IMG_9204

پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق

پيش بيني كننده هاي ازدواج موفق:
يكي از يافته هاي بسيار ارزشمند محققان اين است كه كيفيت ارتباط پيش از ازدواج شاخص فوق العاده ارزشمندي براي پيش بيني موفقيت ازدواج است.
ما در اينجا به چند نكته از اين شاخص ها اشاره خواهيم كرد:
?١- انتظارات واقع بينانه اي از مشكلات ازدواج دارند.
زوج هاي موفق با خوش باوري و ساده لوحي به سوي ازدواج گام برنميدارند.آنها مشكلات ازدواج را ناديده نميگيرند و متوجه اين مطلب هستند كه ” ارتباط” هميشه بي دردسر نخواهد بود و نيست.
زوج هاي موفق اكثراً بر اين نكته واقف هستند كه در صورتي زندگي خوشايندي خواهند داشت، كه باهم براي اين زندگي تلاش كنند.
?٢-خوب ارتباط برقرار ميكنند :
توانايي ابراز و بيان به طور موثر ، براي ارتباط موفق امري حياتي ست. مهارت هاي ارتباط موثر از زمره مهم ترين مهارت هاي ارتباطي هستند كه همسران ميتوانند آنرا فرا بگيرند و در بهبود آن تلاش كنند.
?٣- تعارض هارا به صورت مناسب حل ميكنند:
عدم توافق در هر ارتباطي اجتناب ناپذير است.همسران قطعاً بر سر تمام امور باهم توافق ندارند، اما لازم است كه بدانند و يا بياموزند كه چگونه علي رغم تعارضها با موفقيت كار كنند و اثربخش باشند. هرچند در نظر گرفتن اختلاف نظرها و تعارض ها و حل آنها پيش از ازدواج به همسران شانس بيشتري براي زندگي شادتر خواهد داد.
?٤- احساس خوبي از شخصيت همسر خود دارند.
بسيار مهم است كه صادقانه و از صميم قلب كسي را كه با او قصد ازدواج داريد، دوست بداريد. يا به عبارت ديگر،همسر شما همانند بهترين و صميمي ترين دوست شما باشد. البته نه به اين معني كه بعد از ازدواج ديگر نيازي به دوستان صميمي نيست، بلكه منظور اين است كه هرچه ويژگي هاي همسرتان بيشتر به گونه اي باشد كه در جرگه دوستان صميمي قرارگيرد، ارتباط موفق تر و شادتري خواهيد داشت. دوست داشتن شخصيت همسر ، عامل مهمي در ارتباط سالم است.
?٥- بر سر ارزش هاي اخلاقي و مذهبي با يكديگر توافق دارند.
همسران موفق ، با داشتن باورهاي مشترك، احساس صميميت و نزديكي بيشتري ميكنند و معمولا درباره ارزش ها و باورهاي اخلاقي و مذهبي داراي توافق عام و كلي هستند. ارزش هاي مشترك بنيان و پايه اي مهم براي بناي ارتباط همراه با مراقبت و پايدار است.
?٦- نقش برابر در ارتباط باهم دارند.
همسران موفق به يكديگر اجازه ميدهند تا علايق فردي و توانمندي هاي بالقوه خود را رشد دهند. براي آنها مهم است كه همسر آنها هماني شود كه ميتواند باشد. آنها يكديگر را به داشتن روابط خويشاوندي و حفظ دوستي هاي قديمي تشويق ميكنند، چرا كه اينگونه روابط، زندگي را پربارتر ميسازد و به آن غنا ميدهد. همسران شاد ميتوانند رضايت را در تمام موقعيت ها درك كنند. چه در زماني كه باهم هستند، يا درزمان آرامش يا در هنگام كار و يا زمان شوخي و بذله گويي…

