تربیت جنسی یا آموزش جنسی به کودکان

?از چه زماني كودكان متوجه جنسيت خود يا همان دختر يا پسر بودن ميشوند؟
?تفاوت دختر يا پسر بودن را چگونه بايد براي فرزندمان توضيح دهيم؟
?خوابيدن كودك در اتاق پدر و مادر تا چه زماني صحيح است؟
?در پاسخ به سوالات جنسي كودكمان چه جوابي بايد بدهيم؟
?چرا كودكان در يك سني ،علاقه به دكتر بازي دارند؟
در هر سن كودك بايد چه مقدار اطلاعات درمورد جنسيت داشته باشد؟

در اولين قدم براي تربيت جنسي ، بايد براي كودكان معني برخي كلمات مانند،”خصوصي بودن”  را جا بياندازيم.
اطلاعات خصوصي ، اطلاعاتي ست كه ميتوان از آن آگاه بود اما ضرورتي ندارد آن را با ديگران درميان بگذاريد.

ميتوانيد براي واضح شدن اين موضوع براي كودكتان اين مثال را بزنيد كه مثلا ما ميدونيم خونه همسايمون مهمونيه، ولي بيشتر مهموني ها خصوصي هستن، يعني همه مردم دعوت نيستن، پس ماهم حق نداريم سرمون رو بندازيم پايين و بريم تو خونه اونا.چون خونه اونا و مهمونيشون خصوصيه  يا همه به دستشويي ميرن،وقتي ما به دسشويي ميريم،در رو ميبنديم، و هيچ كس حق نداره به دسشويي وارد شه، چون اونجا يه مكان خصوصي هست، و كسي به خاطر دسشويي رفتن ، نه به ما ميخنده نه مارو مسخره ميكنه.
?همونجور كه براي اينكه كسي وارد دستشويي نشه ، در گذاشتن و ما در رو ميبنديم تا كسي دسترسي نداشته باشه ،ماهم براي پوشاندن خودمون و اينكه كسي نتونه به بدن ما و اعضاي بدن خصوصيمون درسترسي داشته باشه ،لباس ميپوشيم.
? ممكن است در ابتداي صحبت هايتان كودكان خجالت بكشند يا بخندند، اما براي آنها توضيح دهيد كه اطلاعات درمورد جنسيت چيزي نيست كه از آن خجالت بكشيم، بلكه اين اطلاعات به ما كمك ميكند هم از خودمان بهتر محافظت كنيم و هم بهتر بتوانيم همديگر را درك كنيم.

براي كودك توضيح دهيد قسمت هاي خصوصي از بدن جاهايي هستند كه با لباس زير (زيرپوش، شورت، زيرشلواري) پوشانده ميشود،
 براي كودك با مثال توضيح دهيد عضو خصوصي ، قسمتي از بدن است كه زير لباس شنا قرارداره و حتي موقع شناكردن هم پوشيده ميشه و هيچ كس حق نداره آنرا لمس كنه، يا در مورد آن از من سوال كنه، يا اعضاي خصوصي بدنش را به من نشون بده يا از من بخواد به اعضاي خصوصي بدنش دست بزنم.
اين جملات را به كودك آموزش دهيد:
اگر من تمايلي به بوسيده شدن يا در آغوش گرفته شدن نداشته باشم،بگم “نه” .
اونا ميتونن برام بوسه بفرستن يا دست تكون بدن.در نهايت من رييس بدنم هستم و اون چيزي كه من بخوام اتفاق ميافتد.
نسبت به هويت مذكر يا مونث خود عزت نفس داشته باشد.

تا ٥ سالگي بچه بايد:درك كند كه نوزاد از كجا مي آيد منظور ما اين نيست كه يك زايمان طبيعي را براي كودك توضيح دهيد، بلكه در حدي كه كودك بداند محل رشد جنين در بدن مادر داخل رحم اوست.( ما تحت هيچ شرايطي به كودك دروغ نميگوييم).

 

تفاوت لمس خوب با لمس بد را بداند.

به كودك بگوييد اگر كسي خواست جاهاي خصوصي بدنت را لمس كنه،يا لباست رو دربياري،طوري كه باعث نگرانيت شد، يا حس بدي بهت دست داد ، بگو” نه” و به يك بزرگتر كه بهش اعتماد داري، سريع خبر بده.

نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند و به آنها دروغ گفته نشود.

بتوانند به راحتي با والدين يا با فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري درباره جنسيت خود و سوالاتش صحبت كنند.
نسبت به هويت مذكر يا مونث خود عزت نفس داشته باشد.

كودك از ٣ سالگي متوجه ميشود كه تماس با برخي از قسمت هاي بدن و يا آلت تناسلي اش براي او حالاتي و يا برخي از اوقات لذتي را به وجود مياورد. در واقع كودك از سر لذت جنسي دست به اين كار نميزند، بلكه به دليل تازه بودن و نوعي ميل به شناخت بيشتر و بهترخودش، آن را انجام ميدهد

در هر سن كودك بايد چه مقدار اطلاعات درمورد جنسيت داشته باشد؟

☂️
مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعويض لباس و رفتن به توالت بداند.
براي كودك توضيح دهيد قسمت هاي خصوصي از بدن جاهايي هستند كه با لباس زير (زيرپوش، شورت، زيرشلواري) پوشانده ميشود،
 براي كودك با مثال توضيح دهيد عضو خصوصي ، قسمتي از بدن است كه زير لباس شنا قرارداره و حتي موقع شناكردن هم پوشيده ميشه و هيچ كس حق نداره آنرا لمس كنه، يا در مورد آن از من سوال كنه، يا اعضاي خصوصي بدنش را به من نشون بده يا از من بخواد به اعضاي خصوصي بدنش دست بزنم.
?اين جملات را به كودك آموزش دهيد:
اگر من تمايلي به بوسيده شدن يا در آغوش گرفته شدن نداشته باشم،بگم “نه” .
اونا ميتونن برام بوسه بفرستن يا دست تكون بدن.در نهايت من رييس بدنم هستم و اون چيزي كه من بخوام اتفاق ميافتد.
☂️
نسبت به هويت مذكر يا مونث خود عزت نفس داشته باشد.

