نوشته‌ها

IMG_0993

احترام گذاشتن به نقاط قوت خود

هرچه بيشتر از خويشتن دروني خود آگاه ميشويد، راحت تر ميتوانيد نقاط قوتتان را تصديق كنيد و محترم بشماريد. منظور از نقاط قوت چيزهاي است كه به صورت طبيعي در آنها كارآمد هستيد و از طريق تكرار در آن ها ماهر شده ايد. احترام گذاشتن به نقاط قوت ، بخش مهمي از ساختن اعتماد به نفس است چون اعتماد به نفس غالبا در ادراك شما از تواناييتان ريشه دارد،اگر باور داريد كه خوب ارتباط برقرارميكنيد، با اعتماد به نفس بسيار به برقراري ارتباط خواهيد پرداخت. اگر باور داريد آمادگي جسماني شما خيلي بد است ، كم تر به آن اهميت ميدهيد، زيرا در اعماق وجودتان ندايي به شما ميگويد خود را به زحمت نيندازيد.اگر اعتماد به نفس قوي نداشته باشيد، شناخت و تصديق نقاط قوتتان چالش برانگيز خواهد بود، چون احتمالا باور شما به تواناييتان پايين است. حتي اگر در حوزه اي استعداد داشته باشيد ، به آن باور نداريد. در نتيجه آن را يك امتياز نميدانيد. آنچه نياز داريد يك شروع كوچك است. نخست يك كاغذ و قلم برداريد و هرچه را فكر ميكنيد در آن مهارت داريد، يادداشت كنيد. اگر مهارت فرق العاده اي نداريد، نگران نباشيد. فقط روي كارهايي تمركز كنيد كه در حالِ حاضر اندكي بهتر انجامش ميدهيد. همچنين كارهايي كه براي شما خيلي راحت هستند يا احساس ميكنيد در انجام دادنشان اعتماد به نفس بسياري داريد( مثلا ورزش، سازماندهي و تداركات، نويسندگي، برنامه ريزي يك رويداد، عكاسي ، بازي هاي كامپيوتري و….).
حالا هرچيزي را كه تا حدي در آن تجربه داريد يادداشت كنيد مثل كارهايي كه بايد در حرفه خود انجام دهيد يا فعاليت هايي كه در آنها مهارتي به دست آورده ايد( مثلا رانندگي، حسابداري، آشپزي، شريني پزي، تسلط بر زبان خارجه، فروشندگي، ارائه خدمات به مشتري و غيره).
آيا تعجب ميكنيد كه فهرست شما آنقدر ها هم كه ميترسيديد، خالي نيست؟ بهتر هم خواهد شد!
حالا ويژگي هاي مثبت شخصيت خود را يادداشت كنيد؛ چيزهايي كه باورداريد هستيد( مثلا مهربان، صميمي، بامحبت، قابل اعتماد، صبور و غيره).
لحظه اي به فهرست خود برگرديد. به فعاليت هايي كه با تمرين و تكرار بر آنها مسلط شده ايد، توجه ويژه اي كنيد.
سوال اساسي اين است: ” اگر توانسته ايد اين فعاليت ها را يادبگيريد و در آن پيشرفت كنيد، آيا نميتوانيد بر ديگر مهارت ها به خصوص آنهايي كه سال هاست دوست داريد شروع كنيد ، تسلط پيدا كنيد؟
حالا نسبت به توانايي هاي خود خوشبين تر هستيد؟
آيا به تدريج درميابيد كه با توسعه باورهاي خود و احترام گذاشتن به تقاط قوتتان ميتوانيد به هرچه ميخواهيد برسيد؟
وقتي عادت ميكنيد به نقاط قوت خود احترام بگذاريد و از محدوده باورهاي خودفراتر برويد، اعتماد به نفستان به تدريج افزايش ميبايد. سرانجام اين روند ، خيلي ساده تر ميشود چون هرچه اعتماد به نفس بيشتري داشته باشيد، سريع تر ميتوانيد در تقويت آن موفق شويد.

