نوشته‌ها

IMG_7331

افراد سَّمي

  • فردسمی فردی است که خواسته یاناخواسته باعث آزار یاآسیب دیدن شماست.

    فردسمی کسی است که می کوشداعتماد به نفس ومنزلت شمارابه یغما ببرد، يا درمسیر زهرآگین کردن اساس شخصیت شماتلاش می کند.

    چنين فردی شماراخلع سلاح میکند تامقاومت شما را خنثي سازد و بدین ترتیب می تواند ازنظر ذهنی یاحتی جسمی شمارابیمارکند.افراد سمی حامیان شمادرزندگی نیستند بلکه تنهاوجوه منفی رادرشما می بینند.آنهانسبت به شماحسود ومملو از غبطه هستندو ازموفقیت های شمابرآشفته می شوند.

    دراصل موفقیت های شماباعث خشم آنان می شود.اعتماد به نفس ضعیفشان و حس بی کفایتی شان درمقابل شما،باعث می شوددربی اثر وبی اهمیت جلوه دادن تلاش های شمابکوشند تابدین گونه بهتربتوانندباشکست های خودکناربیایند.

    توجه داشته باشیدهمان گونه که سم پاشی های آنهابه شکل های متفاوت جلوه می کند،اهداف خودراهم به روش های مختلفی پیش می برند.

    فردسمی می تواندمتعلق به هرگروه اجتماعی، جایگاه اقتصادی ،رده ی سنی ،فرهنگ، مذهب،مرتبه تحصیلی یافرهنگی باشد.اوحتی می تواند فردي باهوش باشد.

    افرادسمی می توانند در هر حوزه اي ای اززندگی شماوجودداشته باشند،به این معنی که ممکن است درزندگی خانوادگی یاحوزه ی کاری شماحضورداشته باشند.بسیاری ازآنهادر مقابل رویتان نیزباشما تلخ وکوبنده رفتارمی کنند، درحالی ک بسیاری ازآنان ممکن است به شمالبخند بزنند وباشمامهربان باشند.

    ولی ممکن است پشت سرتان حرف بزنند يا كارهاي ناروا بکنند.دسته ای ازآنان دربرخورد های ظاهری باشمامثبت و خوش سخن اند و جملات محبت آمیز به شمامی گویند، درحالی که دردرونشان ازآتش حسادت و بخل می سوزند.

  • چرابرخی افرادزهرآگین هستند؟

    به عقيده خيلي از متخصصين اغلب انسان هاخوب هستند نه شیطان صفت.

    انسان موجودی معصوم،دوست داشتنی، شادمان، قابل احترام، وبی آزاربه دنیامی آید.

    ما حقیقتا نمی دانیم که آیازهرآگین بودن برخی ازانسان هانتیجه ی محیط رشدآنان است( نحوه ای که تربیت شده اند) یانتیجه ی ساختارزیستی آنهاست، یعنی تاثیرژنتیکی، یاترکیبی ازاین دو.

    هرانسانی دوست دارد پس ازمرگ ازاو به خوبی یاد شود،و باخاطرات مثبت و پرمهرازاویاد کنند.

    فرقی نمی کند سمي بودن افراد به دلیل مشکلاتی باشد كه درزندگی پشت سرگذاشته اند يا به دلیل محرومیت ازمهر والدین.

    آنچه دراصل مهم است این است که وجود این فرددرزندگی شماباعث مسموم کردن زندگی شما ميشود.

    اینکه افرادچه سابقه یاگذشته ای داشته اندیاتا چه حدزهرآگین هستند مشکل شمانیست،بلکه مهم است که همه بدانند نمي توانند ديگران را در تيررس خشم وعقده های خودقراردهند و بایدهمواره بامنزلت و احترامی که شایسته ی شخصیت انسان هاست بادیگران رفتارکنند.

  • 💧چند راهكار براي رويارويي با افراد سمي:

  • 🔹شگرد تنفسي:

    ١- به مدت دو ثانيه اكسيژن هوا را از طريق دهان به درون ريه ها بكشيد.

    ٢- در حالي كه فرد سمي را در نظر داريد اكسيژن تنفس شده را به مدت سه ثانيه درون خود حبس كنيد.

    ٣- حالا با تمام قوا ( در حالي كه فرد سمي را همچنان در نظر داريد) تماميِ اكسيژن درون را به بيرون تخليه كنيد.