☂️
تا ٥ سالگي بچه بايد:درك كند كه نوزاد از كجا مي آيد منظور ما اين نيست كه يك زايمان طبيعي را براي كودك توضيح دهيد، بلكه در حدي كه كودك بداند محل رشد جنين در بدن مادر داخل

رحم اوست.( ما تحت هيچ شرايطي به كودك دروغ نميگوييم).

تفاوت لمس خوب با لمس بد را بداند.
به كودك بگوييد اگر كسي خواست جاهاي خصوصي بدنت را لمس كنه،يا لباست رو دربياري،طوري كه باعث نگرانيت شد، يا حس بدي بهت دست داد ، بگو” نه” و به يك بزرگتر كه بهش اعتماد داري، سريع خبر بده.

☂️
نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند و به آنها دروغ گفته نشود.
☂️
بتوانند به راحتي با والدين يا با فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري درباره جنسيت خود و سوالاتش صحبت كنند.
☂️
نسبت به هويت مذكر يا مونث خود عزت نفس داشته باشد.

?لمس و تماس كودك با بدن خودش?
زماني كه فرزند خود را درگير و مشغول تماس با بدن خود ميبينيد، سعي كنيد به بهانه اي رفتار او را غيرمستقيم قطع كنيد، مثلا به او پيشنهاد دهيد:
” بيا باهم بستني بخوريم” ، ” بيا باهم يه فيلم ببينيم” .
در واقع شما درعين بي اعتنا بودن، اورا از كارش بازميداريد.

اگر در زماني كه كودك در حال لمس كردن خودش است، اورا سرزنش كنيد، يا حتي در كمال تاسف تنبيه كنيد، نه تنها تاثير بدي بر روي شخصيت او ميگذاريد، بلكه اورا به يك موجود “پنهان كار، دروغگو، خشمگين،لجباز”  تبديل كرده ايد و علاوه بر همه اين احساسات، او حس بدي راجع به خودش و آلت تناسلي اش و جنسيت خودش پيدا ميكند.
قرار نيست پدر و مادر كار فرزند خود را تشويق كنند، بلكه با بي اعتنايي بايد اهميت كار را برايش كم كنند و در عين حال با قطع كاري كه انجام ميدهد، شرايطي را به وجود آورند كه او متوجه است بهتر است از اين كار بگذرد.

    مادران عزيز
? از ٢ سالگي به بعد هميشه فرزندتان در منزل پوششي به تن داشته باشد و حتي در زمان تعويض، او را به محلي خصوصي تر ببريد و محل امني را شستشويي براي او فراهم كنيد.
? فرزندتان از سن دوسالگی باید با والد همجنسش خود به حمام برود.
?اگر مادر مجبور شد پسرش را حمام ببرد؛ تاپ، شلوارک،…بپوشد و با اندام برهنه نباشد؛ وگرنه حرف و عمل ما متناقض می‌شود.

?   كنجكاوي در مورد چگونه متولد شدن
سوالي كه از حدود ٤ سالگي شروع ميشود و تا سن مدرسه ادامه پيدا ميكند.
بچه ها از كجا ميان؟
مامان من چه جوري به دنيا اومدم؟

اين سوالات براي والدين اصولا يك استرس و نگراني و تابو به همراه دارد ، زيرا زماني كه كودك با نگاه كودكانه خود اين سوال ها را ميپرسد، والدين از ديدگاه خودشان نگاه ميكنند كه بايد توضيح دهند(تمام مسايل اميزش جنسي، عشق،طريقه بارداري)و نگران ميزان درك و پذيرش كودكشان هستند و اينكه قرار است چه چيزي را توضيح دهند، اما واقعيت اين است كه شما قرار است در حد سوالِ خودش  پاسخ بدهيد، زيرا ميزان درك كودك با يك بزرگسال فرق ميكند و نميتوان يكباره همه اطلاعات را با جزييات در اختيارش قرار داد.
? اگر كودكتان پاسخش را به شكل صحيح و درستي از شما نگيرد، در هرسني ،قطعا كنجكاوي خود را با منابع ديگري مثل دوستان، اينترنت… برطرف خواهد كرد.

?☘️?☘️
همانطور كه گفته شد در قدم اول
?ما ميزان اطلاعات كودك را محك ميزنيم و منبع و منشا كنجكاوي او در مورد هر نوع مساله جنسي را بررسي ميكنيم و بعد از آن با پاسخي كوتاه و صريح،حس كنجكاوي كودك را ارضا ميكنيم.
?هميشه قبل از پاسخ گفتن نسبت به سوال كودك اطمينان كسب كنيد، يعني آن را به زباني واضح، خودتان دوباره تكرار كنيد تا با اين كار مطمعن شويد به درستي سوال او را فهميده ايد.

كودك در ٦ سالگي مفهوم  و رابطه ازدواج و دوست داشتن ،عشق،در يك اطاق خوابيدن را تا حد زيادي متوجه ميشود. ميتوانيد خيلي كوتاه و صريح به او بگوييد وقتي مامان و باباها همو خيلي دوست داشته باشن و تو يه اتاق كنارهم بخوابن، از خدا ميخوان بهشون بچه بده و خدا يه بچه( جنين) تو قسمتي از بدن مادر كه اسمش (رحم )هست قرار ميده. اون جنين رشد ميكنه تا ٩ ماهگي.بعد مامان ميره بيمارستان و دكتر اون رو به دنيا مياره.

فرزندتان از مهدكودك به منزل اومده و بدون مقدمه اين سوال رو از شما ميپرسه.
كودك: مامان  بچه ها از كجا ميان؟
 مادر بايد كارش را متوقف كند و بدون هيچ شتاب زدگي و با روي خوش از فرزندش بپرسد، خوب مامان چي شد اين سوال برات پيش اومد؟ يا تو فكر ميكني از بچه ها از كجا ميان؟
كودك: نميدونم من فكر ميكردم از بيمارستان ميارنشون. ولي امروز تو مهدكودك علي گفت، مامان باباها همو بوس ميكنن، بعد بچه دار ميشن.
ميتوانيد از همين جا شروع كنيد
مادر : وقتي كه پدر و مادرا باهم ازدواج ميكنن، بعد از چندوقت كه باهم زندگي كردن، و خيلي همو دوست داشتن، همو بغل ميكنن ميگن خدايا به ما يه بچه بده، اون وقت خدا يه بچه تو بدن مادر( رحم )  كه محلي هست كه جنين رشد كنه قرار ميده تا اون بزرگ بشه.
 وقتي كه به اندازه كافي جنين رشد كرد و موقعش رسيد، مادر ميره بيمارستان و دكتر اون نوزاد رو به دنيا بياره.

