مشاوره کودک و نوجوان

photo_2018-02-04_15-21-52

اختلالات یادگیری

نغمه سلطانی – کارشناس ارشد روانشناسی

اصطلاح اختلالات يادگيري

به معني ” نارسايي يادگيري در يك يا چند فرآيند ذهني يا درس آموزشگاهي است و علت آن محروميت نسبي و يا وجود اشكالاتي در محيط ، عواطف، چشم، گوش…. سيستم عصبي و مغز است، اما اين فقر يا اشكالات به لحاظ كمي در حدي نيستند كه در رده مشكلات مغزي و جسمي و عاطفي بارز طبقه بندي شوند و با ابزارهاي سنجش آن مشكلات مورد ارزيابي قرار بگيرند”
كودكاني كه داراي اختلالات يادگيري هستند ،  در يك يا چند ماده درسي مشكل خواهند داشت ، نه در همه دروس , و از نظر هوشي در حد متوسط رو به بالا قرار دارند و اغلب مشكلاتشان به دليل فقدان توجه و تمركز و دقت لازم  و فقدان هماهنگی لازم در حرکات  به وجود مي آيد.
بنابراين در درمان اختلالات يادگيري ، درمانگر،شرايط يادگيري دانش آموز را با ميزان ، نوع مهارت و توانمندي وي تطبيق ميدهد و در نتيجه باعث ميشود دانش آموز توانايي خود را به دست آورد و اختلال از بين برود.
اختلالات يادگيري در سه گروه:
 خواندن ، نوشتن( ديكته نويسي) و رياضي تقسيم ميشود.

اختلالات ديكته نويسي:
دانش آموزان زيادي وجود دارند كه در درس ديكته دچار مشكل هستند و به نسبت تعداد غلط هاي املايي خود، نمرات كمتري دريافت ميكنند. متاسفانه معمولا معلمان و والدين براي تقويت ديكته نويسي به راه زير متوسل ميشوند:
١- به كودك پند و اندرز ميدهند و گاهي هم متاسفانه ديده ميشود كه كودك را به دليل مشكلات نوشتن ،سرزنش و تحقير ميكنند.
٢- هركدام از والدين ، عضو ديگر خانواده را مقصر ميدانند.
٣-از كودك ميخواهند شكل صحيح كلماتي را كه در نوشتن آن مرتكب اشتباه شده است، بارها بنويسد.
٤- از دانش آموز ميخواهند يك جمله بنويسد كه در آن، شكل صحيح كلمه اي كه در ديكته غلط نوشته است، به كار رود.
اما آيا فكر ميكنيد روش هاي نام برده شده ميتواند مشكل ديكته نويسي را حل كند؟؟؟
آيا مشكل دانش آموز به اين خاطر كه مدام سرزنش،تحقير، مواخذه شده است، بيشتر نميشود؟
واقعيت اين است كه انواع اشتباهاتي كه كودكان مرتكب ميشوند، از يك نوع و يك سنخ نيستند تا بتوان با اتخاذ يك روش واحد همه آن اشتباهات را از بين برد و اميدوار به پيشرفت بود.
اما راه ساده تري وجود دارد، با اجراي آزمون هوش و اطمينان از طبيعي بودن هوش كودك ، به بررسي نوع اشتباهات كودك در ديكته نويسي (كج نويسي، نامرتب نويسي، نارسا نويسي ،جا انداختن حروف و كلمات، فاصله انداختن بيش از حد) بپردازيم و نقاط ضعف كودك را از طريق بازي درماني به نقاط قوت وي تبديل كنيم.