IMG_0885

ياد بگيريد خودتان را دوست داشته باشيد!

يادبگيريد خودتان را دوست داشته باشيد.
يكي از پيامدهاي عزت نفس پايين، مهربان نبودن با خود است.يعني از انجام كارهاي خوب براي خودتان دست برميداريد و تا آنجا پيش ميرويد كه بيش از آنچه واقعا لازم است، از خود مطالبه ميكنيد و خودتان را زير فشار ميگذاريد.
اينكه به خودتان فشار بياوريد تا عملكرد بهتري داشته باشيد، ميتواند يك عادت سالم باشد چون تشويقتان ميكند رشد كنيد و فراتر از حد و مرزهاي درك شده خود برويد؛ولي اگر اين كار را به شيوه اي منفي انجام دهيد، مثلا خود را ملامت كنيد، از خودتان به شدت كار بكشيد يا خودتان را تنبيه كنيد، ديگر كار سالمي نخواهد بود.
براي از بین بردن اين عادت هاي منفي و بالابردن عزت نفستان بايد بكوشيد به خودتان عشق بورزيد و خود را ارزشمند بدانيد، آن هم نه فقط در مواقعي كه احساس ميكنيد شايستگي آن را داريد بلكه هميشه و از همين لحظه به بعد …
آيا اين غيرممكن به نظر ميرسد؟

به نظرتان هيچ چيز دوست داشتني يا ارزشمندي در وجود شما نيست؟

يكي از پيامدهاي رايجِ عزت نفس پايين اين است كه به نظرتان سرانجام ميتوانيد خودتان را دوست داشته باشيد ولي فقط زماني كه در خودتان تغييراتي صورت داده باشيد. در تصوراتتان زماني ارزشمند خواهيد شد كه وزن كم كنيد، همسر دلخواه خود را بيابيد و مادر، پدر، خواهر، دوست ، كارمند، شهروند…بهتري شويد.

آيا اين جهتي است كه سال ها افكارتان در مسير آن پيش رفته اند؟

هرچقدر هم سخت به نظر برسد، همين حالا درست همين لحظه ، بايد ياد بگيريد چطور خودتان را دوست داشته باشيد. نميگويم كار ساده اي ست ،اما اگر مشتاقانه براي كسب آن بكوشيد ، دست يافتني خواهدبود.
دو روش خوب براي اينكه همين حالا شروع كنيد:
١- روزي چندبار با مهرباني با خودتان صحبت كنيد، احتمالا شما نيز همچون بيشتر كساني كه عزت نفس پاييني دارند، گفتگوهاي منفي در ذهنتان داريد كه گاها حتي خودتان از آن بي خبريد.
اين گفتگوهاي ذهني پراز نظرات و ادراكات منفي درباره خودتان است و باعث ميشود نسبت به نظرات خودتان احساس بدي پيدا كنيد.
اگر ميخواهيد اين پيام هارا تغيير دهيد بايد پيام هاي مثبت را جايگزين پيام هاي منفي كنيد. شايد نتوانيد فورا تغييرش دهيد، ولي اگر روزي چندبار روي آن كار كنيد ،بالاخره احساس بهتري نسبت به خود پيدا خواهيد كرد.
تا جايي كه ميتوانيد چيزهاي مثبتي به خودتان و درباره خودتان بگوييد .مطمعن باشید هر انسانی خصوصیات قابل توجه و منحصر به فردی دارد که باید انها را از حالت بالقوه ، بالفعل تبدیل کند.  وقتي كاري را به خوبي انجام ميدهيد از خودتان تمجيد كنيد حتي اگر آن كار، بي اهميت يا كم اهميت باشد.
به آيينه نگاه كنيد و از خودتان تعريف كنيد ولي حواستان باشد كه تعريفتات واقعي باشد! دروغ نگوييد چون ضميرناخودآگاهتان ميفهمد كه دروغ ميگوييد و نظرات مثبت را رد خواهد كرد. در عوض ، در خودتان يكي، دو چيز واقعا ستودني بيابيد و از آنها تعريف كنيد.
هنگام گفتن اين چيزها به خودتان، حتما از لحني مهربان و محبت آميز استفاده كنيد، آنهارا همچون روبات و بدون احساس بر زبان نياوريد. هر نظر را با همان لحني ادا كنيد كه در ستايش كساني كه واقعا برايتان مهم هستند، به كار مي بريد. شايد اين كار اندكي مسخره به نظر برسد، ولي ادامه دهيد! حتي ميتوانيد هنگام انجام اين كار بخنديد؛ خنده به شما كمك ميكند كمتر خودتان را جدي بگيريد و اندكي شادي و تفريح وارد اين روند ميكند.
٢- مدام بر ويژگي هاي مثبتتان تاكيد كنيد. يكي ديگر از پيامد هاي عزت نفس پايين اين است كه فرد گرايش دارد فقط بر موارد منفي تاكيد کند، در حالي كه ويژگي هاي مثبت شخصيتي و توانايي هايش را ناديده بگيرد. از امروز به بعد هر روز چنددقيقه اي به تاكيد و تاييد خصوصيات مثبتتان بپردازيد. مثلا با خودتان بگوييد ” شوخ طبعي من هميشه برايم مفيد بوده “يا ” واقعا خوشحالم كه تداركات و برنامه ريزي ام اينقدر خوب است. كمتر كسي همچين مهارتي دارد”. مهم نيست چه مهارتي باشي ولي حتما روي واقعيت ها تمركز كنيد.