والدينِ آگاه و هوشيار در هنگام توضيح مسائل جنسي به كودتان مراقب زبان بدنتان باشيد؛ اگر اخم كنيد، يا عصبي و مضطرب شويد،اگر واكنش افراطي نشان بدهيد، كودكتان فكر ميكند نميتواند ديگر ازشما سوال كند و هميشه در ذهنش مسايل جنسي با يك خشم،اضطراب …. ياداوري ميشود.

جنجكاوي درمورد مسايل جنسي در ذات هركودكي نهفته است، با رفتارسنجيده و مطابق فرهنگِ خود، وظيفه انتقال اين مفاهيم  به كودكتان را خودتان برعهده بگيريد.

براي اينكه كودكان نسبت به جسم خود احساس مثبتي داشته باشند، والدين بايد به حد و مرزها،خط قرمزها احترام بگذارند.
اولين آموزش ها را كودكانمان در بستر خانواده ياد ميگيرند.
 ?شوخي جنسي( قربان صدقه هاي جنسي، لمس و نوازش نواحي خصوصي حتي از روي محبت، تعويض لباس در جمع)
⛔️ممنوع⛔️
?اصرار به كودك براي بوسيدن و به زور بغل كردن خاله و عمو… ⛔️ممنوع⛔️

AA24F05C-4F47-43FA-8468-C42F4AF24A72

فرزند شما جزو كدام دسته از افراد است؟

يافتن سبك ارتباطي فرزند خود

همه ما جهان را از طريق پنج حس خود، ادراك ميكنيم. كه سه تاي آنها  برجسته تر هستند: بينايي، شنوايي و لامسه. 

كساني كه از بينايي ، بيشتر از بقيه حواس خود استفاده ميكنند” ديداري” ، آنهايي كه حس شنوايي شان غالب است ” شنيداري” و كساني كه از حس لامسه شان بيشتر تاثير ميگيرند ” حسي_حركتي” ميناميم. پس در معناي كلي ديداري، جهان را ميبيند، شنيداري جهان را ميشنود، حسي حركتي جهان را حس ميكند. اينها فرآيندهاي ناخوداگاه هستند و انسان ها معمولا آگاه نيستند كه جهان را چگونه ادراك ميكنند.

☘️چگونه كودك ديداري را تشخيص دهيم؟

.

طبق تحقيقات انجام شده چهل و پنج درصد افراد ديداري هستند. كودكان ديداري چشمانشان را مستقيما به سوي بالا و به جانب چپ حركت ميدهند( به گذشته فكر ميكنند) يا به جانب راست( به آينده فكر ميكنند)  يا ممكن است مستقيما به جلو خيره شوند( لغات را به تصاوير تبديل كنند).

همچنين آنها از لغات ديداري مانند ” ديدن”، ” چشمانداز”، ” تصويركردن”، روشن كردن ” شبيه بودن”، نقاشي كشيدن”….بيشتر استفاده ميكنند.

براي ارتباط با كودك ديداري ميتوانيد از جملات زير استفاده كنيد:

-آيا الگو را ميبيني؟

-به نظر ميرسه فكر خوبيه.

– فيل كوچولو گف: ميتوانم خودم را در حال انجام اون كار تصوركنم.

– و بالاخره تصويري خيره كننده به اون نشان دادند.

☘️چگونه كودك شنيداري را تشخيص دهيم؟

.بيست و پنج درصد از افرادي كه با آنها رو به رو ميشويم ، احتمالا شنيداري هستند . آنها بيشتر با كيفيت صدا و انچه ميگوييد، هماهنگ هستند. تلفن كردن را دوست دارد ، با خودشان حرف ميزنند، بسيار با تاني و موزون صحبت ميكنند و ميخواهند هر واژه اي را به بهترين نحو ممكن بيان كنند . افراد شنيداري، علايم مختلفي دارند. يكي از راه هاي شناخت آنها اين است كه صورت و به خصوص اطراف گوش خود را لمس ميكنند.

افراد شنيداري چشمانشان را به يكسو حركت ميدهند ( راست. چپ) يا پايين و به سوي چپ. برخي از عبارت هاي مورد علاقه شان ” اين مطلب ب من ميگه…”به گوشم آشنا نيست…” گوشم با شماست…” 

با كودكي كه حالت شنيداري را ترجيح ميدهد ميتوانيد نمونه جملات زير را به كار ببريد: 

-اجازه بده برايت تعريف كنم.

-آيا به گوشت دلنشين بود؟

-صدايش واضح بود .

-زرافه كوچولو با دقت به حرف هايش گوش ميداد.

-كسي در گوشش ميگفت ايا اين كار درستي است كه انجام ميدهد يا نه؟

چگونه كودك حسي-حركتي را تشخيص دهيم؟

افراد حسي حركتي حدود سي درصد مردم را تشكيل ميدهند. آنها دنياي پيرامون خود را با حدس و شهود و احساسات غريزي خويش درك ميكنند. مبناي تصميم گيري اين افراد اين است كه نسبت به گزينه هاي موجود چه حسي دارند؟ و بر اين اساس خيلي زود از كسي خوششان ميايد يا متنفر ميشوند، انها معمولا اين عبارت هارا به كار ميبرند:

“حس ميكنم اين راه غلط است”. احساس خوبي به اين قضيه ندارم”. نميتوانم از اين مطلب سر بر بياورم”. به خوبي مساله را در دست گرفتم. 

آهنگ صداي اين افراد كند تر از افراد ديداري و شنيداري است، لمس كردن و لمس شدن را دوست دارند و چشم هايشان را رو بهرپايين سمت راست حركت ميدهند.

نمونه جملات زير را ميتوان با كودكي كه سبك ارتباطي او حسي – حركتي است به كار برد:

-اون پسر احساس كرد حرف هاي پيرمرد درست است.

-احساس خوبي به آن نداشت.