اختلالات رياضي:
علاوه بر توضيحات مربوط به اختلالات يادگيري، شايد اين سوال مطرح شود كه  كودك اگر ضايعه مغزي ندارد و به لحاظ هوشي و رواني نيز طبيعي است، پس چه دلايلي وجود دارد كه در درس رياضي با همسالان خود متفاوت بوده و با وجود تلاش زياد، رياضي را به خوبي ياد نميگيرد؟
همه ما از زمان تولد تا دوره دبستان و دبيرستان، گستره انبوهي از تجارب را داريم. اين تجارب موجب ميشوند كه تمام اعمال بدني و ذهني كه براي رشد ما لازم است، خود به خود انجام نگيرند. ما اعمال بسيار زيادي مثل نگاه كردن ، حركت هاي چشم، پريدن، سينه خيز رفتن، چنگ زدن، گرفتن، پرتاب كردن، مقايسه كردن و امثال آن را خود به خود انجام ميدهيم. اما تعدادي از ما ممكن است برخي از تجارب مهم را كه در يادگيري ما تاثير به سزايي دارند، كسب نكرده باشيم. مثلا برخي از كودكان بدون اينكه در كودكي سينه خير رفتن را مدتي تجربه كنند، يك باره مينشينند. اين كودكان تجارب لازم و مهم را كسب نكرده اند. البته ممكن است بعدها تجربه هاي ديگري را كسب كنند كه مشابه سينه خير رفتن باشد ، مثلا شناكردن و به اين ترتيب چنين نقيصه اي را جبران نمايند اما هميشه و لزوما اين امر پيش نمي آيد و فعاليتي كه بتواند جايگزين سينه خيز رفتن شود صورت نميگيرد. در چنين مواردي به دليل نبودِ يك تجربه لازم فرد دچار مشكلاتي در يادگيري خواهد شد كه البته زير نظر يك درمانگر اختلالات يادگيري ميتوان اين مشكل را حل كرد.
مشكلات رياضي در دانش آموزان به شكل هاي گوناگون از جمله : ناتواني درك مفهوم حجم، اندازه، ابعاد، اعداد و جمع و تفريق ها، شباهت و تفاوت هاو…. خود را نشان ميدهد.

اختلالات خواندن:
اختلالات خواندن يكي از اختلالات ويژه اي است كه علل گوناگوني از جمله مشكل در ناحيه گفتاري نيم كره چپ مغز ، تاخير در رشد تدريجي كرتكس مغز، صدمات مغزي ، نيروي زيستي ناكافي، عدم آمادگي براي خواندن، اشكالات ديداري و شنيداري ، عدم برتري جانبي و اختلال در قدرت حركتي دارد.

كاريلو (١٩٧٦) معتقد است علت اختلال خواندن ، پيموده نشدن سلسله مراتب خواندن است. منظور وي اين است كه بايد ابتدا پايه زيرين در كودك كامل شود و بعد پايه هاي ديگر به ترتيب مانند هرم طي شوند.
به بسياري از دانش اموزاني اختلال خواندن دارند، متاسفانه برچسب كودن، كم ذهن و امثال آن زده ميشود كه هيچ كدام صحيح نيستند.
اختلالات خواندن در دانش آموزان خود را به اشكال گوناگون از جمله نارساخواني، اشكال در تلفظ، اشكال در صداكشي، اشكال در تشخيص ديداري كلماتي، نديدن مستقل كلمه ها، معكوس كردن كلمات، مكث و توقف زياد بين تلفظ كلمات و…. ديده ميشود.

.
سخن آخر:
مانند همه‌ اختلالات ، هر چه درمان زودتر آغاز گردد ،بهره‌گیری از درمان افزایش می یابد .
كودكاني كه اختلال يادگيري دارند، به دليل ناتواني در پاسخگويي مناسب به معلم خود، عدم رشد مهارت هاي حركتي ،اكثر اوقات در جمع دوستان و مدرسه مورد تمسخر قرار ميگيرند و اعتماد به نفس و خودباوري آنها خدشه دار ميشود در نتيجه دچار سرخوردگي و اضطراب والبته افسردگی ميشوند.
با اقدام به موقع والدين و مراجعه به مراكزتخصصي در زمينه اختلالات يادگيري ميتوانيد اين اختلال را قبل از صدمه خوردن به شخصيت كودكتان درمان كنيد.

مرکز مشاوره حکمت با متخصصینی مجرب در زمینه اختلالات یادگیری آماده خدمات مشاوره به کودکان و دانش آموزان شما می باشد.

craft-activities-safety

شیوه های فرزند پروری

  

در قسمت قبل به تعریف تعارض و تعارضات والد –فرزندی اشاره شد اما از آنجا که روابط والد-فرزند تا اندازه زیادی متاثر از شیوه فرزندپروی والدین است به بررسی شیوه های فرزند پروری و نتایج تربیتی آن خواهیم پرداخت.