اين فعاليت علاوه بر تقويت عزت نفستان به شما كمك ميكند اعتماد به نفس بيشتري نيز پيدا كنيد. با تاكيد بر مهارت هايتات جسارت بيشتري براي پرداختن به ديگر توانمندي ها و كشف كارهاي بسياري كه قادر به انجامشان هستيد، به دست مي آوريد.

konflikt

توصيه هايي براي حل اختلافات زناشويي

 

🔻مشخص حرف بزنيد:
اكثر اوقات دعواهايي كه شروع ميشوند و اوج ميگيرند به اين دليل است كه زوجين منظور يكديگر را درست متوجه نشده اند، با مشخص حرف زدن ميتوانيد افكارتان را روشن كنيد و احتمال به توافق رسيدن را بيشتر كنيد.
گاهي اوقات پس از طرح فكر و احساس خود از اينكه مي بينيد همسرتان فلان مسله را راجع به شما نميدانسته متعجب ميشويد.


🔻حال گرا و آينده گرا باشيد:
يادبگيريد به جاي آنكه بپرسيد” چرا چنين مشكلي پيدا كردم؟” بپرسيد ” اين مشكل را چطور حل كنيم؟” تمركز بر گذشته باعث ميشود از مشكلات حال حاضرتان غافل شويد. به جاي آنكه سوالتان را با كلمه ” چرا” شروع كنيد، از كلمات ( چه موقع، چه چيزي، چطور) استفاده كنيد. حواستان را روي مرحله بعد و آينده متمركز كنيد. با كنكاش در گذشته و بازكردن زخم هاي قديمي، به جز از بين رفتن احترام بينتان، چيز ديگري را نميتوانيد درمان كنيد.

🔻از گوش دادن فعال استفاده كنيد.
با دقت گوش بدهيد. گوش دادن فعال موجب ميشود همدلانه و روي كل پيام طرف مقابل تمركز كنيد؛ يعني علاوه بر كلمات، به افكار و باورها و احساسات و زبان بدن همسرتان نيز توجه كنيد.گاهي اوقات در اوج عصبانيت زماني كه ميبينيم طرف مقابل به حرفمان گوش ميدهد كمي خشممان فروكش ميكند.

🔻من-پيام بدهيد.
جمله خود را با ضمير (من) شروع كنيد و احساسات تان را بيان كنيد، به اين ترتيب مسئوليت رفتارتان را ميپذيريد و از سرزنش كردن همسرتان پرهيز ميكنيد و همسرتان احساس متهم شدن از اول صحبت نخواهد كرد.