– خرگوش كوچولو گفت: احساس ميكنم كل ماجرا اشتباه است.

– ارباب گفت: بگذاريد قدم به قدم شمارا همراهي كنم.

– به شما اطمينان قطعي ميدم.

يا كلماتي شبيه به سرد و گرم، اسيب ديدن، حركت كردن، كشيده شدن، لمس كردن، تنگي و گشادي … كلمات متناسب در ارتباط با اين گروه است.

شناخت زبانِ فرزندتان، يكي از راه هاي تسهيل ايجاد ارتباط و حسن تفاهم بين شما و دلبندتان است. 

8E6E84B4-B602-44B2-BF62-5C39BA8D711A

فرسودگي شغلي

?تعريف فرسودگي شغلي:

 

فرسودگي حالتي از خستگي جسمي، عاطفي و رواني ست كه در نتيجه مواجهه مستقيم و درازمدت فرد با مردم و در شرايطي كه از لحاظ هيجاني طاقت فرساست، در وي ايجاد ميشود. در واقع فرسودگي شغلي به كاهش انگيزه در كار، ايجاد خودپنداره منفي در فرد،پاسخ درگيري هاي شديد، عدم رضايت ، كناره گيري رواني و خستگي عاطفي  و بيماري هاي رواني و جسمي منجر ميشود. 

 

? مراحل فرسودگي شغلي:

 

مراحل پنج گانه فرسودگي از نظر دكتر ساعتچي شغلي عبارتند از :

١- مرحله ماه عسل: در اين مرحله فرد احساسات شادماني وسرخوشي ناشي از برخورد با شغل جديد را تجربه ميكند.اين اخساسات عبارتند از : تهييج ، اشتياق ، غرور و چالش. وجوه نامطلوب به دو طريق ظهور پيدا ميكنند و بعد از مدتي نيروي ذخيره شده براي مقابله با نيازهاي يك محيط چالش آور به تدريج به اتمام ميرسد. در اين مرحله و در جهت مقابله با فشار رواني، بعضي از عادات و شيوه هاي رفتاري در فرد شكل ميگيرند كه غالبا براي مقابله با چالش هاي بعدي مفيد نيستند.

 

٢- مرحله كمبود سوخت: 

در اين مرحله فرد نوعي احساس مبهم زوال، خستگي و گيجي را تجربه ميكند. نشانه هاي اين مرحله عبارتند از نارضايتي شغلي، عدم كارايي ، اختلال در خواب و احساس خستگي. نتايج چنين احساساتي واكنش فرار( پرخوري و اعتياد) است.

 

٣-مرحله نشانه مزمن :

در اين مرحله نشانه هاي مرضي فيزيولوژيكي بيشتر آشكار ميشوند و فرد نيازمند توجه و كمك ميشود. نشانه هاي عادي اين مرحله عبارتند از: فرسودگي مزمن، بيناري جسمي و خشم و افسردگي. در اين مرحلع نوعي احساس خستگي و فرسودگي بر فرد مستولي ميشود. 

 

٤- مرحله بحران:

اگر احساسات و نشانه هاي مرضي مرحله سوم براي مدتي طولاني ادامه پيدا كند، فرد وارد مرحله بحراني ميشود. در اين مرحله فرد احساس ميكند كه بر او ستم رفته است و تمايلات مربوط به بدبيني ، شك و ترديد نسبت به خود، در او افزايش مي يابد.در ابن مرحله  ممكن است فرد دچارزخم معده ، سر درد ، دردهاي مزمن پشت ، فشار خون بالا و كم خوابي شود.ضمنا ممكن است اين دردها به صورت حاد نيز جلوه گر شوند.

 

٥- مرحله برخورد با ديوار: 

اين مرحله از نشانگان فشار رواني ناشي از فرسودگي شغلي با به پايان رسيدن نيروي فرد براي سازگاري با محيط كار مشخص ميشود و احتمال دارد در اين مرحله فرد شغل خود را از دست بدهد. از طرف ديگر  اين احتمال وجود دارد كه در اين مرحله و با بهبود فرد، بعضي از نشانه هاي مرضي از بين بروند: اما اين نشانه ها تغييرات فيزيولوژيكي ديگري را در فرد ايجاد ميكنند كه ممكن است رهايي از آنها ، به سادگي انجام نگيرد.

 

? راهبردهاي فردي مقابله با فرسودگي شغلي:

 

در اين راهبردها، به كاركنان سازمان ها توصيه ميشود در صورت گرفتار آمدن به فرسودگي شغلي:

١- از برنامه هاي متنوع براي بهبود وضعيت بدني خود استفاده كنند.مثلا اوقات خاصي از شبانه روز را به ورزش كردن به خصوص شنا-يوگا اختصاص دهند و همراه آن برنامه غذايي مناسب نيز استفاده كنند. بدين ترتيب مقاومت جسمي فرد در مقابل فرسردگي ناشي از فشارهاي رواني مربوط به كار ، افزايش مي يابد.

٢- اسفاده از روش هاي خاص ارميدگي كمك بسياري به رهايي از تنش هاي روزانه و انقباضات عضلاني ميكند.

٣-اگر كاركنان سازمان ها روش هاي بهترو اثربخش تر انجام دادم كارها را بياموزند، در وقت و نيروي مصرفي خود صرفه جويي خواهند كرد. بايد به خاطر داشت كه هميشه روش بهتري براي انجام دادن هر وظيفه وجود دارد كه ممكن است هنوز آن را نشناخته باشيم.

٤- در صورت امكان ، شرايط فيزيكي يا رواني كار خود را تغيير دهند و چنانچه قادر به ايجاد چنين تغييراتي در شرايط فيزيكي يا رواني كار خود نيستند ، بعضي از رفتارهاي خود را تغيير دهند( براي مثال مسئوليتي را كه از عهده انجام دادن آن بر نمي آييد قبول نكنيد). و يا سعي كنيد ارزش ها و موقعيت هاي مثبت خود را تشخيص دهيد و موارد ضروري را از موارد غيرضروري مجزا سازيد.با انجام دادن اين عمل ، نيرو و زمان خود را ذخيره ميكنيد و تمركز بيشتري را نيز به دست مي آوريد.