منظور از شیوه های فرزندپروری، روشهایی است که والدین برای ترتبیت فرزندان خود بکار می¬گیرند و بیانگر نگرش-هایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند و البته طبیعیست رفتارهای فرزندپروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروه¬های اقتصادی تغییر خواهد کرد.
با تحلیل رفتار کودک و والدین سه شیوه تعاملی وجود دارد:  مقتدرانه، سهل گیر و استبدادی.
1-  شیوه مقتدرانه: والدین در این الگو نسبت به سایر والدین، واقعیتها و بینشهای شناختی را به کودکان خود منتقل می سازند و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک در رد یک رهنمود از خود نشان میدهند.
2-  این والدین سخنوران خوبی هستند و اغلب برای مطیع سازی از استدلال و منطق بهره میگیرند و نیز به منظور توافق با کودک از ارتباط کلامی استفاده می کنند.
3-   آنها ظاهراً تحمل مقاومت در برابر  قهر و غضب کودک را دارند. والدین مقتدر در آغاز تعامل با کودک، به گونه و درجه ای پاسخ می گویند که معمولاً برای کودک خشنود کننده است.
4-   والدین مقتدر به تلاش های کودکان در جهت حمایت و توجه پاسخ می دهند و از تقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند.
5-  والدین مقتدر در ابراز محبت و تفاهم والد-کودک به طور چشمگیری نمرات بالایی میگیرند .
6-  والدین کودکان مقتدر با بیان آشکار آنچه از کودک  انتظار میرود، به ایجاد توازن بین مهرورزی شدید، کنترل شدید وخواسته های فزاینده میپردازند.
7-   والدین مقتدر همواره روابط کلامی را تشویق می کنند و کودک را در جریان علت و منطق نهفته روش خود قرار میدهند و برای استقلال رأی کودکشان ارزش قایل هستند.

شیوه سهل گیر:
والدین سهل گیر از نظر کنترل ، بیان خواست های خود ، مهرورزی، پائین ترین سطح را به خود اختصاص میدهند.
فعالیت های خانواده نامرتب و اِعمال مقررات اهمال کارانه است و هر دو والد کنترل اندکی بر کودکان شان دارند.
 این والدین هم چنین در خصوص انضباط کودک از نگرش های متعارض برخورد دارند.یعنی در عین حال که به ظاهر نسبت به کودکان خود حساس هستند، اما توقع چندانی از آنها ندارند.
این والدین همچنین، در بیشتر موارد در مواجهه با  بهانه جویی و شکایت کودک سر تسیلم فرو می آورند و والدین سهل-انگار در نشان دادن محبت با والدین مقتدر تفاوت  فاحشی دارند.
والد سهل گیر در تلاش است تا به شیوه ای موافق و هم سو با تکانه ها، امیال و اعمال کودک رفتار کند در حالی که والدین مقتدر درباره خط مشی خود با کودک مشورت می کنند و قواعد خانواده را برای او توضیح می دهند.
 والدین سهل گیر برای انجام کارهای منزل و رفتار صحیح توقع چندانی از کودک خود ندارند. آنها خود را به کودک همچون منجی معرفی می¬کنند که هرگاه بخواهد، می تواند از آنها استفاده کند و نه به عنوان عاملی فعال که مسئوول شکل دهی یا تغییر رفتار کنونی یا آنی کودک است.

شیوه استبدادی:
1.  نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگر متمایز می سازد. این والدین بسیار پرتوقع بوده و پذیرای نیازها و امیال کودکان نیستند.
2.  پیامدهای کلامی والدین یک جانبه و فاقد همنوایی عاطفی است و هنگام اعمال رهنمودها، دلیلی ارائه نمی¬کنند و به تشویق و پاسخ های کلامی نمی¬پردازند.
3.  در میان این سه الگو، الگوی استبدادی کمترین مهرورزی را اعمال می کند. این والدین به ندرت در تعاملی شرکت می¬کنند که منجر به خشنودی کودک شود.
4.  والدین مستبد عموماً نسبت به تلاش¬های کودکان برای حمایت و توجه بی تفاوت اند و به ندرت از تقویت مثبت استفاده می کنند. ابراز محبت در این الگو، در پائین ترین سطح خود قرار دارد.
5.  این مادران تائید همدلی و همدردی اندکی را نسبت به فرزندان خود ابراز می کنند و شواهد اندکی مبتنی بر روابط عاطفی قوی بین مادر و فرزند وجود دارد و این مادران برای کنترل کودکان خود از شیوه ایجاد ترس استفاده می کنند.
6.  نکته جالب توجه آن است که بین والدین مستبد و فرزندان¬شان هیچگونه تفاهمی وجود ندارد و اطاعت کودک را یک حسن تلقی می¬کند و در مواقعی که اعمال ورفتار کودک در تعارض با معیارهای رفتاری قرار می گیرد، از تنبیه و اعمال زور برای مهار خواسته کودک استفاده میکند .

