نوشته‌ها

IMG_7424

معيارهاي ازدواج موفق

تنها زماني ميتوانيد فرد مناسبي را براي زندگي خود پيدا كنيد كه خودتان فرد مناسبي شده باشيد حتي اگر فرد مناسبي را به عنوان همسر برگزينيد اما خود شما فرد مناسبي نباشيد، ارتباط شما ناچار به شكست منجر مي شود.
افراد زيادي هستند كه در جستجوي فرد مناسبي هستند، بيش از اين كه تلاش كنند، تا خود فرد مناسبي شوند.

١- قبل از ازدواج هر دونفر بايد مستقل و پخته باشند.
هرچه دونفري كه ميخواهند باهم ازدواج كنند پخته تر و مستقل تر باشند ايجاد ارتباط صميمانه راحت تر و ساده تر خواهد بود. استقلال و پختگي اغلب در طول زمان و گذر عمر همراه با افزايش سن بدست مي آيد و همين ميتواند دليل خوبي براي صبركردن در ازدواج باشد. بهترين عامل پيش بيني كننده ازدواج موفق بر اساس تحقيقات، سن همسران در هنگام ازدواج است.
هرچه كه سن آنها پايين تر باشد و كم سن و سال تر باشند، احتمال طلاق افزايش مي يايد.زيرا اصولا افراد مسن ترثبات بيشتري دارند و دقيق تر مي دانند كه از ازدواج چه ميخواهند.

٢- هر دونفر به همان اندازه كه ديگري را دوست دارند خودشان راهم دوست داشته باشند.
در روابط صميمانه عزت نفس بسيار مهم است. به واقع اگر شما به خودتان عشق نورزيد سخت است كه به ديگري عشق بورزيد. پيش از اينكه بتوانيد عشق بورزيد و دريافت كننده عشق باشيد، نياز به احساس امنيت و عزت داريد.

٣- هر دونفر بتوانند همانگونه كه از باهم بودن لذت مي برند از تنهابودن نيز لذت ببرند.
تعادل بين ” باهم بودن و باهم نبودن” يا تعادل بين ” همراهي” و ” دوري” در يك ارتباط صميمانه ، نقش مهمي دارد. يك ارتباط صميمانه به هر دوي آنها نياز دارد. براي ايجاد اين تعادل همسران بايد بتوانند از فعاليت هاي جداگانه، در اوقاتي كه باهم نيستند، لذت ببرند. زياد باهم بودن ميتواند به رفتارهاي مخرب و منفي مثل كنترل همسر و قدرناشناسي منجر ميشود.

٤-هر دونفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.
شغل يا حرفه با ثبات و رضايت آور، در عين حال كه ميتواند امنيت مالي به همراه داشته باشد، ايجاد امنيت هيجاني ميكند. زماني كه شغل و حرفه فرد به خوبي پيش مي رود، او ميتواند زمان بيشتر و انرژي بالاتري را صرف ارتباط خود با ديگري كند. از طرف ديگر هرچه دل مشغولي و استرس فرد نسبت به كار و فعاليت بيشتر باشد. انرژي كمتري براي ارتباط خواهد داشت.

٥- هر دونفر ازخود، آگاه باشند و خودرا بشناسند.
يك ارتباط صميمانه ، نياز به گشادگي، درستكاري و صداقت بين دونفر دارد. هرفردي بايد بتواند توانمندي هاي خود را ارزيابي كند و ضعف هاي خود را به طور واقع بينانه بشناسد و مشكلات را تقصير ديگران نندازد. در ضمن لازم است كه هر طرف بداند كه از ديگري چه ميخواهد و انتظارش چيست؟ و نيز در اين ارتباط به ديگري چه ميتواند ارائه كند و چه انتظاري را ميتواند برآورده سازد. آشنايي و مشاوره قبل از ازدواج در اين راه كمك زيادي به افرادي كه خواهات ازدواج باهم هستند بكند.

٦-هر دونفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه بيان كنند.
يكي از كليدهاي رشد صميميت، جسارت است. جسارت به اين معني كه آنچه را ميخواهيد به طور شفاف، مستقيم و به شيوه درست بيان كنيد. افرادي كه جسارت با معني بيان شده ندارند ، اغلب در روابط خود، منفعل/پرخاشگر هستند، با اين كه تلاش ميكنند ديگران را فريب دهند و در ارتباط، نقش بازي كنند. هرچه كه همسران خواسته هاي خود را شفافتر بيان كنند، احتمال اينكه به خواسته خود برسند بيشتر است. جسارت را نبايد با خشونت اشتباه گرفت. خشونت تلاش براي سلطه بر ديگري است و جسارت بيان ساده نياز و ميل فرد ، با شفافيت و صراحت همراه با رعايت ادب و حقوق ديگران است.