🔻حكم هاي مطلق را كنار بگذاريد.
به كار بردن كلماتي مثل ” هميشه . هرگز. بايد. اينجور كه من ميگم” نه تنها مشكل را حل نميكند بلكه بحران را بيشتر كرده و جايي براي خطاي انساني نمي گذارند.
از بيان چنين كلماتي خودداري كنيد.

 

🔻دنبال اين نباشيد كه چه كسي راست ميگويد و چه كسي غلط.
هدف حل مساله اين است كه رابطه را نجات بدهيد.صلاح خود را در نظر بگيريد ، در اختلاف زناشويي برنده و بازنده اي وجود ندارد چون هردو بازنده هستند زيرا اختلاف وقتي حل ميشود كه رضايت طرفين تامين شود. همكاري از رقابت بهتر است. حل مسالمت آميز و منصفانه اختلاف مهم تر از برنده شدن است.

🔻راه حل ها هميشگي نيستند.
هيچ راه حلي لزوما مادام العمر و هميشگي نيست. وقتي راه حل ها ازمايشي باشند، طرفين بيشتر به توافق مي رسند. به يكديگر قول بدهيد كه به توافق و قرارتان عمل كنيد، بعد از مدتي كه عمل كرديد ، در صورت لزوم و عدم نتيجه، بي تعصب تغييراتي در آن ايجاد كنيد.

 

🔻هربار يك مسئله را حل كنيد.
بعضي از زن ها و شوهر ها ميخواهند در آن واحد چند مشكل را حل كنند. آنها با اين كار ، تنش رابطه را بيشتر ميكنند. وقتي بر سر موضوعي بحثتان شده، لزومي ندارد داستان هاي اول ازدواجتان را پيش بكشيد و توقع داشته باشيد تمام دلخوري ها و كدورت هاي از اول تا به حالتان از بين برود.


🔻هدف فهميدن است.
اگر بخواهيد طرف مقابل خود را تغيير دهيد، به نتيجه نخواهيد رسيد. هدف از بحث و تبادل نظر ، درك متقابل، درك احساس يكديگر است نه تبديل همسرمان به فرد ديگري.

🔻ياد بگيريد عادات خود را كنار بگذاريد.
توجيهات و استدلال هاي مخرب و بي ثمر خود را بشناسيد و كنار بگذاريد. در عوض سعي كنيد بفهميد در مورد چه چيزهايي بيشتر بگو و مگو ميكنيد.
تغيير كردن ، زمان مي برد، عادات قديمي ،افكار كهنه و اجدادي يك دفعه عوض نمي شوند ، يادتان باشد مصالحه اثر بخش از راه حل هاي ناب و بي نظيري كه به همسري متنفر تحميل شده باشد بهتر است. بردن در بحث ها آرامش نمي آورد.


🔻توهين ممنوع!!!
از سرزنش، تهديد، تحقير، توهين، ضايع كردن، متهم كردن، همسرتان خودداري كنيد. رابطه اي كه با اين آفت هاي رفتاري آسيب ببيند ، به سختي ترميم خواهد شد.

🔻بحران هاي عادي را پيش بيني و مديريت كنيد.
برخي مواقع در زندگي مشترك ، اختلافاتي پيش مي آيد كه عادي و البته قابل پيش بيني هستند. مثلا تولد فرزند، اسباب كشي، تغيير شغل، فوت يكي از نزديكان…. در اين گونه شرايط به دليل افزايش اضطراب و گاها تنش در خانواده ،ممكن است سطح تحريك پذيري زوجين پايين آمده و سريع تر با يكديگر به مشكل بر بخورند. در نتيجه بايد سعي كنيد در اين شرايط خودتان را آرام كنيد و مديريت اوضاع را قبل از بحراني شدن شرايط در دست بگيريد.