Resveralife-Teens-Need-Time-with-Parents-825x480

تعارضات والدین و نوجوانان

تعارضات والدین و نوجوانان:

تعارض والد- فرزند به معنای چالش‌های ارتباطی و تعارضی است که در حین رشد و تغییر اعضای خانواده (به طور خاص بین والد و فرزند) ایجاد می‌شود. این تعارض وقتی فرزند در سنین نوجوانی است اهمیت خاص¬تری دارد. علت این موضوع هم ویژگی¬های خاص این سن است. در حقیقت نوجوانی دوره انتقالی است که در آن فرد از وابستگی کودکی به‌سوی استقلال، مسئولیت‌پذیری و امتیازات بزرگسالی حرکت می‌کند. معمولاً سنین 11 الی 18 سالگی را دوره نوجوانی می‌دانند .همچنین نوجوانی دوره¬ای با بروز تغییرات زیستی، بدنی و اجتماعی تعریف شده که مدتی طول می‌کشد و با انتظارات، رفتارها و نگرش‌های خاص این دوره بین اعضای خانواده همراه است .
از نقطه نظر علل ایجاد تعارض در نوجوانی، این دوره توأم با افزایش فشار است. نوجوانان باید تصمیمات مهم دوران زندگی خود را درباره شغل، سلامت، رفتارهای پرخطر و تحصیل بگیرند و عبوراز این دوره می‌تواند برای نوجوانان و خانواده‌هایشان دوران سختی باشد .در این دوره، نوجوان با دو مسئله اساسی درگیر است:
1-بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین، بزرگسالان و جامعه،
2-بازشناسی و بازسازی خود به‌عنوان یک فرد مستقل.
تحولات سریع این دوره، روابط نوجوان با دیگران ازجمله والدین را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب ظهور و افزایش تعارض میان نوجوانان و والدینشان میشود .که در این میان خانواده تأثیر زیادی بر رشد فرزندان دارد اولین افرادی که زیربنای شخصیت سالم یک نوجوان را می‌سازند و پایه‌گذار ارزش‌ها و معیارهای فکری وی هستند پدر و مادر هستند. با این حال، بسیاری از خانواده‌ها به علت بی‌توجهی و عدم آشنایی با شیوه‌های برقراری ارتباط با فرزندان خود، توانایی برقراری رابطه صحیح با آن‌ها را ندارند. در این دوره، نوجوان بیش از هر زمان دیگر نیاز به مراقبت و همراهی والدین خود دارد، لذا قطع رابطه با نوجوان و یا رابطه نادرست با نوجوان ممکن است تأثیرات مخربی بر او بگذارد. رابطه با نوجوانان کار آسانی نیست چراکه نوجوانان با تعارض بین استقلال خواهی و احساس درجه وابستگی خود به والدین درگیر هستند. با آنکه همسالان نقش مهمی در زندگی نوجوان ایفا می‌کنند، اما هیچ‌چیز مانع نفوذ مهم والدین در نوجوانان نیست و پژوهش‌ها نشان می‌دهند نوجوانانی که رابطه خوبی با والدین خود نداشته‌اند، از عزت نفس پایین، ادراک ناکارآمد از شایستگی‌ها و فقدان انگیزش رنج می‌برند
موضوع‌های زمینه¬ساز تعارض میان والدین و نوجوانان را می‌توان از چهار حوزه عمده در تحقیقات رشد شناختی و اجتماعی نام برد:
1)  مسائل اخلاقی که شامل رفتارهایی می¬شوند که نادرست تلقی شده زیرا حقوق دیگران را مورد تجاوز قرار می‌دهند.
2)   مسائل متعارف که شامل قواعد رفتاری مرسوم و مورد توافق همه بوده و قواعدی هستند که چارچوبی برای تعاملات اجتماعی پدید می‌آورند.
 3) مسائل شخصی که برعکس دو مورد فوق اعمالی هستند که نتیجه‌شان تنها متوجه خود نوجوان است و بنابراین ورای قوانین اجتماعی یا ملاحظات اخلاقی تلقی می‌شوند .
 4) مسائل دوراندیشانه که به امنیت، سلامت و آسایش نوجوان مربوط هستند.

•  می‌توان گفت به‌صورت جزئی در اکثر خانواده‌ها تعارض ممکن است درباره لباس پوشیدن، موسیقی یا اوقات فراغت انتظار والدین از نوجوان مبنی بر، برآورده کردن آرزوها و توقعات آن‌ها
•  خودمحور بودن نوجوان یا گاهی اختلافات بر سر مسائل مهم‌تری مثل استعمال دخانیات، رفتارهای جنسی، نگرش‌های نقش جنسی، نگرش‌های سیاسی
•  ارزش‌های اخلاقیو مسائل اقتصادی- اجتماعی، مسئولیت‌های خانوادگی
•  عادت‌های مطالعه و نوع دوستان بروز می‌کند.

