناسب نيز استفاده كنند. بدين ترتيب مقاومت جسمي فرد در مقابل فرسردگي ناشي از فشارهاي رواني مربوط به كار ، افزايش مي يابد.

٢- اسفاده از روش هاي خاص ارميدگي كمك بسياري به رهايي از تنش هاي روزانه و انقباضات عضلاني ميكند.

٣-اگر كاركنان سازمان ها روش هاي بهترو اثربخش تر انجام دادم كارها را بياموزند، در وقت و نيروي مصرفي خود صرفه جويي خواهند كرد. بايد به خاطر داشت كه هميشه روش بهتري براي انجام دادن هر وظيفه وجود دارد كه ممكن است هنوز آن را نشناخته باشيم.

٤- در صورت امكان ، شرايط فيزيكي يا رواني كار خود را تغيير دهند و چنانچه قادر به ايجاد چنين تغييراتي در شرايط فيزيكي يا رواني كار خود نيستند ، بعضي از رفتارهاي خود را تغيير دهند( براي مثال مسئوليتي را كه از عهده انجام دادن آن بر نمي آييد قبول نكنيد). و يا سعي كنيد ارزش ها و موقعيت هاي مثبت خود را تشخيص دهيد و موارد ضروري را از موارد غيرضروري مجزا سازيد.با انجام دادن اين عمل ، نيرو و زمان خود را ذخيره ميكنيد و تمركز بيشتري را نيز به دست مي آوريد.

٥- در كارگاه هاي آموزشي تحت عنوان

 ” مديريت زمان”  شركت كنيد و با شيوه هاي اثربخش براي استفاده از وقت خود، آشنا شويد. براي مثال ميتوان با استفاده از روش خاصي كه طي آن اوقات كارفرد به بخش هاي مختلف تقسيم ميشود ، بهره وري تلاش خود را افزايش داد ودر زمان كمتر، كار بيشتري را انجام داد.

٦- از گوشه گيري و انزوا پرهيز كنيد:

اصرار نداشته باشيد كه كارها را به تنهايي انجام دهيد.صميميت خود را با دوستانتان و كساني كه دوستشان داريد افزايش دهيد. نزديكي به ديگران نه تنها افكار  جديدي را براي شما به ارمغان مي اورد، بلكه راهي براي دورشدن از افسردگي و هيجان هاي منفي خواهد بود.

٧-به ديگران بيش از حد لزوم اهميت ندهيد: اگر فكر شما به طور معمول در رابطه با مشكلات ديگران و مسئوليت هاي آنها مشغول است، سعي كنيد تا حدي كه ميتوانيد به آنان كمك كنيد. در عين حال به فكر رفع مشكلات و رشد و بهبود خود نيز باشيد.

Resveralife-Teens-Need-Time-with-Parents-825x480

تعارضات والدین و نوجوانان

تعارضات والدین و نوجوانان:

تعارض والد- فرزند به معنای چالش‌های ارتباطی و تعارضی است که در حین رشد و تغییر اعضای خانواده (به طور خاص بین والد و فرزند) ایجاد می‌شود. این تعارض وقتی فرزند در سنین نوجوانی است اهمیت خاص¬تری دارد. علت این موضوع هم ویژگی¬های خاص این سن است. در حقیقت نوجوانی دوره انتقالی است که در آن فرد از وابستگی کودکی به‌سوی استقلال، مسئولیت‌پذیری و امتیازات بزرگسالی حرکت می‌کند. معمولاً سنین 11 الی 18 سالگی را دوره نوجوانی می‌دانند .همچنین نوجوانی دوره¬ای با بروز تغییرات زیستی، بدنی و اجتماعی تعریف شده که مدتی طول می‌کشد و با انتظارات، رفتارها و نگرش‌های خاص این دوره بین اعضای خانواده همراه است .
از نقطه نظر علل ایجاد تعارض در نوجوانی، این دوره توأم با افزایش فشار است. نوجوانان باید تصمیمات مهم دوران زندگی خود را درباره شغل، سلامت، رفتارهای پرخطر و تحصیل بگیرند و عبوراز این دوره می‌تواند برای نوجوانان و خانواده‌هایشان دوران سختی باشد .در این دوره، نوجوان با دو مسئله اساسی درگیر است:
1-بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین، بزرگسالان و جامعه،
2-بازشناسی و بازسازی خود به‌عنوان یک فرد مستقل.
تحولات سریع این دوره، روابط نوجوان با دیگران ازجمله والدین را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب ظهور و افزایش تعارض میان نوجوانان و والدینشان میشود .که در این میان خانواده تأثیر زیادی بر رشد فرزندان دارد اولین افرادی که زیربنای شخصیت سالم یک نوجوان را می‌سازند و پایه‌گذار ارزش‌ها و معیارهای فکری وی هستند پدر و مادر هستند. با این حال، بسیاری از خانواده‌ها به علت بی‌توجهی و عدم آشنایی با شیوه‌های برقراری ارتباط با فرزندان خود، توانایی برقراری رابطه صحیح با آن‌ها را ندارند. در این دوره، نوجوان بیش از هر زمان دیگر نیاز به مراقبت و همراهی والدین خود دارد، لذا قطع رابطه با نوجوان و یا رابطه نادرست با نوجوان ممکن است تأثیرات مخربی بر او بگذارد. رابطه با نوجوانان کار آسانی نیست چراکه نوجوانان با تعارض بین استقلال خواهی و احساس درجه وابستگی خود به والدین درگیر هستند. با آنکه همسالان نقش مهمی در زندگی نوجوان ایفا می‌کنند، اما هیچ‌چیز مانع نفوذ مهم والدین در نوجوانان نیست و پژوهش‌ها نشان می‌دهند نوجوانانی که رابطه خوبی با والدین خود نداشته‌اند، از عزت نفس پایین، ادراک ناکارآمد از شایستگی‌ها و فقدان انگیزش رنج می‌برند
موضوع‌های زمینه¬ساز تعارض میان والدین و نوجوانان را می‌توان از چهار حوزه عمده در تحقیقات رشد شناختی و اجتماعی نام برد:
1)  مسائل اخلاقی که شامل رفتارهایی می¬شوند که نادرست تلقی شده زیرا حقوق دیگران را مورد تجاوز قرار می‌دهند.
2)   مسائل متعارف که شامل قواعد رفتاری مرسوم و مورد توافق همه بوده و قواعدی هستند که چارچوبی برای تعاملات اجتماعی پدید می‌آورند.
 3) مسائل شخصی که برعکس دو مورد فوق اعمالی هستند که نتیجه‌شان تنها متوجه خود نوجوان است و بنابراین ورای قوانین اجتماعی یا ملاحظات اخلاقی تلقی می‌شوند .
 4) مسائل دوراندیشانه که به امنیت، سلامت و آسایش نوجوان مربوط هستند.

•  می‌توان گفت به‌صورت جزئی در اکثر خانواده‌ها تعارض ممکن است درباره لباس پوشیدن، موسیقی یا اوقات فراغت انتظار والدین از نوجوان مبنی بر، برآورده کردن آرزوها و توقعات آن‌ها
•  خودمحور بودن نوجوان یا گاهی اختلافات بر سر مسائل مهم‌تری مثل استعمال دخانیات، رفتارهای جنسی، نگرش‌های نقش جنسی، نگرش‌های سیاسی
•  ارزش‌های اخلاقیو مسائل اقتصادی- اجتماعی، مسئولیت‌های خانوادگی
•  عادت‌های مطالعه و نوع دوستان بروز می‌کند.

ادامه دارد…..