IMG_9060

كودك جنسي در روابط زناشويي

وقتي سخن از كودك جنسي به ميان مي آيد منظور آن بخش از بيان و ابراز احساسات زن يا مرداست كه در اتاق خواب ابراز وجود ميكند، بازيگوشي جنسي ميكند، در حوزه رفتارجنسي خلاقيت و نوآوري ميكند، عاشقانه به روابط زناشويي مي نگرد و به مقوله رابطه جنسي، هيجان و تازگي و طراوت مي بخشد و خوشبختي جنسي دارد و كاملا آزاد و رهاست.زن و شوهرهايي كه در اتاق خواب و روابط جنسي خود، مسئله و مشكل دارند، در واقع كودك جنسي آنها دلخور، رنجيده، افسرده، نااميد، بي انگيزه، خشمگين است.
در بحث كودك جنسي ما بخش حالات هيجاني و پرشور جنسي هر زن و مردي را هدف قرار ميدهيم.

?٣ كودك جنسي معجزه گر و جادويي:

كودك جنسي بازيگوش

كودك جنسي عاشق

كودك جنسي خلاق

 .

 

?٤ كودك جنسي مخرب:

كودك جنسي سر به راه

كودك جنسي خودخواه

كودك جنسي لجباز

كودك جنسي خشمگين

? حالات روانشناختي كودك جنسي رفتارهاي خاص خود را دارند و براي پويايي جنسي زناشويي به كودك هاي معجزه گر شديدا نيازمنديم و البته بايدبه كمك بالغ جنسي چهار كودك جنسي ديگر را كه ضربه زننده هستند، محدود و مسدود كرد ،زيرا براي زندگي و پويايي جنسي هزينه بر و مضر هستند.

كودك جنسي طبيعي:
كودك جنسي طبيعي سرشار از هيجان ، انرژي زندگي، حيات و خودانگيختگي هاست. او به زندگي معنا و مفهوم ميدهد.
عشق و دوست داشتن ماده اوليه عشق ورزي كودك جنسي است، زيرا در بهترين حالتش بايد بتواند دوست داشته باشد تا از طرف همسرش دوست داشته شود و اين ردو بدل شدن، حس دوست داشتن دو طرفه هيجان كودك جنسي را بالا ميبرد.از اين رو زن و مرد بايد ياد بگيرند در اتاق خواب حسِ دوست داشتنِ بدون قيدو شرط خود را در حالات ، آهنگ، لحنِ صدا و جملات خود طوري ابراز نمايند كه حس عشق و دوست داشته شدن به طرف مقابل دست دهد و فرد به درجه تسليم روان شناختي و تسليم محض فيزيولوژيك برسد. رابطه جنسي زن و شوهر همراه با عشق و دوست داشتن ، هردو را به اوج لذت جنسي مي رساند.
يكي ديگر از ويژگي هاي كودك جنسي طبيعي ، خوش بيني هاي جنسي اوست و اگر به دلايلي كودك جنسي از اين موضوع محروم يا در گذشته ضربه خورده باشد، قطعا در رابطه زناشويي درگير يك نوع پارانوييد جنسي زناشويي خواهدشد، حس بدبيني، شك وترديد در رابطه جنسي زن و شوهر خودنمايي خواهد كرد و ديگر آن در نميتوانند صميميت جنسي را تجربه كنند.
كودك جنسي طبيعي، به طور ذاتي خوش بين است و با همين حس كه انرژي توليد ميكند، وارد اتاق خواب مي شود و با همين حس هم از اتاق خارج ميشود، چون نگاهش به رابطه جنسي زناشويي منفي و پست نيست و تعامل جنسي را باعث توليد انرژي هاي مثبت بيشتر در زندگي ميداند.

كودك جنسي بازيگوش:
كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي زناشويي نقش كودكي را به عهده دارد كه سراسر سرگرمي، بازيگوشي، فانتزي، انرژي، شيطنت، تفريح، شور، سرمستي، از ته دل خنديدن،كارهاي پر ريسك كردن، سورپرايز كردن….است. وجود تين كودك در روابط زن و مرد بسيار ضروري و حياتي ست، چون به حيات جنسي يك زوج معناي ديگري مي بخشد. هر زوج براي رسيدن به صميميت جنسي بايد از كودك جنسي بازيگوش بهره ببرند و لازم است هردو به نسبت خودشان، يك آدمك بازيگوش را قبل و هنگام آميزش جنسي فعال نگه بدارند.