 

🔻وقتي راه حلي پيدا نميكنيد، سوال جديدي از خود بپرسيد.
وقتي در بحث و تبادل نظر به بن بست رسيديد به سوالات زير پاسخ دهيد:
چطور شد به اين نقطه رسيديد؟
از ابن بحث چه ميخواهيد؟
چطور ميتوانيد حرف هايتان، خواسته هايتان را به شكل اثربخش تري بيان كنيد؟
در اين مقطع از زندگي مشترك خود چقدر بزرگ شده ايد؟
اگر جلوي اين اختلاف را نگيريد بدترين اتفاقي كه مي افتد چيست؟
چه تصميم ديگيري داريد؟ و از چه چيز اين تصميم ميترسيد؟

 

🔻از همسرتان توقع نداشته باشيد فكر شمارا بخواند.
احساس و فكرتان را به صورت مثبت بيان كنيد. براي مثال زماني كه مهمان داريد و نيازمند كمك همسرتان هستيد، به او بگوييد چه كاري انجام دهد، ( به جاي آنكه با خودتان فكرهاي مسموم كنيد مگر نمي بيند من چقدر كار دارم و همين طور بي تفاوت نشسته و تلوزيون ميبيند) .
يادتان باشد چون قبلا فلان مورد را گفته ايد دليل نمي شود همسرتان هميشه آن را به ياد بياورد.

Benefits-of-Quitting-Smoking-620x350

ترک سیگار

به طور کلی وقتی صحبت از وابستگی به مصرف ماده‌ای می‌شود، در واقع به اختلالی اشاره می‌شود که عوامل متعددی از جمله ژنتیک و وراثت، عوامل محیطی و اجتماعی و مسایل روانی در آن دخیل است و کاهش و کنترل تأثیر‌پذیری از این عوامل، بسیار سخت و گاهی غیرممکن می‌شود. به همین علت، هنگام صحبت از ترک سیگار، بسیاری از افراد به آن به عنوان یک مقوله دست‌نیافتنی و شاید غیرعملی در درازمدت، نگاه می‌کنند و بر این باورند که ترک دائم سیگار در اکثر موارد، ممکن نیست. اما روانپزشکان و متخصصانی که در حوزه ترک سیگار فعالیت می‌کنند بر این باورند که گرچه رفع همیشگی وابستگی به سیگار مشکل است، غیرممکن نیست. با وجودی که راه قطعی و صددرصد برای ترک سیگار وجود ندارد، نکته مهم آن است که حتی افرادی که در تلاش‌های نخست برای ترک موفق نمی‌شوند به احتمال زیاد می‌توانند سرانجام به هدف خود برسند. بی‌شک، داشتن انگیزه کافی، پشتکار، خودداری از ناامیدی و کمک گرفتن از متخصصان در ترک سیگار مؤثر است. در مطلب ذیل قصد داریم کمی بیشتر به این مقوله بپردازیم.

 

ترک وابستگی از نوع جسمی و روانی

وابستگی جسمی به نیکوتین معمولاً خود را به صورت نیاز به مصرف بیشتر در طول زمان و علایم جسمانی ترک سیگار نشان می‌دهد. وابستگی روانی به سیگار نیز معمولاً به‌صورت میل شدید به مصرف و ناتوانی در کنترل مصرف و صرف وقت و هزینه زیاد به منظور تهیه آن است. به بیان دیگر، وابستگی به نیکوتین هم جسمی و هم روانی است و در مواردی این دو از هم قابل تفکیک نیست و در حقیقت دو روی یک سکه است.
در واقع، ترک سیگار با در نظر گرفتن وابستگی‌های جسمی و روانی همراه آن ممکن است. آمارها نشان می‌دهد به طور متوسط ۵۰ درصد افراد سیگاری در نهایت، موفق به ترک سیگار می‌شوند. معمولاً افراد تلاش‌های متعددی برای ترک دارند که در هر تلاش حدود ۵ تا ۱۰ درصد احتمال موفقیت وجود دارد. البته در صورتی که افراد از درمان‌های دارویی و غیردارویی موجود کمک بگیرند احتمال موفقیت به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