ادامه دارد…..

IMG_6574

قواعد دستور دادن به كودكان

اغلب والدين براي تربيت كودك، از جملات دستوري استفاده ميكنند. آنها از صبح تا شب، دستورات زيادي را به فرزندان خود ميدهند. اما چه قدر از اين دستورات را كودكان اجرا ميكنند؟
چرا گاهي لازم است يك دستور را چندبار به كودك بدهيم تا آن را انجام دهد.آيا تا به حال پيش امده كه هر روز دستوري را تکرار كرده ايد تا شايد فرزندتان آن را انجام دهد؟
چرا گاهي كودك در مقابل دستورات از خود مقاومت نشان ميدهد؟
براي اينكه كاري كنيم دستورات را انجام دهد، بايد شرايط خاصي را در دستور دادن رعايت كنيم . قبل از بررسي شرايط دستور دادن ابتدا لازم است انواع دستورات را بشناسيم.

دستور لازم يا اضافي .
دستور لازم دستوري است كه در صورتي كه كودك آن را انجام ندهد، ممكن است اتفاق مهم يا خطرناكي براي وي، ديگران و يا وسايل اطراف بيفتد.
دستوراضافي دستوري است كه اگر كودك آن را انجام ندهد، مشكل خاصي به وجود نميآيد و فقط باعث ميشود تعداد دستورات ما به كودك زياد شود.دستورات اضافي لزوما دستورات غلطي نيستند و ممكن است درست باشند. مشكلي كه دستورات اضافي دارند اين است كه فقط شمار دستوراتي را كه ما به كودك ميدهيم افزايش ميدهند، فارغ از اينكه كودك اين دستور را انجام بدهد يا ندهد. به طورمثالي اگر در وسط خيابان به كودك دستور ميدهيم ندو!!! اين دستوري لازم است، زيرا اگر كودكی اين دستور را گوش نكند، ممكن است آسيبي به او برسد.دستورات روزمره اي مانند پسرم صاف بشين ، اينقدر كارتون نبين…دستورات اضافه اي هستند كه ما به كودكمان ميدهيم. اگر به دنبال تغيير رفتار كودك هستيم، يكي از بهترين راه ها اين است كه براي مدتي فقط به كودك دستور لازم بدهيم.
وقتي انجام اين دستورها تبديل به عادت شد،زمان مناسبي است كع يكي از دستورات اضافه درست را جايگزين آن دستور لازم قبل كنيم.
يادتان باشد مغز كودكان مانند انباري است كه دستورات در آن جاي ميگيرد، وقتي انباري پر شود، ديگر كودكمان به حرف ما گوش نميكند.پس با دستورات غير لازم اين انباري را پٌر نكنيم و از تعداد دستورات غيرلازم بكاهيم.اما اين كه چگونه بايد دستور لازم را به كودك بدهيد تا حرف شما را گوش دهد، نيازمند شرايطي است.

١-شرط اول اين است كه دستوراتي كه به كودك ميدهيم واضح و روشن باشد تا كودك مفهوم پيام شما رو درك كند.
پيام هايي مثل اينكه ” تو مهموني پسر خوبي باش، اگر پسر خوبي باشي برات بستني ميخرم”، اين پسرخوب بودن، عبارت واضحي نيست. منظور ما ازين خوب بودن چيست؟
براي همين دقيقا به كودك بگوييد كه ” انتظار چه رفتاري از او را در مهماني داريد، چه كارهايي را انجام ندهد و چه برخوردي بكند تا برايش بستني بخريد”
٢-شرط دوم این است که دستورات به كودك بايد كوتاه باشد. به كودكتان دستورات طولاني ندهيد ، زيرا كودكان دستورات بيش از سه جمله را نمي شنوند و يا درك عميقي نميتوانند بكنند.
مثلا اينكه به كودك پشت سر هم ميگوييد:” برو اتاقتو جمع كن ، بعدش كتاباتو بيار، تكليفاي فردات رو ببينم چيه ، مشقات رو بنويس”.
اين شكل دستورات نه تنها باعث ميشود كودك دستورتان را انجام ندهد، بلكه توجهي هم به آن نكند. پس كوتاه و مختصر بودن دستور را فراموش نكنيد.
٣-شرط سوم اين است كه وقتي دستوري را به كودك ميدهيد، به اين نكته دقت كنيد كه آيا كودكتان توان اجراي آن دستور را دارد يا نه. به كودكتان در حد توانش دستور بدهيد. والدين گاهي اوقات توان كودك را دستور دادن و دادن مسئوليت به كودك درنظر نميگيرند.