چندسوال:
? كودك جنسي بازيگوش در روابط جنسي شما چند درصد حضور دارد؟
? كدام يك از شما در رابطه جنسي بازيگوش تر هستيد؟
?اگر در روابط جنسي شما كودك جنسي بازيگوش وجود ندارد، دليل آن را چه ميدانيد؟
همه انسان ها در رابطه جنسي خود مقداري بازيگوشي دارند، ١٠-٢٠ درصد ، اما منظور ما بازيگوشي در حد شصت درصد به بالاست. طوري كه هيجانِ قوي،پررنگ و غليظ جنسي را به واسطه بازيگوشي هاي خود به وجود بياورد و طرف مقابل را محو بازيگوشي هاي خود كند.
امروزه درصد زيادي از مردان به نسبت فشار اقتصادي زياد، استرس هاي شغلي و درگيري بيرون از منزل ، دچار خستگي هاي رواني ميشوند كه آنها را به سمت كرختي و سردي و بي انگيزگي جنسي مي برد. لذا در اين شرايط كودك بازيگوش جنسي زن بايد فعال تر عمل كند،گاهي كودك بازيگوش جنسي زن بايد شروع كننده باشد و هيجان و بازيگوشي متنوع خلق كند كه به سرزنده نگه داشتن شور و صميميت جنسي مرد كمك ميكند.
كودك بازيگوش جنسي فرد بايد بتواند در مراحل بسيارمهم نبوغ خود را در بازيگوشي هاي نرم و تند نشان دهد: به طور مثال:
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش در مرحله پيش نوازي
-فعال كردن كودك جنسي بازيگوش هنگام وضعيت هاي جنسي.
فعال كردن كودك بازيگوش جنسي به اين معناست كه آدمك جنسي مرد و زن دست به كارهاي خلاف عادت بزند، انواع و اقسام سرگرمي ها، تفريح ها، آموزش ها، بازي ها و شيطنت هاي كلامي و غيركلامي مثبت را در مرحله پيش نوازي انجام دهد تا همسرش به رضايت جنسي برسد.
زندگي زناشويي هر زن و شوهري مديون همين بازيگوشي هاي خلاقانه خواهد بود و وقتي كودك جنسي حضور پررنگ و جدي در روابط نداشته باشد، زوج ها صداي شمارش معكوس جدايي خود را خواهند شنيد.

كودك جنسي خشمگين :
يكي از حالت هايي كه به شدت بين زن و شوهر فاصله جنسي ايجاد كرده و ابراز احساسات تخريبب به وجود مي آورد، فعال بودن كودك خشمگين،آزرده و عصباني در اتاق خواب يا قبل از ورود به اتاق خواب است.صميميت جنسي فقط در اتاق خواب شكل نميگيرد. وقتي زن و شوهر چندساعت قبل باهم دعواي شديدي كرده و به يكديگر انواع تهمت ها را زده و توهين كرده اند، انتظار يك رابطه جنسي گرم و داغ از هر دوطرف غيرمنطقي است. وقتي علت شناسي ميشود، مشخص ميگردد مثلا مرد كودك جنسي عصباني و پرخاشگر دارد كه فضاي جنسي زناشويي را خدشه دار ميكند. شاي در فضاي روابط جنسي زن و مرد، درصدي خشونت بالغانه متعادل به نظر برسد ، اما بروز رفتارهاي افراطي و بيمارگون جنسي در مرد طبيعي نبوده و زن مشكوك ميشود ، زيرا رفتارهاي پرخاشگرانه براي ايجاد برانگيختگي جنسي، توجيه پذير نيست و لازم است مرد تحت روان درماني كوتاه مدت قرار بگيرد.مردي كه در اتاق خواب حركات و رفتارهاي خارج از نٌرم ميكند ،بي ادبي ، عقده هاي جنسي يا نفرت ها و كمبود هاي شخصيتي خود را سرِهمسر يا عشق خود خالي ميكند، لازم است مورد تشويق و تاييد زن قرارنگرفته يا حمايت نشود زيرا او در گذر زمان مورد خشونت هاي عاطفي و جنسي قرار ميگيرد و اگر قبح اين نوع رفتارها ريخته شود، كار به مرور سخت تر خواهد شد.
زن بايدبتواند حد تعادل خشونت سالم جنسي را بشناسد و اگر مرد از حد خود تجاوز نمود، اورا بازخواست و تحريم يا ارتباط جنسي خود را باهمسرس قطع كند تا همسرش بتواند رفتارهاي جنسي خود را متعادل كند.