    ٤- دو ثانيه توقف كنيد و تنفس نكنيد.

    ٥- اكنون مراحل يك تا چهار را دوباره تجرار كنيد( درحالي مه فرد سمي و رفتار و گفتارش را در نظر داريد و انرژي منفي آن را با بازدم خود از بدنتان بيرون ميكنيد).

    ٦- حال اين كار را دوباره تكرار كنيد( در حالي كه احساسات منفي تان را با بازدم به بيرون مي رانيد). بعد ار مرتبه سوم، بلافاصله نفس عميقي ( از طريق دهان) بكشيد، ريه هايتان را از هوا پر كنيد ، و سپس به طور طبيعي بازدم را انجام دهيد.

    🔻بعد از انجام اين كار فشار عصبي كمتري حس خواهيد كرد. عمل بازدم به سادگي ميتواند باعث تخليه انرژي هاي منفي در شما شود و علاوه بر برقراري مجدد ارامش در شما، فايده ديگر اين شگرد اين است كه مانع ميشود شما به ناگهان حرفي از سر خشم بزنيد يا حركتي انجام دهيد كه بعد باعث پشيماني ميشود.زماني كه در برخورد با جنين حالتي شما عمل كشيدن اكسيژن به درون خود را انجام ميدهيد فرصتي مي يابيد تا قبل از ازينكه واكنشي نشان دهيد مهار رفتار و گفتار خود را به دست بگيريد.

  • 🔹 شگرد شوخي:

    شما در برخورد با فرد سمي نه تنها ميتوانيد با شگرد ( تخليه تنفسي) فشار عصبي را از درون خود دوركنيد، بلكه ميتوانيد در برخورد با چنين فردي خود را سرگرم هم بكنيد. فكر كنيد تا به حال چندبار پيش آمده كه ساعت ها بعد از رويارويي با يك فرد سمي به خود گفته ايد كاش فلان جواب را به او داده بودم يا كاش فلان واكنش را نشان داده بودم.

    تاكنون چندبار برايتان پيش آمده در حالي كه در بستر خود دراز كشيده و اماده يك خواب آرام هستيد ناگهان به ياد آورده ايد كه آن روز در برخورد با يك آدم ناجور ، جواب مناسب و جانانه اي به او نداده ايد و سپس به ملامت خود مي پردازيد.

    در شگرد شوخي در مواجهه با چنين موقعيتي، پس از به كارگيري روش تخليه هيجاني از طريق تنفس، راجع به چيزي خنده دار فكر كنيد كه روحيه شمارا بهتر كند.

    ” من يك بار در يك مهماني در رابطه با يك دوست از خود راضي كه كنار من نشسته بود و دائم از خود تعريف ميكرد به كار بردم. او در ابتدا به من گفت خانواننده قابلي است و نتوانسته به اپرا راه پيدا كند و استعدادهايش ناشناخته مانده و سرانجام ناچار شده به عنوان استاد آواز تدريس كند. در تمام مدت صرف شام او بدون توجه به موقعيت مهماني، سعي داشت با دانش خود من را تحت تاثير قرار دهد ، در صورتي كه من كوچكترين علاقه اي نداشتم ، ولي با وحود اين در تمام مدت سعي كردم در برابر صحبت هاي اين آقا لبخند بزنم و اورا تحمل كنم، اما دقيقا لحظه اي كه داشتم غذاي خوشمزه اي در دهانم ميگذاشتم، اين اقا با بي ادبي تمام، نگاهي به من كرد و گفت: ( من اخير ٧-٨ كيلو وزن كم كرده ام، فكر ميكنم لازم است شماهم اين كار را بكنيد).

    لحظه ای خشکم زد، چراکه درابتدا نتوانستم مفهوم ومنظور حرف این مرد بي ادب رابفهمم. درآن لحظه ازخودپرسیدم:«یعنی من زیاد ميخورم؟ یامنظورش این است که من چاقم؟» اما قبل ازاینکه آرامشم راازدست بدهم بلافاصله نفس عمیقی کشیدم وآن رابرای زمانی کوتاه درخود حبس کردم ودرهمین حین فکرکردم :«نه دیگر! ترفند تخليه عصبی تنفسی هم دراین لحظه موثر نيست!»