کودک

آزاد گذاشتن کودک تا چه حد….؟

آزاد گذاشتن كودك و اجازه تجربه كردن جهان تا چه حدي درست است؟
مقصود از آزادي در دوران كودكي چيست؟؟؟
منظور از آزادي بي قاعده گري نيست، بلكه انتخاب قيد و بند درست است.كودك بايد بتواند از محيط، فرصت ها و زمينه اي برخوردار شود كه بتواند به حداكثر رشد و تجربه جهانِ اطرافش بدون آسيب به خود يا جهان برسد.
مثلا در خصوص خوردن غذا ، نشستن در جايي كه دوست دارد،پوشيدن لباس، اورا بايد آزاد گذاشت.
يعني خودش دوست داشته باشد بخورد، بپوشد، بشيند و ما بايد راه هايي را پيدا كنين كه درست ترين باشد و كودك فكر كند انتخاب
او بوده است.
مثلا زماني كه شما ميگوييد امروز پسر-دختر گلم دوست داره كجا بشينه؟، آن وقت كودك انتخاب انتخاب اينكه كجا بشيند و دو يا سه جا بيشتر نيست و هرجا بشيند اشكالي ندارد را براي خودش ميداند و به خودش افتخار ميكند.
بنابراين زماني كه فرزند ما ميخواهد كارهاي مختلفي انجام دهد و اين كا نه بد است و نه غلط است و نه خطرناك و نه به ديگري آسيب ميرساند، پدر و مادر بايد كودك را آزاد بگذارند تا بتواند آن زماني كه لازم است فرزندشان را از كار بد و خطرناك باز دارند.
مواظي باشيد به جاي ” استقلال و آزادي”، شك و ترديد را به كودك هديه ندهيم، كه در بزرگ سالي نيز اين چنين ميشود.كودك به اين نتيجه ميرسد، در جهاني كه انتخاب، تصميم و خواسته من، غالب اوقات بد و غلط است با مخالفت پدر و مادر مواجه ميشوم، پس اين جهان، جهاني است كه من آن را نميشناسم و در آن دچار گرفتاري خواهم شد، بنابراين نتيجه اين حال شك و ترديد خواهد شد و اين ترس و ترديد موجب ميشود از هر موضوع تازه اي بترسد و اشتباه نكند و شكست براي او غيرقابل تحمل است و نظر و قضاوت ديگران براي او مهم است.آهسته آهسته از خَلق يا گرايش به كارهاي نو و جديد دور ميشود و تصميم ميگيرد كه به كارهاي تكراري روي آورد و در با آخر كناره گيري از انجام كارها سعي ميكند به كسي يا خودش ضرر نرساند.
photo_2017-12-13_13-55-17

به حرف من گوش بده…..

    به حرف من گوش بده…

نغمه سلطانی_ کارشناسی ارشد روانشناسی

   