٥- در كارگاه هاي آموزشي تحت عنوان

 ” مديريت زمان”  شركت كنيد و با شيوه هاي اثربخش براي استفاده از وقت خود، آشنا شويد. براي مثال ميتوان با استفاده از روش خاصي كه طي آن اوقات كارفرد به بخش هاي مختلف تقسيم ميشود ، بهره وري تلاش خود را افزايش داد ودر زمان كمتر، كار بيشتري را انجام داد.

٦- از گوشه گيري و انزوا پرهيز كنيد:

اصرار نداشته باشيد كه كارها را به تنهايي انجام دهيد.صميميت خود را با دوستانتان و كساني كه دوستشان داريد افزايش دهيد. نزديكي به ديگران نه تنها افكار  جديدي را براي شما به ارمغان مي اورد، بلكه راهي براي دورشدن از افسردگي و هيجان هاي منفي خواهد بود.

٧-به ديگران بيش از حد لزوم اهميت ندهيد: اگر فكر شما به طور معمول در رابطه با مشكلات ديگران و مسئوليت هاي آنها مشغول است، سعي كنيد تا حدي كه ميتوانيد به آنان كمك كنيد. در عين حال به فكر رفع مشكلات و رشد و بهبود خود نيز باشيد.

9AB3BF32-F33A-4E90-BC5C-B516A5C419DB

در دعواهاي زناشويي خود از بچه ها به عنوان سلاح استفاده نكنيد.

به دليل اينكه زن و شوهر ها ميدانند كه رابطه با فرزند از ارزش و اهميت بسياري برخوردار است، گاهي به هنگام عصبانيت وسوسه ميشوند كه از اين رابطه براي آسيب رساندن به يكديگر استفاده كنند. براي مثال پس از طلاق ، هريك از زوجين ممكن است سعي كنند ديگري را از ملاقات بچه هامحروم سازد. كه اين اقدام بيشتر از جانب مادران صورت ميگيرد زيرا آنها  معمولا خود را مظلوم و درمانده احساس ميكنند و فكر ميكنند بچه ها تنها اهرمي هستند كه در رابطه زناشويي برايشان باقي مانده است.

گاهي زن يا شوهرِ عصباني ممكن است با تحريك فرزندان عليه همسر خود و يا بدگويي( راست يا دروغ) به همسرش ضربه بزند يا از فرزندش بخواهد كه در دعواي آنها، جانبداري كند يا پيامي را كه خودش نميخواهند مستقيم به همسرش بدهد را از طريق كودك منتقل كند. اين كار در زمره زيان بارترين اقداماتي است كه والدين در حق فرزندشان انجام ميدهند.زيرا اين اعمال براي كودكي كه هم پدر و هم مادر خود را دوست دارد و ميخواهد به هردو وفادار بماند و خود را ملزم به حمايت از آنها در برابر حملات يكديگر ميداند، بسيار دردناك و عذاب آور است.

وقتي والدين پيوسته بچه ها را درگير مشكلات زناشويي خود ميكنند ، كودكان به تدريج خودشان را به نوعي مسئول اين اختلافات احساس ميكنند و بنابراين خود را ملزم به اصلاح رابطه پدرو مادرشان ميدانند، ولي به دليل اينكه بچه ها براي رفع اختلاف والدينشان كاري نميتوانند انجام دهند و در نتيجه احساس درماندگي، گيجي و ياس و نااميدي ميكنند.

بچه ها نيازمند دريافت عشق و حمايت هم از جانب مادر و هم از جانب پدرشان هستند به ويژه در مواقعي كه سعي دارند با مشكلات ناشي از اختلافات زناشويي والدينشان كنار بيايند . وقتي يكي از والدين از بچه به عنوان وسيله اي براي ضربه زدن به حريف استفاده ميكند ، در واقع بازنده اصلي بچه است.

زماني كه والدين در حضور بچه دست به سرزنش و عيب جويي همسرشان ميزنند ، با اين كار باعث خراب شدن رابطه بچه با پدر و مادرش ميشوند و او احساس ميكند به پدر و مادرش وفادار نبوده و لذا احساس گناه ميكند و استرس و نگراني و وحشت اش بيشتر ميشود زيرا نواميدانه سعي ميكند كاري انجام دهد يا نقش يك داور يا مشاورخانوادگي مبتدي را بر عهده بگيرد ، اما حفظ قوام و يكپارچگي خانواده چيزي بسيار فراتر از توان كودك است.

پس در كلام اخر ، در موقع اختلافات والدين  به دليل نگراني و استرسي كه بچه ها دارند و سرزنشي كه خود را ميكنند، به آنها بگوييد كه ” مامان و بابا در اين مورد باهم اختلاف نظر دارند اما اين اختلافِ ما تقصير تو نيست”.” به او بگوييد موضوع مربوط به خودتان است و خودتان مشكل را حل ميكنيد”. ” به او با توجه به سن و سالش بفهمانيد كه او هيچ وظيفه اي در قبال حل مشكل مابين شما ندارد”. در واقع به عنوان مسئوليتي كه برعهده داريد از همه توان خود استفاده كنيد تا فرزندتان احساس ايمني و دوست داشته شدن كند ، حتي اگر براي اين كار لازم باشد در پاره اي مواقع در برابر همسرتان كوتاه بياييد.

 

72E13727-1F24-480E-BE37-19E1F98534A2

عشق و اتفاقات مثبت

عشق و اتفاقات مثبت

رویکردی تازه درباره ازدواج پژوهی

 

شلی که استادیار روانشناسی در دانشگاه UCLA است درباره روانشناسی مثبت عشق و ازدواج پژوهش می کند. بسیاری از روانشناسانی که درباره این موضوع تحقیق می کنند موضوع کارشان بیشتر تعارض و ناسازگاری زوجین است. بسیاری از زوج درمانگران، با همین دیدگاه، سعی می کنند تا ازدواج های غیرقابل تحمل را به ازدواج هایی قابل تحمل تبدیل کنند. طبق معمول مساله اساسی در روانشناسی و همینطور ازدواج پژوهی این است که یکی از زوجین چگونه به انتقاد همسرش واکنش نشان می دهد؟ مساله دیگر این است که وقتی اتفاق بدی می افتد و اوضاع خراب می شود زن و شوهر چونه با آن مقابله می کنند.