٧- هر دونفر سعي كنند كه خودخواه نباشند و خواسته هاي ديگري را برآورده كنند.
وقتي كه ما به نيازهاي ديگران توجه ميكنيم، آنها نيز به نيازهاي ما توجه ميكنند. اين يك قانون است و قانون ” جلب توجه روشن بينانه” نام دارد. اصل بر اين است كه خودخواهي كمتر، بهترين صلاح فرد است چرا كه به روابط همكارانه و صميمانه كمك ميكند و براي همه سودمند است. مراقبت بدون انحصارطلبي و توجه بدون حسادت، همسر را تشويق ميكند تا به ظرفيت هاي بالقوه خود بپردازد و توانمندي هاي نهفته دروني خود را بشناسد و اين يعني سود بردن هردونفر.

خیانت

  درمان خیانت زناشویی (قسمت سوم)

 

آزاده امینی ها- دکتری مشاوره خانواده

همان طور که در قسمت قبل توضیح داده شد ، زن و شوهر پس از افشای خیانت 3 مرحله درمان را در پیش خواهند داشت . 1- گردباد عاطفی 2- دست و پنجه نرم کردن با مساله 3- بازسازی رابطه . در مرحله ی گردباد عاطفی که بلافاصله بعد از افشای خیانت است ، زوج  دچار بی نظمی عاطفی ، جسمانی می شوند و زوج درمانگر در این مرحله سعی دارد که نشانه ها را که شامل اضطراب ، خشم و افکار وسواسی است بهبود بخشد.
بعد از اینکه هیجان های منفی  زوج تخفیف یافت، مرحله ی دوم درمان خیانت که شامل ماندن ( حفظ ازدواج) یا رفتن ( طلاق) است ، شروع می شود. هنگامی که همسر زخم خورده و همسر پیمان شکن به پیوند دوباره ی می اندیشند با تردیدها و نگرانی ها یی کلنجار می روند که فشار خرد کننده ای بر انها وارد می سازد. در این مقاله برای کمک به تصمیم گیری اگاهانه و سنجیده در مورد حفظ ازدواج یا طلاق ، نگرانی ها و ترس های شایع زوجین پس از افشای خیانت بررسی می شود :

1–  با وجود این اتفاق (خیانت) آیا دوباره می توان به زندگی زناشویی برگشت؟
برای پاسخ به این سوال باید زندگی تان را در مجموع قضاوت کنید. استحکام رشته ی پیوندتان در سال های اولیه ازدواج پیش آگهی امیدوارکننده ای درباره ی اینده تان است . اگر پایه اول را محکم بنا کرده باشید و در سال های اولیه ی ازدواج در کنار هم احساس عشق می کردید ، خوشحال و خشنود بودید ، دیدگاه مثبت نسبت به اینده داشتید ، برای ادامه ی رابطه جای امیدواری است . اما اگر رابطه ای اشفته و پرتنش داشته اید ، پس امروز هم جای امیدواری نیست.اما یادتان باشد وقتی به گذشته می نگرید واقع بین باشید و غیر منصفانه و از روی کینه خاطرات را مرور نکنید. گاهی همسر پیمان شکن برای توجیه خیانت خود عمداً خاطرات بد گذشته را به یاد می اورد  و همسر زخم خورده  برای نجات زندگی خود خاطرات خوب گذشته را دست اویز می کند. درست است که خوشبختی گذشته هیچ تضمینی برای سعادت اینده نیست ، اما می تواند نوید بخش باشد.