?نشانه شناسي كودك جنسي خشمگين:
١-كلمات و جملات: كلمات و جملات بيش از حدتوهين آميز ، وقيح، تحقير كننده، آزاردهنده و بيزار كننده هستند، به گونه اي كه احساسات همسر را جريحه دار كرده و اورا در معذوريت هاي اخلاقي قرار ميدهند يا حرف هاي خارج از چهارچوب هاي اخلاقي زده ميشود كه باعث شرم و احساس آزردگي همسر ميشود.
٢-آهنگ و لحن صدا:لحن و آهنگ كودك خشمگين و گاه والد خشمگين بسيار تحقيركننده، توهين آميز و خارج از حد طبيعي است، طوري كه در همسر احساس تحقير و منت ايجاد كرده و به او القا ميكند وارد رفتاري پست شده است.
٣- حالات و حركات ظاهري: حركت و حالاتي حاكي از نفرت و خشم به همسر و شريك جنسي خود است، گاه همراه با خشونت هاي فيزيكي بيش از حد و بيمارگون است كه از يك انسان طبيعي سر نميزند.

IMG_8940

چگونه رفتارهاي نادرست كودكان را ناديده بگيريم؟

چگونه رفتارهاي نادرست كودكان را ناديده بگيريم؟

?يك راه موثر براي برطرف كردن رفتارهاي آزاردهنده كودكان، اين است كه آن ها را به سادگي ناديده بگيريم. در واقع ما رفتارهايي را ناديده ميگيريم كه فقط براي جلب توجه كودك است وآسيبي به خود يا ديگران نميرساند.
ممكن است در استفاده از اين روش احساس كنيد كه در واقع كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي دهيد.اما بعدا متوجه ميشويد كه با ناديده گرفتن برخي رفتارها به طور حساب شده و مداوم ، اينگونه رفتارها ترك ميشوند و به نتيجه مي رسد.
?وقتي بچه ها بخواهند توجه شمارا جلب كنند، هركاري را به خاطر آن انجام ميدهند.آنها به خوبي ميدانند كه چه رفتاري و در چه موقعيتي بيشتر شمارا آزار ميدهد، پس با شما وارد يك بازي ميشوند.براي مثال درست موقعي كه در وسط يك مهماني رسمي هستيد يا درهنگام صحبت با تلفن يا پاي صندوق فروشگاه…شروع به كارهايي ميكنند كه ميدانند شما روي آن ها حساس هستيد.
حالا اگر بتوانيد خودتان را كنترل كنيد واين رفتارهارا تحمل كنيدو به روي خودتات نياوريد، كودك به هدف خودش كه جلب توجه است دست پيدا نميكند و در نتيجه از آن دست ميكشد و در واقع آن رفتار پاداشي از شما نميگيرد و خاموش ميشود.
در واقع ناديده گرفتن سنجيده، روشي است كه بعضي از والدين،آن را دوست دارند و ميتوانند به طور موثر از آن استفاده ميكنند،اما بعضي والدين به دليل پايين بودن ظرفيت تحملشان، براي اين روش فشار رواني زيادي تحمل ميكنند.