شلی گیبل این فرایند را بطور برعکس انجام میدهد. او یکی از معدود افرادی است که درباره اینکه چه چیزی یک را ازدواج را به بهترین وضعیتش می رساند مطالعه می کند. پژوهش های او درسی اساسی برای همه افرادی دارد که میخواهند یک رابطه خوب-ازدواج، فرزندپروری یا دوستی- را به یک رابطه عالی تبدیل کنند.

وقتی همسر شما می گوید که در اداره ترفیع شغلی یافته یا فرزند نوجوان می گوید که نمره خوبی در امتحان گرفته است یا پدر شما می گوید که امروز دو کیلومتر پیاده روی کرده یا دوستتان به شما می گوید که مقاله اش در Psychological Review پذیرفته شده است؛ سوال شلی گیبل این است که شما چگونه واکنش نشان می دهید؟ شلی واکنش های احتمالی را به چهار طبقه تقسیم کرده است:

• شما با شور و شوق واکنش نشان میدهید (فعال و سازنده): “این بهترین خبری است که این هفته شنیده ام و این فقط شروع موفقیت های بزرگی است که به دست می آوری.”

• ایا شما به مشکلات یا مضرات احتمالی اتفاق خوب اشاره می کنید؟ (فعال-مخرب) “این موفقیت مسئولیت های اضافی برای تو به وجود می آورد. مطمئنی که میتوانی این مشئولیت های جدید را به خوبی مدیریت کنی؟”

• ایا شما واکنش کلامی کمی نشان می دهید، اما خوشحالی خودتان را از این خبر خوب بیان می کنید؟ (منفعل-سازنده) “چه خبر خوبی عزیزم”

• ایا با بی علاقگی واکنش نشان میدهید (منفعل-مخرب) “خبرداری امروز میخواهد باران ببارد؟”

پژوهش های شلی نشان میدهد که طبقه اول واکنش ها بهترین و مفیدترین نوع واکنش و مولفه اساسی یکی رابطه قدرتمند است.

همسر، فرزند یا دوست خوب شما واکنش های معمول شما به خبرهای خوب آنها را چگونه طبقه بندی می کنند؟

فعال/سازنده

همسر من با شور و اشتیاق به موفقیت ها و خوش شانسی های من واکنش نشان می دهد.

بعضی وقتها حس می کنم همسرم نسبت به موفقیت من بیشتر از من شاد و هیجان زده است.

همسر من اغلب اوقات درباره اتفاقات خوبی که برای می افتد سوالهای زیادی می پرسد و توجهی واقعی به جزئیات آن ماجراها دارد.

منفعل/سازنده

همسرم درباره موفقیت یا خوش شانسی من خیلی هیجان زده نمی شود اما برای من خوشحال می شود.

همسر من معمولا بی سروصدا حمایت خودش را از موفقیت من نشان میدهد.

همسر من زیاد حرف نمی زند اما میدانم که او خوشحال است.

فعال/مخرب

همسر من معمولا اسکالی در موفقیت من پیدا می کند.

همسرم اغلب خاطرنشان می کند که اکثر اتفاقات خوب جنبه های بدی هم دارند.

او مضرات آن اتفاق خوب را پیدا می کند و می گوید.

منفعل/مخرب

بعضی اوقات متعجب می شوم که موفقیت های من اهمیت چندانی برای او ندارد.

همسر من توجه چندانی به من ندارد

همسرم نسبت به موفقیت های من اغلب بی علاقه به نظر می رسد.

فعال/سازنده بودن ارزشش را دارد

پیامدهای فعال سازنده بودن در مقایسه با انواع دیگر واکنش ها مهم و اساسی است. زوج هایی که گزارش می دهند همسری فعال/سازنده دارند عاشق ترند، تعهد بیشتری به هم دارند و همچنین رضایت زناشویی بالاتری دارند.

 

C1A539F3-F406-4691-AC2B-6D7D16197185

استرس در دوره نوجواني

استرس در دوره نوجواني

تحقيقي كه در مارس٢٠٠٩ توسط دانشگاه UCLA انجام شده و در مجله پزشكي بيماري هاي رواني-تني به چاپ رسيده است نشان ميدهد كه استرس در دوران نوجواني ميتواند تاثيري منفي بر سلامتي در دوران بزرگسالي داشته باشد. در بين نوجوانان سالم گزارش شده است كه تضادهاي بين فردي سبب افزايش ميزان پروتئين واكنشي (c (CRP ميشود. اين افزايش نشانگر واكنشي التهابي است كه به دنبال آن افزايش بيماري قلبي -رگي (CUD)را به همراه دارد. 

اندروجي فيوليگني (Andrew J Fuligni) پروفسور روانپزشك اظهار ميكند كه: اگرچه بيشتر تحقيقات در زمينه استرس و بيماري هاي التهابي بر دوران بزرگسالي متمركز است، اين نتايج نشان ميدهد كه چنين رابطه اي ميتواند خيلي زود و از دوران نوجواني آغاز گردد. اين ارتباط حتي در ميان نمونه هايي از مردان و زنان جوان سالم نيز ديده ميشود.اين نكته بيانگر اين است كه تغييرات در واسطه هاي زيست شناختي كه مُسبب بيماري هاي قلبي-رگي هستند قبل از دوران بزرگسالي شروع به فعاليت ميكنند.

محققين توضيح ميدهند كه متداول ترين عوامل استرس زا مانند جر و بحث با خانواده و دوستان ، از مهم ترين عوامل توليدكننده دردها و رنج هاي رواني هستند. مطالعه اي در اين خصوص به بررسي تاثير عوامل فيزيولوژيكي در ٦٩ فرد با ميانگين سني ١٧ سال پرداخت كه اين افراد از آمريكاي لاتين و يا افرادي با پيشينه اي اروپايي بودند. شركت كنندگان در اين تحقيق فهرستي از مطالب را در ١٤ شب متوالي كامل ميكردند. اين فهرست هرگونه تعاملات بينِ فردي منفي را با خانواده، همتاهايشان يا كاركنان مدرسه گزارش ميكرد. ( از جمله عدم توافقات، رنج و آزار يا تنبيهات). اين تحقيق متغيرهايي نظير وضعيت اقتصادي -اجتماعي، وقايع اصلي پر از استرس در زندگي و حساسيت زياد به طردشدن را مورد بررسي قرار داد. محققين دريافتند كه استرس بين فردي روزانه با ميزان فزاينده التهاب در ارتباط است . همانگونه كه ميزان بيشتر پروتئين واكنشي(c (CRP، در نمونه هاي خون اين افراد اين مسله را نشان داد. اين نمونه هاي خون حدود هشت ماه بعد مورد آزمايش قرارگرفته بودند.