    درحالی که ازشدت ناراحتی کلافه شده بودم تصمیم گرفتم درپاسخ به این آقا قدري سربه سرش بگذارم.

    تصمیم گرفتم این کار را با موضوعِ موردعلاقه اش یعنی اپرا شروع کنم. پس مستقیم درچشم هایش نگریستم ودرپاسخ گفتم:«وزن کم کنم؟به هیچ وجه! من میخواهم سی کیلوگرم دیگرهم اضافه کنم تا تازه بشوم شبیه یکی ازآن خواننده های اپرا! مثل آن یکی که خیلی معروف است وموهایش رامی بافد وروی سرش همیشه یک کلاه بادوشاخ دارد!»

    وسپس به خوردن ادامه دادم.

    تااخرمهمانی، آن آقا ديگر يك کلمه هم بامن حرف نزد ،واین درست همان چیزی بودکه من می خواستم.

    دردلم قدری به او و سكوتش خندیدم ودیگرتاآخرشب احساس خوبی داشتم چراکه فشاری راکه تمام آن مدت ازپرگویی های آن مردوبخصوص جمله ی آخرش تحمل کرده بودم، باگفتن آن حرف ازدرون خودبیرون ریخته بودم.

    🔻درچنین مواقعی به کارگیری صحیح شگردشوخی می تواند اعتمادبه نفس شمارااحیاکند و شخصيت شمارادر نظر ديگران نیزارتقا بخشد.

    🔻دربسیاری مواقع افراد دلشان می خواهد ازاین فن استفاده کنند ولی احساس می کنند در آن لحظه جواب وشوخی مناسبی در آستين ندارند، که تغییر اين حالت محتاج قدری تمرکز براستفاده ازاین روش است.

    🔻 اگرشما فردي حاضرجواب نیستیدو در هر لحظه پاسخ مناسبی ندارید، شایددلیلش نداشتن تمرین کافی دراین زمینه است؛یعنی هیچ گاه تابه حال این روش رادرمقابله باافرادسمی درنظرنگرفته بودید، ولی اززمانی که مصمم شویدو در مواقع لازم جواب مناسبی به فردمتخاصم بدهید،کم کم متوجه خواهید شد كه دراین زمینه پیشرفت کرده اید،یعنی دیگربدون تلاش یاسکوت زیاد پاسخ مناسبی به ذهنتان خواهدآمد.

  • 🔷 شگرد رويارويي مستقيم( ابراز صحيح)

  • زماني كه فردي علنا به شما توهين ميكند يا حرفي نامربوط مي زند، شگرد رويارويي مستقيم بسيار موثر و كاربردي ست. اگر در مواجهه با چنين شخصي در آن لحظه آنقدر حضور ذهن نداشته باشيد كه بلافاصله با شگرد شوخي يا شگرد آينه با او مواجهه كنيد پس بهتر است در مقابل فرد بايستيد و صراحتاً به او بگوييد حرفي كه به شما زده باعث ناراحتي و خشمتان شده است. اين شگرد مانع از اين ميشود كه شما قرباني فرد سمي بشويد. مطمعن باشيد وقتي ديگران ببينند شما توانسته ايد بايستيد و از احساس و غرورتان دفاع كنيد ، شمارا تحسين خواهند كرد. درهنگام استفاده از اين شگرد در نظر داشته باشيد كه حتما در مقابل آن فرد بياستيد و رودر رو و درحالي كه مطمعن هستيد صداي تان به خوبي و با قدرت و شهامت به گوش فرد مي رسد، با كلامي نافذ فرد را متوجه كار يا صحبت ناشايستش كنيد.اين شگرد نه تنها باعث ميشود ديگران براي شما احترام بيشتري قائل شوند بلكه شما خود موجب مي شويد براي خود احترام كسب كنيد.

    در واقع فرد سمي ميفهمد شما دستش را خوانده ايدو با كنايه و موذي بازي نميتواند شمارا طعمه خود قرار دهد و ديگر قادر به صربه زدن از پشت به شما نخواهد بود.