چرا كودكان دقيقا زماني كه شما مشغول كار مهمي هستيد يا در ميهماني مشغول صحبت باكسي،يا زماني كه تلفن صحبت ميكنيد، وسط صحبت شما ميايد و بدون مكث و بي مقدمه شروع ميكند به بلند بلند صحبت كردن با شما و گفتن خواسته هايش؟
 يك دليل عمده براي اينكه كودك صحبت شمارا قطع ميكند وجود دارد، او ميخواد همين الان شما به او توجه كنيد. قطع كردن صحبت ديگران ،مانند اكثر رفتارها عادتي است كه كودكان به اين دليل مي اموزند كه مفيد واقع ميشود و آنهارا به هدفشان ميرساند.
? شما احتمالا ازاين رفتار كودكتان خوشتان نميايد، ولي آيا خودتان باعث ايجاد آن نبوده ايد؟
 ? آيا بااجازه دادن به كودك براي قطع كردن صحبتتان باعث تشديد آن نشده ايد؟
? مثلا مشغول صحبت هستيد،كودك وسط حرف شما ميپرد، ابتدا به او پاسخ نميدهيد و بي توجه هستيدو مكالمه خود را ادامه ميدهيد،ولي كم كم صداي كودك تغيير ميكند و شروع به نق زدن و جيغ و گريه ميكند و شما تسليم ميشويد و از مخاطب ميخواهيد يك دقيقه گوشي را نگه دارد…
⛔️ كاملا مشخص است چه اتفاقي ميافتد…
? دشوار ترين بخش تغيير رفتار،اين است كه شما ياد بگيريد خونسردي خود را حفظ كنيد و محكم ايستادگي كنيد.
اگر مدتي ميخواهيد كارجدي و مهمي انجام دهيد يا يك تلفن ضروري، يا زمانيكه خيلي كار داريد و وقت لازم و كافي براي رسيدگي به كودك را نداريد، از قبل برنامه ريزي كنيد و پيش بيني آن زمان را قبل از جيغ و فرياد كودك انجام دهيد.
زماني كه مشغول كاري هستيد و نميتوانيد به كودك كمك كنيد يا پاسخش را بدهيد، برايش شرايطي فراهم كنيد تا زمان منتظر ماندن برايش به سختي نگذرد و سرگرم باشد.
✅ مثلا قبل از شروع كارتان ، يك سرگرمي از وسايل مورد علاقه اش به او پيشنهاد كنيد تا گذشت زمان برايش آسان تر شود.
✅ يا كودك را در كاري كه مشغول به آن هستيد دخالت دهيد.اگر در حال درست كردن سالاد هستيد اجازه دهيد كودك برگ هاي كاهو را جدا كند يا بشقاب ها را بچيند.
?بار اول كه كودكتان ٣٠ ثانيه تحمل كرد تا وسط حرف شما نپرد، صحبتتان را متوقف كنيد و به خاطر اين كارش تشكر كنيد و قبل شروع به صحبتتان جوابش را بدهيد.
در فرصت مناسب بعدي براي زمان طولاني تري صبر كنيد و جوابش را بدهيد.در واقع با اسن كار انتظار و صبر را در او شكل دهيد.
? هميشه با امكاناتي كه در دسترس داريد و كمي خلاقيتِ خودتان، لذت كنار كودك بودن را بيشتر كنيد.
?هميشه با يك علامت، يك نگاه، يك تاييد، به كودك نشان دهيد متوجه شده ايد كه او به شما نياز دارد و با شما كاردارد. نگذاريد احساس كند به نياز او توجهي نداريد.كودك بايد مطمعن باشد به او توجه داريد و حواستان به او هست ولي الان كار داريد و نميتوانيد به حرف او گوش كنيد.
?در زمان هايي كه ميتوانيد وقتي كودك با شما كار دارد سريع به او جواب دهيد و او را وادار نكنيد بيش از حد لازم منتظر بماند و رفتار درست كودكتان را براي جلب توجه ناديده نگيريد.
? زماني كه به كودك علامت ميدهيد كه ٥ دقيقه صبر كند، خودتان زمان و كارتان را مديريت كنيد كه بيشتر از ٥ دقيقه طول نكشد تا هم طاقت كودك تمام شود و شروع به سروصدا كند و هم شما پيش او بدقول شويد تا از دفعه بعد به حرفتان اعتنايي كند.
?به او بگویید وقتی که او صحبت یا کار شما را قطع می‌کند، ‌در واقع مانع انجام کاری می‌شود که برای شما مهم است و هرچه این تداخل‌ها بیشتر شود، انجام کار شما بیشتر طول می‌کشد، پس مدت زمان بیشتری از او دور هستید و به کار یا حرف‌های او نمی‌توانید توجه کنید.
?بايد به كودك بياموزيد ،كه وقتي با كسي كار دارد،چه طور بايد توجه را به سوي خود جلب كند، چه زماني صدا كردن او مناسب است،چه طور صبر كند تا زمان مناسب فرا برسد…
?قوانين صحبت كردن را به صورت مثبت به كودك آموزش دهيد.
⛔️به جاي اينكه بگوييد “مگه نميبيني دارم حرف ميزنم هي ميپري وسط حرف آدم”
✅ بگوييد ” وقتي حرف بزن كه كس ديگه اي حرف نميزنه”
✅ به كودك ياد بدهيد ابتدا بگويد” ببخشيد” و بعد منتظر شود تا جوابش را بدهند.