IMG_6637

چرا با “نه” گفتن احساس گناه ميكنيد؟

اجتناب شما از ” نه” گفتن ميتواند با عزت نفسي در ارتباط باشد كه فكر ميكنيد با كاري انجام دادن براي ديگران به دست ميايد. با ” نه ” گفتن احساس ميكنيد كه فرصتي براي راضي كردن ديگران را از دست ميدهيد.از آنجا كه احساس خودارزشمندي شما تا حدود زيادي بستكي به كارهايي دارد كه براي ديگران ميكنيد، اكراه شما در جواب ” نه” دادن به خواسته هاي ديگران قابل درك است. اما مساله اي كه شما در نقش يك مهرطلب با آن رو به رو هستيد اين است كه به رغم توانايي چشمگيري كه تاكنون در براورده ساختن نياز ديگران نشان داده ايد، زماني فراميرسد كه نيرويتان به انتها بكشد. در اين زمان،با انكه در تمامي اقدامات خود قصد خير داشته ايد، به شرايطي ميرسيد كه ميبينيد ديگر نميتوانيد به ديگران خدمت كنيد.
? تنها راه اجتناب از اين موقعيت و براي اينكه بتوانيد به كساني كه انها را دوست داريد جواب ” آري” بدهيد اين است كه ” نه ” گفتن را بياموزيد . بايد بتوانيد دست كم در بعضي مواقع، به بعضي ها جواب “نه” بدهيد. در واقع توانايي جواب ” نه” دادن نشانگان بيماري راضي كردن ديگران را از بين ميبرد.
نه گفتن مستلزم آن است كه منبع تغذيه عزت نفستان را در قالب جديدي قرار بدهيد.شما در نقش يك مهرطلب به خود آموخته ايده وقتي كاري براي ديگران انجام ميدهيد احساس خوبي پيدا كنيد؛ هرچند با اين كار كنترل چگونگي مصرف كردن زمان و انرژي گرانبها را از دست ميدهيد.
اما در نقش يك بيمار بهبودي يافته بايد احساس خوب داشتن را بياموزيد زيرا شما حالا كنترل زندگيتان را مجددا به دست گرفته ايد.حالا به شرايطي رسيده ايد كه ميتوانيد درباره كارهايي كه ميخواهيد بكنيد و يا نميخواهيد بكنيد تصميم بگيريد.
اما چرا گفتن نه شمارا مشوش و ناراحت ميكند؟ چرا وقتي به كسي جواب ” نه” ميدهيد احساس گناه ميكنيد؟آنچه متوجه آن نيستيد اين است كه با سالها جواب ” آري” دادن به ديگران جواب ” نه ” را در خود سركوب كرده ايد و حالا اين ” نه ” هاي سركوب شده ميتواند اسباب خشم و ناراحتي شما را فراهم سازد.
در اين شرايط هرگز جاي تعجب نيست كه با گفتن” نه” مشوش شويد. تشويش شما بيشتر ناشي از رنجش هايي است كه در خود سركوب كرده ايد.
با ” نه ” گفتن حد و حدودي براي خود در نظر ميگيريد. ميتوانيد براي قياس كسي را در نظر بگيريد كه با پا گذاشتن بر پنجه هاي شما به حدود و مرزهاي شما تجاوز ميكند.
احتمالا ميتوانيد خودتان را كنترل كنيد و محترمانه به او بگوييد كه پايش را روي پاي شما گذاشته است. اما براي اينكه احيانا اورا نرنجانيد درد را تحمل ميكنيد و به روي خود نمي آوريد. اگر شخص مورد نظر مرتب پاگذاشتن روي پاي شما را تكرار كند به موقعيتي ميرسيد كه ديگر به شكل كنترل شده نميتوانيد با او حرف بزنيد. هرچه بيشتر به روي خود نياوريد بيشتر خويشتن داريتان را از دست ميدهيد. به جايي ميرسيد كه بگوييد ” ديگر نمي توانم تحمل كنم” در اين زمان صدايتان را بلند ميكنيد.
?وقتي به خود اجازه ” نه” گفتن ميدهيد به بعضي ها، در بعضي مواقع قدم مهمي را در راستاي بهبودي خود برداشته ايد.

اصلاح نگرش: آدم هاي خوب و خوشايند ميتوانند ” نه” بگويند.
وقتي به خود اجازه ميدهيد كه نه بگوييد بار سنگيني را از روي دوش هاي خود برميداريد. اين بار كه ميخواهيد نه بگوييد به اين انديشه هاي اصلاحي توجه كنيد.
?لازم است در مواقعي به بعضي جواب نه بدهيد تا فرصت و امكان فراهم شود كه به كساني كه واقعا در زندگيتان ارزشمند هستند جواب آري بدهيد.
?لازم است با خود به همان اندازه كه با ديگران خوب رفتار ميكنيد ، رفتاري خوشايند داشته باشيد.
?وقتي ميخواهيد نه بگوييد و با اين حال جواب آري مي دهيد بايد احساس گناه كنيد.
?ارزش شما درنقش يك انسان ارتباطي با كارهايي كه براي ديگران ميكنيد ندارد. با نه گفتن در مواقعي به بعضي از اشخاص چيزي از ارزش شما كاسته نميشود. به جاي آن با احتمال زياد بر ارزش شما مي افزايد.