12

دلایل نادرست ازدواج

دلايلي هست كه فرد به خاطر آنها ازدواج ميكند ولي همان دلايل ميتواند ازدواج را با مشكلات و تضادهاي قابل توجهي رو به رو كند.
از جمله اين دلايل ميتواند به موارد زير اشاره كرد:

شورش بر عليه والدين:

براي بسياري از ما راحت نيست كه اقراركنيم كه با والدين خود تعارض و كشمكش داريم. تعارض با والدين ميتواند يكي از دلايلي باشد كه فرد جوان را به سوي ازدواج سوق ميدهد. وقتي كه فردي در خانواده اي زندگي ميكند كه والدين او اهانت كننده و تحقير كننده هستند، يا به شكل هاي گوناگون بي توجهي و بي مهري به فرزندشان ميكنند ، به نظر مي رسد كه فرزندان ازدواج را دليل موجه و مناسبي براي گريز از خانواده و دور شدن از آن بستر نا امن ميدانند.
اما آيا واقعا در انتخاب ميتوانند موفق عمل كنند؟ 
آيا به آرامش و استقلالي كه در طلب آن هستند را در زندگي جديد پيدا خواهند كرد؟
آيا داشتن دليل موجه براي ترك خانواده، لزوما دليل موجهي براي ازدواج خواهد بود؟
در اين گونه موارد بهتر است كه افراد استقلال شخصي خود را بسط دهند و با خانواده خود رو در رو شوند و به روابط خود بيانديشند و براي مشكلات و مسائل خود راه حلي پيدا كنند تا درگير ازدواج شوند. با ازدواج ميتوان از يك شرايط فاجعه بار فرار كرد اما با چه بهايي؟  با بهاي وارد شدن به يك ازدواج آزار دهنده تر؟
تحقيقات نشان ميدهد بسياري از افرادي كه از آزار والدين به ازدواج پناه مي برند، ازدواج آنها آزاردهنده تر بوده است.

جستجوي استقلال:
جوانان كشش زيادي براي اينكه روي پاي خود بياستند و كارهايشان را خودشان انجام دهند و يا مستقل باشند ، دارند.
اما استقلال امري ست كه فرد فقط به تنهايي ميتواند به آن برسد. با اتكا به همسر، فرد به اتكا نخواهد رسيد. بسياري هستند كه ازدواج ميكنند تا مستقل شوند، اما مستقل شدن سالها وقت مي برد و امري ست وابسته به خود فرد تا هرچه بيشتر روي پا خود بايستد.

 

التيام يك رابطه شكست خورده:
التيام رنج ها و دردهاي يك ارتباط شكست خورده اخير، دليل منفي ديگري براي ازدواج است. اين موضوع از آن دست مسائلي ست كه شناسايي آن راحت تر از شناسايي آن در خودمان است. پاسخ رايج به هشدارهاي ديگران معمولا اين است كه ” نه ، من مي فهمم كه شما چه ميگوييد، اما اين مورد فرق ميكند”. ما تمايل داريم كه ارتباط جديد و آميخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت ببينيم و از اين كه ممكن است اين ارتباط واكنش به يك ارتباط قبلي باشد مي پرهيزيم و غفلت ميكنيم.
فردي كه در موقعيت التيام است، ممكن است براي حمايت هيجاني نياز به يك ارتباط ديگر داشته باشد.
ازدواج زماني موفق تر خواهد بود كه دونفر “بخواهند ” ازدواج كنند تا اينكه ” نياز ” داشته باشند. ارتباطي كه بر اساس التيام يكي از دو نفر شكل بگيرد، از همان آغاز در معرض خطر است. چرا كه عاطفه بين آن دو نه تنها به دليل دوستي و عشق ، نيست بلكه به خاطر شفابخشي و التيام زخم ها و جراحات ارتباط قبلي رخ داده است.

ازدواج اجباري:
برخي افراد تحت فشار خانواده يا دوستان به يك ازدواج از قبل ترتيب داده شده تن ميدهند. گاهي اوقات از زمان كودكي در مورد ازدواج دونفر صحبت شده است و همه خانواده بر اين اعتقاد بوده اند كه اين دونفر باهم ازدواج خواهند كرد و حالا كه اين دونفر بزرگ شده اند ، احساس فشار و اجبار ميكنند كه مجبور هستندبا يكديگر ازدواج كنند.قطعا چنين انتخاب و ازدواجي خوشبختي و آرامش به همراه نخواهد داشت.