براي بهبود شرايط ، تصميم بگيريد كه چه چيزهايي را ميتوانيد ناديده بگيريد و چه چيزهايي را نميتوانيد، آيا اين رفتار براي كودك يا فرد ديگري خطرناك است يا نه؟
اگر ميبينيد كودكتان با پريز برق بازي ميكند,اشياي سنگين را پرتاب ميكند و… ناديده گرفتن روش درستي نيست.
اگر تصميم گرفتيد كه در مورد يك رفتار از روش ناديده گرفتن استفاده كنيد، به وهيچ وجه به آن واكنش نشان ندهيد، چه زباني و چه غيرزباني.
وقتي كودكتان در حال انجام آن رفتار است با حركت صورت به او اشاره نكنيد ، رويتان را برگردانيد،حتي نگاهش هم نكنيد، زيرا در اين مواقع اغلب اوقات كودكان حواسشان به رفتارشما هست و با هر توجه شما مجوز ادامه دادن ميگيرند و جسور تر ميشوند.
وقتي براي اولين بار اقدام به ناديده گرفتن يك رفتار ناشايست ميكنيد،كودك شما تمام سعي اش را ميكند تا توجهي را كه قبلا جلب كرده دوباره به دست بياورد. او از هرنظر بر شدت رفتارش مي افزايد تا آنجا كه مطمعن شود از شما پاسخ دريافت خواهد كرد.ولي شما نبايد تسليم شويد.
نگذاريد كودك حس كند ميتواند با رفتارش شمارا تسليم كند.
البته اين نكته را فراموش نكنيد كه هرزماني و باهرتكنيكي كه ميخواهيم رفتار كودكانمان را اصلاح كنيم ، تاييد و تحسين كردن را فراموش نكنيم.
مثلا پس از اينكه كودكتان گريه اش را قطع كرد ومشغول بازي با بقيه وسايلش شد، به او نزديك شويد و بازي كردن اورا تشويق كنيد.
يادتان باشد (بي توجهي، تشويق) نبايد بدون ديگري انجام شود. در زماني كه در حالت عادي كودكتان رفتار درست و برعكس رفتار قبل را انجام ميدهد حتما به او توجه مثبت نشان دهيد و پاداش دهيد.

نغمه سلطاني-ارشد روانشناسي

IMG_8793

مجموعه كارگاه هاي توانمندسازي كودكان از طريق قصه درماني

.
آیا درباره قصه_درمانی چیزی شنیده اید ؟

یکی از روشهای برطرف کردن مشکلات رفتاری و اجتماعي کودکان ، قصه درماني ست ،زیرا کودک از شخصیت های داستان تاثیرات مثبت زیادی می پذیرد و توانايي روبرو شدن با مشكلات و يافتن راه حل براي آنها را پيدا مي كند. بنابراين ما ميتوانيم از طريق تكنيك قصه درماني به صورت غيرمستقيم آموزش هاي تربيتي را به كودكمان بدهيم.
.
? با توجه به تاثيرات قصه درماني در شكوفايي و رشد كودكان، مركز مشاوره حكمت درصدد برآمد مجموعه كارگاه هايي با عنوان توانمندسازي كودكان را تشكيل دهد تا به شما والدين عزيز در تربيت فرزندانِ عزيزتان،ياري رساند.
.
جهت كسب اطلاعات بيشتر با مركز مشاوره حكمت تماس حاصل فرمايي

IMG_8849

٢٠ راه براي شفاي كودك درون:

٢٠ راه براي شفاي كودك درون:

١-وقتي دلتان ميگيرد، گريه كنيد. هرگز جلوي خودتان را نگيريد.گريستن نشانه انسان بودن شماست، به علاوه كودك درونتان نيز آرام خواهدشد.
٢-از ته دل بخنديد، خنده شفاي دردها و غذاي روح است و به علاوه با خنديدن به كودكتان درونتان اجازه ميدهيد تا ظاهر شود.
٣-در هنگام لزوم از گفتن نه به ديگران نترسيد.با اين كار درونتان از خوشحالي بِشكَن ميزند، چون چيزي را به او تحميل نكرده ايد.
٤-عمرتان كوتاه تر از آن است كه باكساني كه دوستشان نداريد به خاطر مصلحت انديشي رفت و آمد داشته باشيد.وقت خود را با كساني بگذرانيد كه به آنها علاقه منديد و از بودن با آنها لذت مي بريد. به اين تربيت كودك درونتان احساس امنيت و آرامش بيشتري خواهد كرد.
٥-از انتقاد نسبت به خود دست برداريد. در چنين لحظاتي كمي درنگ كنيد. شما در حال شلاق زدن كودك درونتان هستيد. شلاق را به دور بياندازيد و با او مهربان باشيد.
٦-در پي كسب بهترين نمره و يا بيشترين امتياز نباشيد و در حد توانتان از خود انتظار داشته باشيد. وقتي توقع زيادي از خود داريد و يا خود را خسته ميكنيد يعني به كودك درونتان فشار آورده ايد.
٧-به طبيعت سر برنيد و در آغوش طبيعت خود را رها سازيد و به جست و خيز بپردازيد. با اينكار به كودك درونتان فرصتي براي ابراز وجود ميدهيد.
٨-اگر آدم خشكي هستيد كمي شوخ طبعي را چاشني شخصيت دروني خودتان كنيد، تا ديگران در ارتباط با شما متوجه حضور ” كودك درونتان” شوند.
٩- دردهاي جسماني فرياد خفه شده كودك درون شما هستند، پس علاوه بر درمان هاي جسماني براي رابطه خود با وي فكري كنيد.
١٠-كودك درونتان براي سخن گفتن و ارتباط با خدا مكان نمي شناسند. پس هرجا كه احساس كرديد مايل به صحبت با خدا هستيد با او حرف بزنيد.
١١-شب عروسي خود را به شبي زيبا تبديل كنيد، حتما جشن بگيريد و حتما لباس دامادي يا عروسي بپوشيد. بدون شك اين تجربه به يادماندني كمتر تكرار خواهد شد و چيزي نميتواند جايگزين عشق ، هيجان و شوق آن شب بشود.
١٢-لباس شاد پوشيدن حق شماست. لباس شاد و با رنگ هاي دلخواه بپوشيد. و اگر از پوشيدن لباسي احساس خوبي نداريد، آن را نپوشيد.
١٣-وقتي از سوي كسي ستايش ميشويد و يا مورد تحسين قرار ميگيريد، به جاي شكسته نفسي و تعارف از او تشكر كنيد.مطمعناً شما لايق آن هستيد و اين توصيه اي ست از طرف كودك درون به شما.
١٤-اگر امكان دارد سري به محله هاي دوران كودكيتان بزنيد و با دوستان و همسايگان سابق خود احوالپرسي نماييد .
اگر چنين چيزي امكان ندارد ميتوانيد در خيابان و كوچه هاي قديمي پرسه بزنيد و از فروشگاه هاي قديمي خريد كنيد.
١٥-به ياد داشته باشيد كه حل مشكلات به تنهايي نشانه شجاعت نيست در صورت لزوم از افراد حرفه اي مثل روانشناس ها كمك بگيريد،به كمك هم راه حل هاي موثري براي مشكلات قديمي خواهيد يافت.
١٦-مراقب گفت و گوهاي دروني خود باشيد وقتي پيام هاي منفي دريافت ميكنيد، بدانيد كه در حال بدرفتاري نسبت به خود هستيد، پس جاي آنها را با پيام هاي اميدبخش و مهرآميز عوض كنيد.
١٧-اعضاي خانواده و دوستان نزديك خود را در آغوش بگيريد و ببوسيد اين كار را به صورت يك سنت پابرجا درآوريد، تماس بدني كودك درون ديگران را به شما نزديك ميكند.
١٨-فهرستي از كارهاي ناتمام تهيه كنيد و براي انجام آنها برنامه اي تدوين كنيد، با اين كار نه تنها انتقادگر دروني را خلع سلاح ميكنيد، بلكه كودك درونتان را نيز خشنود خواهيد ساخت.
١٩-نامه اي مهرآميز و عاشقانه به كودك درونتان بنويسيد و از او به خاطر همه چيز قدرداني كنيد و سپس آن نامه را در جايي در دسترس قرار دهيد و هرچندوقت يكبار به آن نگاهي بياندازيد، تا يادتان باشد كه بايد به او مهر بورزيد.
٢٠- كودك درونتان را نقاشي كنيد. براي اين كار كاغذي سفيد برداريد و با دست چپ يا (غيربرتر)، تصوير او را بر روي كاغذ طراحي كنيد، به راستي كودك دونتان چندساله است؟
چه شكلي است؟
چه اسمي براي او ميگذاريد؟