به كودك خود بفهمانيد آداب، بخش مهم و ضروري زندگي است.هيچ يك از ما در زمان تولد نميدانستيم كه اگر با كسي كار داشته باشيم چه طوربايد توجه او را به خود جلب كنيم. پس از كودكتان انتظار نداشته باشيد بدون آموزش و زمان گذاشتن شما بداند چطور نياز و خواسته خود را مطرح كند.
البته يادمان باشد كه صبر كردن در منطق كودكان زماني تمام نشدني و بسيار طولانيست پس كمي واقع بین باشیم.
.نمیشود از بچه ها انتظار داشت که همیشه صبور باشند.
هميشه ببینید آیا واقعا انتظار شما از کودک منصفانه است؟

لزوم آموزش والدین

پدر یا مادر بودن بسیار دشوار است، تجربه ای است پر زحمت، سخت وگاهی اوقات رنجش آور . اما در عین حال می تواند بسیار خرسند کننده هم باشد. اغلب زوجین بی هیچ آمادگی قبلی نسبت به آنچه پیش رو دارنداین تجربه را آغاز می کنند و بیشتر آنان بدون دریافت کمترین سپاس و قدردانی وظیفه خود را به انجام می رسانند.تصور عمومی این است که مهارت والدینی به صورت خودکار در همه انسانها وجود داردوهر کس باورهای خود رادر پرورش کودکان بهترین می داند، غافل از اینکه این باورها ریشه در رفتار و باورهای والدین ما داشته وهمیشه این روشها صحیح یا حداقل بهترین نیستند.امروزه به دلیل تحولات اجتماعی تنبیه و تشویق تأثیر گذشته خود را از دست داده¬اند و دیگر والدین نمی توانند به شیوه سنتی و مستبدانه کودک را به اطاعت از خود مجاب کنند. والدین عموماً شکایت دارند که فرزندانشان به آنان احترام نمی گذارند، آنان نمی دانند که احترام کسب کردنی است ،یعنی هنگامی به فردی احترام گذاشته می شود که او نیز به سایرین احترام بگذارد و در واقع این خودشان هستند که الگو های نامناسب را برای کودکان فراهم می کنند. در این بین استرس و فشار روانی والد شدن نیز باعث افزایش مشکل می شود که می توان با یادگیری مهارتهای کنترل استرس به آرامش بیشتری در این زمینه دست یافت . ایفای نقش والدینی به مهارتها و آموزشهای جدیدی بر مبنای برابری واحترام متقابل، آزادی در تصمیم گیری با توجه به محدودیتها، درک احساس ورفتار کودک، تشویق و دلگرمی و همچنین خود انضباطی و نتایج منطقی استوار است . در کناراین احترام در ایجاد رابطه مثبت با کودکان باید نیاز اساسی آنان به صرف وقت برای تفریح با والدین، اعتقاد به داشتن لیاقت درونی کودکان، تشویق آنها و ابراز محبت و علاقه مستمر نسبت به آنها رعایت شود . در فرایند رشد لازم است کودک به ارزش شخصی خود پی ببرد و به انضباط فردی دست یابد، مهارتها و رفتارهای بسیاری را فرا گیرد تا بتواند در آینده انسانی سازگار مستقل و مسئولیت پذیر شود..زمانیکه افراد در موقعیت والدینی قرار می گیرند متوجه چالش های فراوان آن شده و نیاز به آموزش و مشاوره را به خوبی احساس می کنند.لذا نیاز به آموزش حتی قبل از والد شدن ضروری به نظر می رسد که به وسیله آن بتوان به جای کوشش و خطای صرف بسیاری از اختلالات را کاهش داده وروابط مثبت تری را تجربه کرد وفرزندان سالمتری تحویل اجتماع دهیم و به مهمترین و اساسی ترین وظیفه والدینی که تربیت کودکان سالم است، دست یابیم.
به این منظور دوره آموزشی مهارتهای والدینی در ارتباط مؤثر با فرزندان (کودکان زیر ۷ سال) با موضوعات زیر در کلینیک حکمت برگزار می شود:

ویژگیهای خاص هر کودک
سبکهای فرزندپروری مقتدرانه، مستبدانه،سهل گیرانه وپیامدهای هر یک از آنها
درک احساس و رفتار کودکان
شنونده فعال بودن،طریقه صحیح گفتگو،پاسخهای غیر کلامی وانعکاس
بیان عقاید برای کودکان و پرورش اعتماد به نفس در آنها
تعامل مثبت وتأپیر آن در جامعه پذیری وارتباط با همسالان
استقلال ومسئولیت پذیری در مقابل کنترل و انضباط منطقی
همکاری،مشارکت و تقسیم کار
روشهای افزایش رفتار مطلوب
روشهای کاهش رفتار نامطلوب
نرگس بشردوست
کارشناس ارشد مشاوره