نياز جنسي:
ازدواج فقط براي رفع نياز جنسي احتمالا نميتواند به ازدواج موفقي منجر شود. چرا كه وقتي رفع نياز جنسي مد نظر ما باشد ، عوامل مرتبط ديگر در انتخاب از چشم ما دور مي ماند.
در اين گونه ازدواج ها زيبايي هاي ظاهري همسر بيشتر مد نظر قرار ميگيرد و شتاب و تعجيل نيز عامل تاثير گذار منفي ديگري ست. اين مساله بيشتر در مردان مشاهده ميشود يا افرادي كه بسيار مذهبي هستند.
در فرهنگ عامه ، عدم ارضاي نياز جنسي سبب برخي بيماري هاي رواني دانسته ميشود. مثلا براي بهبود حال بيماران رواني برخي خانواده ها توصيه به ازدواج ميكنند، كه نه تنها حال بيمار را بهبود نخواهد بخشيد بلكه استرس و فشار رواني بيشتري ايجاد خواهد كرد؛ كه ميتواند بيماري را تشديد كند.

 

احساس گناه:
گاهي در رابطه با يك نفر احساس گناه ميكنيم و به دليل احساس گناه يا احساس ترحم با او ازدواج مي كنيم. احساس گناه يا احساس ترحم به هر دليلي كه ايجاد شده باشد، يك دليل نادرست براي ازدواج است.

احساس كمبود و تهي بودن:
گاهي افرادي كه هدفي را در زندگي دنبال نمي كنند، نمي دانند كه از زندگي چه مي خواهند، احساس ناكامي ميكنند و از زندگي خود ناراضي نيستيد،براي حل اين مشكلات  و ايجاد تنوع به ازدواج روي مي آورند، كه قطعا دليل نادرستي براي ازدواج است. گاهي احساس تنهايي ، خود فشاريست كه منجر انتخاب و ازدواج ميشود.
مشكلات ذكر شده بايد از راه هايي غير از ازدواج حل شود. ازدواج يك رابطه درماني نيست، بلكه يك رابطه صميمانه است.

IMG_6932

چطور يكديگر را دلسرد ميكنيم؟

در قسمت قبل به عواملي كه موجب نزديك شدن زوجين به يكديگر ميشود يا همان عوامل دلگرم كنند در زندگي زناشويي اشاره كرديم، در اين قسمت ميخواهيم عواملي كه موجب سردي و دور شدن زوجين از يكديگر ميشود ، مورد بررسي قرار دهيم.
ما گاهي اوقات عليرغم حسن نيت خود، با رفتارمان يكديگر را دلسرد ميكنيم.
چهار روش دلسرد كردن عبارتند از : سلطه گري زيركانه، ترساندن، تصديق نكردن پيشرفت و حساسيت بيش از حد.

🔅سلطه گري زيركانه: گاهي اوقات احساس ميكنيم روش ما، بهترين روش و تنها راه موفقيت و تنها راه رسيدن به هدف است. در نتيجه براي آنكه كارها درست انجام شوند، مسوليت كارها را بر عهده گرفته و پيشرفت همسرمان را ناديده ميگيريم.در اين حالت عليرغم اينكه حسن نيت داريم، عملا زيركانه سلطه گري ميكنيم. سلطه گري صرف نظر از اينكه چقدر زيركانه باشد، همسرمارا دلسرد كرده و در او احساس طرد شدن ايجاد ميكند. اموري كه معمولا در آنها به سلطه گري زيركانه روي مي آوريم عبارتند از : نظافت و خانه داري، رنگ كردن خانه، خريد، محاسبه و پرداخت صورت حساب ها، نظارت بر بچه ها و امور اجتماعي. آيا كمال گرايي شما در اين كارها، موجبات دلسردي همسرتان را فراهم ميكند؟ آيا به همسرتان اين پيام را ميدهيد كه ” فكر نميكنم بتواني؟”.