اندرو فلوگيني متذكر شد: 

” يافته هاي ما با مجموعه اي فراوان از دلايل آشكار همخواني دارد كه رابطه اي بين استرس و التهاب افزايش يافته وجود دارد كه متعاقب آن افراد در معرض خطر افزايش بيماري قلبي-رگي قرار دارند”.

همچنين از اين تحقيق چنين برمي آيد كه اين رابطه با برداشت روانشناختي افراد از تجربيات پراسترس يا ميزان حساسيت به طرداجتماعي غيرمرتبط است. محققين تذكر ميدهند كه اين مسئله اهميت تمركز بر تجربيات پراسترس روزانه را در دوره جواني برجسته ميسازد ، زمانيكه به ارزيابي نقش عوامل روانشناختي و اجتماعي بر افزايش خطر بيماري قلبي-رگي ميپردازيم.

اندرو فلوگيني نتيجه گيري ميكند كه ” اگرچه تكرار وقوع برخي از اين تجربيات ممكن است كم باشد، اما آنها ميتوانند تاثيري قطعي بر سلامت جسمي طولاني مدت در دوره بزرگسالي داشته باشند.

مترجم: اميرعباس اميني ها

3C47848D-D26C-4381-975C-FB4A8E36BF28

گفت و گوي همسرانه

يكي از بزرگترين كارهايي كه ميتوانيد در رابطه باهمسرتان  در مواقع بحران و مشكلات، در گفت و گوها انجام دهيد اين است كه از او بپرسيد چطور روز خودش را سپري كرده است؟ خيلي روان و راحت يه تايمي رو اختصاص به او بدهيد و جوياي احوال دروني همسرتان شويد.

به ياد داشته باشيد كه هدف كلمات خصومت باري كه ممكن است تحت فشار داستاني از دهان او خارج شود ، شما نيستيد.

بهتر است هريك از طرفين ١٥ دقيقه نوبت براي تعريف كردن روز خود در اختيار داشته باشند.

اگر از شما چيزي خواسته نشده است،

هيچ توصيه اي ارائه ندهيد. اگر براي حل مشكل همسرتان فورا يك راه حل پيشنهاد دهيد، ممكن است او احساس كند كه مسئله را خيلي پيش پا افتاده و ناچيز ميينيد و ميخواهيد سريعا آن مساله تمام شود. درك كردن طرف مقابل و همدلي با او چيزي ست كه همسرتان بايد قبل از ارائه راه حل از شما ببينيد. خيلي از اوقات همسرتان اصلا ازشما راه حل نميخواهد ، بلكه فقط از شما انتظار دارد سنگ صبور و شنونده خوبي برايش باشيد و اين خود به خود باعث تخليه هيجان او ميشود و اورا سبك ميكند.

نشان دهيد كه به موضوع علاقه مند هستيد و حال همسرتان برايتان مهم است، اجازه ندهيد ذهنتان يا چشمتان پرسه بزند يا حواستان به گوشي موبايل يا برنامه تلوزيوني باشد، روي همسرتان متمركز شويد و با او تماس چشمي برقرار كنيد .

تا همينجا شما توانسته ايد مقدار زيادي از فشار را از روي همسرتان برداريد.

ادراكي كه از مساله به دست آورده ايد را ابراز كنيد. اجازه دهيد همسرتان بفهمد كه شما چه چيزي از ماجرا را درك كرده ايد.( به او بازخورد بدهيد).

نگرش ما” در مقابل ديگران” را به او نشان دهيد. به او نشان دهيد كه در اين ماجرا تنها نيست و شما را  در كنار خود دارد.

عاطفه و محبت خودتان را به همسرتان نشان دهيد ، در دست گرفتن دستان طرف مقابل يكي از بهترين شيوه هايي ست كه در اين مواقع ميتواند نشانگر محبت و عاطفه باشد و احساسات زيادي را منتقل كند.

عواطف همسرتان را تاييد كنيد و به او بفهمانيد كه ميتوانيد كاملا احساسات اورا درك كنيد.