ترک وابستگی روانی به سیگار سخت‌تر است

معمولاً عوارض جسمی ترک سیگار، فقط طی چند روز اول در شکست خوردن این تلاش‌ها نقش دارد و آنچه در درازمدت باعث عود و بازگشت به مصرف سیگار می‌شود عوامل روانی مثل هوس است.
مواد به‌صورت کلی و سیگار به طور خاص اثرات درازمدتی بر مغز می‌گذارد که برطرف شدن این اثرات مدت زیادی طول می‌کشد. فرد سیگاری معمولاً در زمان ترک با شرایط و محیط‌هایی روبه‌رو می‌شود که به طرز بسیار قوی موجب برانگیخته شدن هوس کشیدن مجدد سیگار در وی می‌شود.

 چگونه سیگار را ترک کنیم؟

چه کسانی در ترک دائم سیگار موفق هستند؟

شرط اصلی و لازم برای ترک یک عادت مضر، داشتن انگیزه بالا است. بنابراین افرادی که انگیزه بالاتری دارند در ترک سیگار موفق‌تر هستند. دلایل متعددی می‌تواند در موفق نبودن فرایند ترک سیگار نقش داشته باشد. مثلاً افرادی که به‌علت مشکلات بیولوژیک در گیرنده‌های نیکوتینی نیاز بیشتری به نیکوتین دارند و نیز افرادی که بدن آنها به‌علت مصرف طولانی‌مدت نیکوتین، خود را با نیکوتین بالا تطبیق داده است، معمولاً در فرایند ترک سیگار با مشکل بیشتری مواجه می‌شوند. اما مسائل دیگری هم در شکست ترک مؤثر است. مثلاً محیط اجتماعی و خانوادگی که باعث می‌شود فرد به طور مکرر در معرض دیدن سیگار قرار بگیرد یا مشکلات دیگری مثل افسردگی و اضطراب که می‌تواند برانگیزاننده هوس در فرد باشد. برخی از افراد نیز ممکن است به علل دیگری از جمله افزایش وزن، دوباره رو به مصرف سیگار بیاورند.

مؤثرترین شیوه‌های ترک

خوشبختانه شیوه‌های متعددی برای ترک سیگار وجود دارد، از درمان‌های غیر دارویی مثل رفتار درمانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و روش‌های پیشگیری از عود گرفته تا درمان‌های دارویی که بهره‌گیری از آنها در کنار هم، با انتخاب صحیح و تحت نظر پزشک می‌تواند بسیار مؤثر و مفید باشد.
به عنوان مثال داروهایی وجود دارد که مصرف آنها در مدتی کوتاه باعث کاهش میل افراد به سیگار می‎شود. سردسته آنها دارویی به نام بوپروپیون (Bupropion) است. داروی دیگری که اخیراً مصرف آن رایج شده با نام وارنیکلاین (Varenicline) گیرنده‌های نیکوتینی را تنظیم می‎کند و می‎تواند شانس موفقیت ترک سیگار را تا سه برابر افزایش دهد.
جایگزین‌های نیکوتین نیز می‌تواند بدون این‌که اثرات مضر سیگار را داشته باشد، نیاز بدن به نیکوتین را کم کند. فرآورده‌‎های نیکوتینی مختلفی در بازار وجود دارد که در حال حاضر رایج‌ترین آنها آدامس و چسب نیکوتین است.
در واقع، تلفیق این درمان‌ها تحت نظر پزشک از مؤثر‌ترین شیوه‌های درمانی ترک سیگار محسوب می‌شود.

به جای تبلیغات به متخصصان اعتماد کنید.