🔅ترساندن: وقتي انتظارات شما از همسرتان ته ندارد، او نتيجه ميگيرد كه هر چقدر موفق شودهم نميتواند به ملاك هاي شما برسد. ترساندن مثل سلطه گري زيركانه ، احساس طرد شدن و دلسردي را در همسرتان دامن ميزند. اين روش گاهي موجب افسردگي و طلاق ميشود.
” مريم از احمد انتظار دارد درآمدش را بيستر مند و روابط احتماعي شادتر، پرشور تري داشته باشد. وقتي احمد انتظار اورا برآورده نميكند، مريم ناراحت ميشود و شروع ميكند به مقايسه احمد با مردان ديگر و تحقير و انتقاد از او. احمد هم ناراحت ميشود و سعي ميكند بيشتر وقتش را بيرون از خانه بگذراند و اينگونه روز به روز بيشتر غرق در علائق و زندگي شخصي خود ميشود ، چون به اين نتيجه رسيده است كه ” هركاري بكند بازهم مريم ناراضي است وغر ميزند”
و اينگونه زن و شوهرها آهسته آهسته از يكديگر دور ميشوند.

🔅تاييد و تصديق نكردن پيشرفت: تصديق نكردن پيشرفت يكديگر، صورت ديگري از دلسرد كردن زيركانه است. سكوت باعث ميشود همسرتان بازخورد لازم براي ادامه دادن تلاش هايش را نگيرد. اين عمل مثل سلطه گري زيركانه ، در طرف مقابل احساس طرد شدن ايجاد ميكند.
در مثال وقتي همسرمان در حال وزن كم كردن است ، روي افزايش وزن موقت او انگشت ميگذاريم. در حالي كه ميتوانيم به پيشرفت هاي او اشاره كنيم. به جاي آنكه بگوييم
“نان، جز رژيم غذايي تو نيست” ميتوانيم بگوييم ” ميدانم رژيم گرفتن كار سختي است و تو اكثر ساعات روز را در رژيم هستي. خيلي پيشرفت كرده اي”. اين جملات ، همسرتان را دلگرم ميكنند . ياد بگيريد سخنان خود را مهربانانه شروع كنيد.

🔅حساسيت بيش از حد: اگر پيرو اين فرض غلط هستيد كه ” من وقتي كسي ميشوم كه از ديگران بهتر و بيشتر باشم” ، هروقت برتري خيالي شما به خطر بيافتد، دست به حمله ميزنيد. براي مثال، اگر همسرتان از سرو وضع و لباس مرد يا زن ديگري تعريف ميكند، يا از دستپخت كسي تعريف ميكند…اظهارات اورا حمل بر تحقير خودتان خواهيد كرد وعصباني ميشويد و بالاخره اين حساسيت بيش از حد بر مشاركت و خطرپذيري در زندگي زناشويي تاثير ميگذارد. چنين زن و شوهرهايي حرف يكديگر را طور ديگري ميشنوند و محتاط مي شوند.

زن وشوهرهاي دلسرد، احساس بي عرضگي ميكنند زيرا عزت نفسشان كم شده است و در نتيجه احساس ميكنند هيچ كاري از دستشان برنميايد. نااميدي زن و شوهرهاي دلسرد باعث ميشود نااميدانه عمل كنند در نتيجه موجبات شكست خود را فراهم مياورند.
باورها و انتظاراتي كه در روابط زناشويي خود پيدا ميكنيم خيلي تاثير گذار هستند. ما اين را كه همسرمان بايد چطور عمل كند ملاك عمل خود قرار ميدهيم نه رفتار او را. به همين دليل معمولا روي ضعف هاي او انگشت ميگذاريم نه روي خوبي هاي او. از اينكه اعمال همسرمان را ضعف يا نقطه قوت بدانيم به نگرش و اولويت هاي ما بستگي دارد.
وقتي اولويت ما اين است كه احساس بي عرضگي يا قرباني بودن كنيم، به دلگرمي دادن هاي همسرمان توجه نميكنيم و همسرمان بالاخره از دلگرمي دادن دست ميكشد.
وقتي اولويت ما خشنود كردن ديگران است، از طرد شدن پرهيز ميكنيم . وقتي معتقديم هرطور كه شده بايد ديگران را خشنود كنيم ، نبازهاي خود را فراموش ميكنيم و ارزش خود را از ياد ميبريم.
وقتي اولويت ما كنترل كردن است، در برابر هر تحقير و تمسخري حالت تدافعي ميگيريم و خودانگيختگي خود را از دست ميدهيم. يكي از راه هاي حفظ كنترل هم متمركز شدن روي ضعف هاي همسرمان است.
اينگونه اولويت ها در زندگي مشترك ، مارا از تعلق خاطر به يكديگر و باهم بودن دور ميكند.