IMG_2006

چقدر ميتوانيم ديگران را تغيير دهيم؟

چقدر ميتوانيم ديگران را تغيير دهيم؟
روابط نقش بسيار مهمي در شاد نگاه داشتن ما، توانايي سازگاري و انجام موفق كارهايمان دارند. بنابراين چنانچه مراقب روابطمان باشيم ، قادر خواهيم بود كه اضطرابمان را كنترل كنيم و در زندگي پيشرفت كنيم.در حقيقت بسياري از افرادي كه بيشترين اضطراب را براي ما ايجاد ميكنند، همان كساني هستند كه عميقا دوستشان داريم. همه ما ميدانيم كه همانطور كه روابط ميتواند خشنودي بسياري به همراه داشته باشد، ميتواند باعث رنج هاي احساسي عميقي هم بشود.بنابراين اگر مراقب روابطمان باشيم قادر خواهيم بود اضطرابمان را كنترل كرده و پيشرفت كنيم زيرا بسياري از ما فكر ميكنيم براي بهبود روابطمان بايد ديگران را تغيير دهيم!!!
خيلي از اوقات با خودمان فكر ميكنيم ” اگر مادرم اين كار را انجام نميداد” يا اينكه ” اگر همسرم به موقع اون كار رو انجام ميداد” چه ميشد. اغلب به نظرمان كاملا روشن و واضح است كه مشكل از طرف مقابل است ولي اين طرز فكر بيهوده ست. چون اين طرز فكر منجر به كنترل روابطمان نخواهد شد چرا كه براي پيداكردن احساس خوب به ديگران متوسل ميشويم .نكته مهم اين است كه براي بهبود روابطمان تنها ميتوانيم خودمان را تغيير دهيم . پس از آن ممكن است ديگران نيز واكنشي كه نسبت به ما دارند را تغيير دهند.
ممكن است اين جمله كمي كليشه اي باشد ولي مهم ترين نكته در رابطه خوب اين است كه “خودتان باشيد”.
اگر شما در رابطه اي باشيد كه در آن خود واقعي شما حضور دارد احساس راحتي،اعتماد و خوشي بيشتري ميكنيد.البته اين به اين معني نيست كه هرطور دوست داريد رفتار كنيد حتي اگر اين رفتار شما مودبانه نبوده و احساسات ديگران را جريحه دار ميكند. همچنين اين به آن معني نيست كه هميشه در تمام روابط بايد كاملا احساس آسودگي كرد. چرا كه گاهي اوقات در روابطي كه توان با چالش هستند نكات بسياري مي آموزيم.اين تنها به اين معني است كه وقتي ما احساس ميكنيم ديگران مارا ميپذيرند ميتوانيم ابراز وجود كنيم و اغلب روابطمان با سايرين با رضايت بيشتري همراه خواهد بود.
گاهي اوقات باوركردن اين نكته كه ميتوان پيشامدهاي مختلف را در روابط كنترل كرد مشكل است، ما فكر ميكنيم اين ديگران هستند كه تصميم ميگيرند يا اينكه بايد به راه خود ادامه بدهيم، در اين مسير هرچه پيش آيد خوش آيد . ولي بايد مراقب باشيم چنانچه واكنش هاي معمول ما به روابطمان صدمه ميزند، به آنها عادت نكنيم. تمايل به تبعيت دايم از تمايلات ديگران بدون انديشيدن به خواسته هاي خود ويا واكنش پرخاشگرانه به آنها هيچ كدام چاره كار نيستند.لازم است كه از نحوه رفتارمان در روابط آگاه باشيم. قبول مسئوليت رفتارهايمان، يك قدم بسيارمهم است.
و در آخر ديگران را همانطور كه هستند بپذيريد. به خاطر داشته باشيد گفتن جملاتي مثل
“چي ميشد اگه…” ، ” كاش ميدونست….”.
فقط باعث آزردگي بيشتر شما ميشود . ديگران را همانطور كه هستند بپذيريد و بدانيد فقط با تغيير فكر و رفتارشماست كه اوضاع تغيير خواهد كرد.

IMG_0993

احترام گذاشتن به نقاط قوت خود

هرچه بيشتر از خويشتن دروني خود آگاه ميشويد، راحت تر ميتوانيد نقاط قوتتان را تصديق كنيد و محترم بشماريد. منظور از نقاط قوت چيزهاي است كه به صورت طبيعي در آنها كارآمد هستيد و از طريق تكرار در آن ها ماهر شده ايد. احترام گذاشتن به نقاط قوت ، بخش مهمي از ساختن اعتماد به نفس است چون اعتماد به نفس غالبا در ادراك شما از تواناييتان ريشه دارد،اگر باور داريد كه خوب ارتباط برقرارميكنيد، با اعتماد به نفس بسيار به برقراري ارتباط خواهيد پرداخت. اگر باور داريد آمادگي جسماني شما خيلي بد است ، كم تر به آن اهميت ميدهيد، زيرا در اعماق وجودتان ندايي به شما ميگويد خود را به زحمت نيندازيد.اگر اعتماد به نفس قوي نداشته باشيد، شناخت و تصديق نقاط قوتتان چالش برانگيز خواهد بود، چون احتمالا باور شما به تواناييتان پايين است. حتي اگر در حوزه اي استعداد داشته باشيد ، به آن باور نداريد. در نتيجه آن را يك امتياز نميدانيد. آنچه نياز داريد يك شروع كوچك است. نخست يك كاغذ و قلم برداريد و هرچه را فكر ميكنيد در آن مهارت داريد، يادداشت كنيد. اگر مهارت فرق العاده اي نداريد، نگران نباشيد. فقط روي كارهايي تمركز كنيد كه در حالِ حاضر اندكي بهتر انجامش ميدهيد. همچنين كارهايي كه براي شما خيلي راحت هستند يا احساس ميكنيد در انجام دادنشان اعتماد به نفس بسياري داريد( مثلا ورزش، سازماندهي و تداركات، نويسندگي، برنامه ريزي يك رويداد، عكاسي ، بازي هاي كامپيوتري و….).
حالا هرچيزي را كه تا حدي در آن تجربه داريد يادداشت كنيد مثل كارهايي كه بايد در حرفه خود انجام دهيد يا فعاليت هايي كه در آنها مهارتي به دست آورده ايد( مثلا رانندگي، حسابداري، آشپزي، شريني پزي، تسلط بر زبان خارجه، فروشندگي، ارائه خدمات به مشتري و غيره).
آيا تعجب ميكنيد كه فهرست شما آنقدر ها هم كه ميترسيديد، خالي نيست؟ بهتر هم خواهد شد!
حالا ويژگي هاي مثبت شخصيت خود را يادداشت كنيد؛ چيزهايي كه باورداريد هستيد( مثلا مهربان، صميمي، بامحبت، قابل اعتماد، صبور و غيره).
لحظه اي به فهرست خود برگرديد. به فعاليت هايي كه با تمرين و تكرار بر آنها مسلط شده ايد، توجه ويژه اي كنيد.
سوال اساسي اين است: ” اگر توانسته ايد اين فعاليت ها را يادبگيريد و در آن پيشرفت كنيد، آيا نميتوانيد بر ديگر مهارت ها به خصوص آنهايي كه سال هاست دوست داريد شروع كنيد ، تسلط پيدا كنيد؟
حالا نسبت به توانايي هاي خود خوشبين تر هستيد؟
آيا به تدريج درميابيد كه با توسعه باورهاي خود و احترام گذاشتن به تقاط قوتتان ميتوانيد به هرچه ميخواهيد برسيد؟
وقتي عادت ميكنيد به نقاط قوت خود احترام بگذاريد و از محدوده باورهاي خودفراتر برويد، اعتماد به نفستان به تدريج افزايش ميبايد. سرانجام اين روند ، خيلي ساده تر ميشود چون هرچه اعتماد به نفس بيشتري داشته باشيد، سريع تر ميتوانيد در تقويت آن موفق شويد.