طی سال‌های اخیر، اثرپذیری از تبلیغات مربوط به روش‌های ترک سیگار، مردم را با چالش‌ها و مشکلات زیادی روبه‌رو کرده تا جایی که اعتماد به روش‌های تبلیغی برای ترک سیگار را با تردید‌های زیادی مواجه ساخته است.
درباره برخی از محصولاتی که به عنوان جایگزین‌های نیکوتین تبلیغ می‌شود باید گفت که گاهی این جایگزین‌ها می‌تواند در روند ترک سیگار مؤثر و مفید باشد که اغلب آنها در داروخانه‌ها نیز در دسترس و بدون نسخه قابل تهیه است. البته برای تنظیم میزان مصرف آنها بهتر است از پزشک کمک گرفته شود. اثرات بهره‌گیری از روش‌هایی مانند سیگار الکترونیک هنوز برای متخصصان اثبات نشده است، اما بدون شک، برای پیدا کردن بهترین راه درمان باید به جای تبلیغات رسانه‌ای به متخصصان و پزشکان اعتماد کرد.

توصیه‌هایی برای موفقیت در ترک

فردی که تصمیم جدی برای ترک سیگار گرفته است، قبل از آغاز روند ترک باید بداند که ترک یک عادت، کاری سخت و طاقت‌فرسا و در صورت موفقیت، بسیار شیرین و لذت‌بخش است. هنگامی که فرد تصمیم به ترک می‌گیرد در حقیقت به راهی پرفراز و نشیب قدم می‌گذارد. برخی فکر می‌کنند که ترک سیگار یک فرایند همه یا هیچ است و برخی هم پس از مدتی از ترک، مغرور می‌شوند و خود را ایمن از بازگشت می‌دانند؛ چنین افرادی معمولاً در هنگام عود فکر می‌کنند که با یک یا دو نخ سیگار اتفاقی نخواهد افتاد، در حالی که همین مصرف کم نیز می‌تواند آتش بازگشت به سیگار را شعله‌ور کند.
تا حد امکان باید از سرنخ‌هایی که افراد را پس از ترک به یاد سیگار می‌اندازد دوری شود و پس از گرفتن تصمیم برای ترک نیز نباید حتی یک نخ سیگار در منزل نگهداری شود. با دوستان سیگاری نیز باید کمتر معاشرت شود و از حضور در جمعی که در آن سیگار کشیده می‌شود اجتناب گردد. به خاطر داشته باشیم که بحث اعتیاد به سیگار، یک موضوع زیست‌شناختی، روانی و اجتماعی است و خانواده و اطرافیان مهم‌ترین قسمت از این شبکه اجتماعی را تشکیل می‌دهند. بنابراین نقش حمایتی آنان در ایجاد انگیزه و فراهم کردن شرایط محیطی لازم برای ترک سیگار بسیار مهم است    