2-  چطور می توان دوباره اعتماد کرد؟ از کجا معلوم که خیانت دوباره تکرار نشود؟

هیچ پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد ، اما با در نظر گرفتن چند نکته شاید بتوان پاسخی نسبی برای ان یافت. اگر همسر پیمان شکن فقط یکبار اشتباه کرده در مقایسه با فردی که سابقه ی کجروی و دروغگویی دارد متفاوت است. کسی که سابقه ی طولانی از دروغ و فریبکاری دارد، احتمال بیشتری وجود دارد که الگوی خیانت را تکرار کند. البته این بدان معنا نیست که اگر فردی فقط یکبار خیانت کرده می توان ان را ندیده گرفت  یا صرفاً داشتن یک رابطه ی فرازناشویی به معنای عدم تکرار ان در اینده است . اما اعتماد به همسری که سابقه دار است و در دروغگویی و فریبکاری متبحر است بسیار مشکل است.
بررسی نگرش زیربنایی همسر پیمان شکن در پاسخ به این سوال و اعتماد دوباره نقش بسزایی دارد. اگر اوفردی است که با مسائل ارزشی و اخلاقی بطور اتفاقی برخورد می کندو نگرش سهل گیرانه ای به قید و بند ها دارد. امکان وقوع دوباره ی خیانت وجود دارد . افرادی با چنین باورهایی : مگر انسان چند بار به دنیا می اید که خوش نباشد ، اگر همسرم نمی فهمید اشکالی نداشت و صدمه ای به کسی نمی خورد ، می نیازهایم را با برقراری این رابطه برطرف کردم  تا بتوان به خانواده ام ببشتر رسیدگی کنم  ، همه این کار را می کنند… اعتماد مجدد به انها کار عاقلانه ای نیست .
همچنین اگر همسر پیمان شکن فردی است که نیازهای خود را نمی شناسد و یا در مورد آنها صحبت نمی کند و سرکوب می کند و دیگری را مسئول تنهایی و احساس بد خود می داند ، انتظار دارد که همسرش نیازهای او را حدس بزند و براورده سازد ، به سمت فرد دیگر راحت تر گرایش پیدا می کند. برای دوباره  اعتماد  کردن به چنین همسری لازم است که باهم صادق باشید و با صراحت در مورد نیازهایتان گفتگو کنید.
نکته ی دیگری که می تواند برقراری رابطه را تسهیل سازد تمایل همسر پیمان شکن به کشف علت خیانت و قبول مسئولیت در قبال ان است . اگر همسر پیمان شکن به لطمه ی عاطفی که وارد کرده اعتراف  می کند ، برای ازوردگی روحی همسرش اظهار ندامت  می کند و درصدد دلجویی است اعتماد دوباره به او راحت تر است . اگر یکی از همسران یا هر دوی انان سعی دارند با سکوت در کمار هم بمانند و هرگز به این فکر نکنند  که چرا چنین رابطه ای برقرار شد یا برای جلوگیری از بروز مجدد ان چکار باید کرد ، رابطه مجدداً به بن بست خواهد رسید و اعتماد کردن سخت خواهد شد.

3-  ایا این ازدواج از ابتدا درست بوده است ؟ ایا اکنون می توان تغییر کرد ؟

اگر بر این باورید که شما و همسرتان  از اول نباید ازدواج می کردید، اکنون نیز نمی توانید تغییر کنید. این احتمال است که به اتمام رابطه تان فکر کنید. اما بهتر است این فرصت را به یکدیگر بدهید زیرا ممکن است باور شما اشتباه باشد . برای این کار باید هر دو نفر تغییراتی که در طرف مقابل لازم می بینید را به دور از موضع جنگ طلبانه و تهدید و اتمام حجت برای یکدیگر مطرح کنید ، همینطور سعی کنید درخواست خود را مبنی بر تغییر همسرتان را بطور قابل فهم و مشخص بیان کنید. فقط یادتان باشد که این تغییرات باید منصفانه ، دست یافتنی و معقول باشند. اکثر افراد غالباً خیلی خوب می دانند که همسرشان چه تغییراتی لازم دارد اما در مورد خودشان اینگونه نیست . به دور از موضع دفاعی هر دو نفر به تغییرات مورد نظر همسرتان فکر کنید، ایا از پس آن بر می ایید ؟ ایا تمایلی به انجام این تغییرات دارید ؟ یا فقط برای جلب رضایت او می خواهید تغییر کنید ؟ ایا چیزی که همسرتان از شما می خواهد که تصحیح کنید  از دیگران هم شنیده اید ؟ ایا ان تاثیر گرفته از دوران کودکی شما نیست؟ ایا تغییرات باعث رشد شخصیتی شما می شود یا ان را خدشه دار می سازد ؟ پاسخ منصفانه به این سوالات می تواند نگرانی شما را در مورد توانایی تغییر کردن  برطرف سازد.