IMG_6637

چرا با “نه” گفتن احساس گناه ميكنيد؟

اجتناب شما از ” نه” گفتن ميتواند با عزت نفسي در ارتباط باشد كه فكر ميكنيد با كاري انجام دادن براي ديگران به دست ميايد. با ” نه ” گفتن احساس ميكنيد كه فرصتي براي راضي كردن ديگران را از دست ميدهيد.از آنجا كه احساس خودارزشمندي شما تا حدود زيادي بستكي به كارهايي دارد كه براي ديگران ميكنيد، اكراه شما در جواب ” نه” دادن به خواسته هاي ديگران قابل درك است. اما مساله اي كه شما در نقش يك مهرطلب با آن رو به رو هستيد اين است كه به رغم توانايي چشمگيري كه تاكنون در براورده ساختن نياز ديگران نشان داده ايد، زماني فراميرسد كه نيرويتان به انتها بكشد. در اين زمان،با انكه در تمامي اقدامات خود قصد خير داشته ايد، به شرايطي ميرسيد كه ميبينيد ديگر نميتوانيد به ديگران خدمت كنيد.
🔅 تنها راه اجتناب از اين موقعيت و براي اينكه بتوانيد به كساني كه انها را دوست داريد جواب ” آري” بدهيد اين است كه ” نه ” گفتن را بياموزيد . بايد بتوانيد دست كم در بعضي مواقع، به بعضي ها جواب “نه” بدهيد. در واقع توانايي جواب ” نه” دادن نشانگان بيماري راضي كردن ديگران را از بين ميبرد.
نه گفتن مستلزم آن است كه منبع تغذيه عزت نفستان را در قالب جديدي قرار بدهيد.شما در نقش يك مهرطلب به خود آموخته ايده وقتي كاري براي ديگران انجام ميدهيد احساس خوبي پيدا كنيد؛ هرچند با اين كار كنترل چگونگي مصرف كردن زمان و انرژي گرانبها را از دست ميدهيد.
اما در نقش يك بيمار بهبودي يافته بايد احساس خوب داشتن را بياموزيد زيرا شما حالا كنترل زندگيتان را مجددا به دست گرفته ايد.حالا به شرايطي رسيده ايد كه ميتوانيد درباره كارهايي كه ميخواهيد بكنيد و يا نميخواهيد بكنيد تصميم بگيريد.
اما چرا گفتن نه شمارا مشوش و ناراحت ميكند؟ چرا وقتي به كسي جواب ” نه” ميدهيد احساس گناه ميكنيد؟آنچه متوجه آن نيستيد اين است كه با سالها جواب ” آري” دادن به ديگران جواب ” نه ” را در خود سركوب كرده ايد و حالا اين ” نه ” هاي سركوب شده ميتواند اسباب خشم و ناراحتي شما را فراهم سازد.
در اين شرايط هرگز جاي تعجب نيست كه با گفتن” نه” مشوش شويد. تشويش شما بيشتر ناشي از رنجش هايي است كه در خود سركوب كرده ايد.
با ” نه ” گفتن حد و حدودي براي خود در نظر ميگيريد. ميتوانيد براي قياس كسي را در نظر بگيريد كه با پا گذاشتن بر پنجه هاي شما به حدود و مرزهاي شما تجاوز ميكند.
احتمالا ميتوانيد خودتان را كنترل كنيد و محترمانه به او بگوييد كه پايش را روي پاي شما گذاشته است. اما براي اينكه احيانا اورا نرنجانيد درد را تحمل ميكنيد و به روي خود نمي آوريد. اگر شخص مورد نظر مرتب پاگذاشتن روي پاي شما را تكرار كند به موقعيتي ميرسيد كه ديگر به شكل كنترل شده نميتوانيد با او حرف بزنيد. هرچه بيشتر به روي خود نياوريد بيشتر خويشتن داريتان را از دست ميدهيد. به جايي ميرسيد كه بگوييد ” ديگر نمي توانم تحمل كنم” در اين زمان صدايتان را بلند ميكنيد.
🔅وقتي به خود اجازه ” نه” گفتن ميدهيد به بعضي ها، در بعضي مواقع قدم مهمي را در راستاي بهبودي خود برداشته ايد.

اصلاح نگرش: آدم هاي خوب و خوشايند ميتوانند ” نه” بگويند.
وقتي به خود اجازه ميدهيد كه نه بگوييد بار سنگيني را از روي دوش هاي خود برميداريد. اين بار كه ميخواهيد نه بگوييد به اين انديشه هاي اصلاحي توجه كنيد.
📍لازم است در مواقعي به بعضي جواب نه بدهيد تا فرصت و امكان فراهم شود كه به كساني كه واقعا در زندگيتان ارزشمند هستند جواب آري بدهيد.
📍لازم است با خود به همان اندازه كه با ديگران خوب رفتار ميكنيد ، رفتاري خوشايند داشته باشيد.
📍وقتي ميخواهيد نه بگوييد و با اين حال جواب آري مي دهيد بايد احساس گناه كنيد.
📍ارزش شما درنقش يك انسان ارتباطي با كارهايي كه براي ديگران ميكنيد ندارد. با نه گفتن در مواقعي به بعضي از اشخاص چيزي از ارزش شما كاسته نميشود. به جاي آن با احتمال زياد بر ارزش شما مي افزايد.