4-  تغییرات تا چه حدی می تواند عمیق و پایدار باشد ؟

غالبا دیده شده  بعد از افشای خیانت چه همسر زخم خورده و چه همسر پیمان شکن ناگهانی و داوطلبانه تغییر رفتار پیدا می کنند ، در حالیکه شاید قبل از این واقعه هر کدام عاجزانه خواهان تغییر رفتار طرف مقابل بودند،  اما پاسخی دریافت نمی کردند.  این تغییرات ممکن است هر دو را به وحشت بیندازد . همسر زخم خورده با خود می گوید “اینها همگی برای فریب من است ، باز که خیالت راحت شد دوباره خیانت می کنی ”  و نگرانی همسر پیمان شکن هم این است که “تو تغییر کردی که من دست از معشوقم بردارم و برگردم ان وقت روزگارم را سیاه خواهی کرد و زندگی از روز اول بدتر می شود “برای پایان دادن به این نگرانی اگر دیدید که همسرتان  تلاش می کند تا در جهت ایجاد تغییرات قدم بردارد بهتر است بدبینی را کنار بگذارید و به او فرصت دهید زمان سنگ محک انسان هاست اما اگر او مایل نیست تغییر کند و نمی تواند سر قولش بایستد دست بردارید و چاره ای دیگر بیندیشید.
5-  ایا همسرم من را به خاطر خودم می خواهد یا به خاطر شرایط جانبی مانند مسایل مالی ، بچه ها یا ترس از ابروریزی می خواهد به زندگی ادامه دهد ؟به هیچ طریقی نمی توان میزان دخالت عواملی را که همسران را به یکدیگر جذب می کند تعیین کرد. حتی همان اوایل اشنایی هم دو نفر صرفاً به خاطر یکدیگر به طرف هم کشیده نمی شوند . پستوانه ی مالی و عاطفی ، برخورداری از اسایش ،وجود فرزندان ، ارضای نیازها در کنار دوست داشتن همگی ارکان جدایی ناپذیر یک رابطه هستند. پس اگر در محیط خانواده احساس ارامش و خوشبختی می کنید دیگر چه اهمیتی دارد که دیگران برای چیزهای دیگری غیر از وجود خودتان ، چیزهایی که به نفع زندگی مشترک است ، به شما بها بدهند؟ پس وقتی قرار شد زندگی را از نو بسازید به این نکته توجه کنید. زندگی زناشویی شما از هزاران تار و پود مختلف ساخته شده است ، بطوریکه نمی توان شخص شما را از ملحقات پیرامونی ان جدا کرد.اما باز هم توجه به این نکته الزامی است که اگر بدون حل کردن اختلاف نظرها ، تعارضات و بدون بررسی علت خیانت فقط و فقط به خاطر بچه ها ، مسائل مالی  یا از روی احساس گناه ، ترس و وظیفه به زندگی ادامه دهید در درازمدت باز هم به بن بست خواهد رسید. برای اینکه دوست داشتن همسرتان را محک بزنید لازم است رنج و عذاب درونی خود را برای او ادا کنید و اجازه بدهید که همسرتان به شما کمک کند. اگر او به ناراحتی شما اهمیت می دهد و سهم واقعی خود را در ایجاد مشکل می پذیرد می توانید به رابطه تان امیدوار باشید.

6-  چگونه از رابطه ی فرازناشویی (معشوقم) چشم پوشی کنم؟ ( برای همسر پیمان شکن)

درست است که رابطه با معشوق شما را به وجد دراورده و به او وابسته شده اید اما بعد ها با رنگ باختن شور عشق و سر براوردن اختلافات متوجه  می شوید که شما به علت عدم توانایی حل مشکلاتتان  به شیوه ی درست و مشکلات شخصیتی به رابطه کشیده شده اید. پس حتی اگر هنوز احساساتتان به معشوق باقی است از او فاصله بگیرید و به همسرتان نزدیک شوید زیرا طوفان رابطه ی فرازناشویی باعث می شود که از احساسات خود نسبت به همسرتان چیزی نفهمید.

احساسات و ترس های زیاد دیگری در پشت دیوار زلزله زده زندگی زناشوییمبتلا به خیانت وجود دارد  که اگر قرار به مرمت ان باشد باید با انها مواجه شد. تمامی زن و شوهرانی اسیب دیده از خیانت زناشویی که بطور موفقیت امیزی به زندگی برگشته اند ، فرایند ایجاد اعتماد و بخشش را با احساس تردید و ترس  و ناتوانی شروع کرده اند ، و انچه باعث موفقیت انها شده است کنار گذاشتن احساسات منفی، و ایجاد احساسات مثبت ، اعمال تغییرات مورد نظر و مسئولیت دو جانبه داشتن ، بوده است . بازسازی یک رابطه بعد از افشای خیانت کار ساده ای نیست ، اما ویران کردن ان هم کمکی به شما نخواهد کرد و در شماره های بعدی به چگونگی بازسازی رابطه ، اعتماد سازی و برقراری صمیمیت از دست رفته به تفضیل توضیح داده خواهد شد.