IMG_8437

كدام والدين فرزنداني بيمار يا ناتوان تربيت ميكنند؟

نغمه سلطاني-كارشناس ارشد روانشناسي

علاوه بر انواع سبك هاي فرزندپروري كه قبلا مفصل توضيح داده شد، متوجه ميشويم كه هر دسته از والدين (به جز آنهايي كه ميتوانند به نيازكودكان پاسخ دهند و توقع و كنترل معقولي بر رفتار آنها داشته باشند)، در عمل فرزنداني بيمار تربيت ميكنند.والدين سهل گير فرزنداني ضعيف و بدون اعتماد به نفس، والدين سخت گير و مستبد فرزنداني پرخاشگر تربيت ميكنند.
اما در اين بين تقسيم بندي ديگري وجود دارد كه به آن اشاره خواهد شد:

?رابطه مضاعف:
اين رابطه مربوط به والديني است كه به دلايل مختلف، پيام هاي دولايه اي را براي فرزندان خود ارسال ميكنند.
به عنوان مثال: مادري كه در ظاهر ازانجام كار فرزندش رضايت دارد، اما با رفتار غيركلامي خود، پيام مخالفي را به فرزندش ميدهد.
الگويي كه ” بله…..اما….” در كلام آنها زياد ديده ميشود. انگار يك ترديد و عدم قاطعيت در رفتار انها وجود دارد، و صداقت و يكپارچگي ندارند.

?والدين ناهماهنگ:
اين والدين نيز به نوعي فرزنداني بيمار توليد ميكنند. در اين الگو يكي از والدين با امري موافق است و ديگري مخالف و فرزندان آنها سردرگم ميشوند و به سمتي سوق پيدا ميكنند كه راحت تر، آزاد تر باشند. در نتيجه از نظر اخلاقي ضعيف تربيت ميشوند چون آنها اصول محكمي براي تبعيت نمي شناسند.
آسيب يك تربيت هماهنگ كه همه اصوال آن درست نيست بهتر از يك تربيت ناهماهنگ است.

?جا به جايي نقش ها:
خانواده هايي كه در آنها پدر نقش مادر و مادر نقش پدر را ايفا ميكند. پدرومادر هركدام وظايف خاص خود را دارند.
پدر در زندگي مظهرقدرت، اقتدار و توقع،
مادر مظهر مهر ، پاسخدهي و حساسيت نسبت به نيازهاي عاطفي است.
مادري كه سعي ميكند وظايف پدر را جبران كند، گاهي نه پدر است و نه مادر يا به عبارت ديگر هم نقش مادري را خوب ايفا نميكندو هم نقش پدري را تخريب ميكند. برعكس اگر پدري نقش يك مادر مهربان را به خود بگيرد، هم نقش مادري را تضعيف ميكند و هم جايگاه پدري را در نظام روان شناختي كودك متزلزل ميكند. بنابراين چنين كودكاني، چه دختر و چه پدر به خصوص در نقش جنسي خود ضعيف عمل ميكند و هويت جنسيشان دچار مخاطره ميشود.

?والدين بيمار و عصبي:
والديني كه دچار اختلالات رواني باشند ، فرزنداني مشكل دار تربيت خواهند كرد.اين  والدين به چند دسته تقسيم ميشوند:
١-والديني كه داراي بيماري هاي عصبي هستند، مانند وسواس، اضطراب يا افسردگي.
٢-والديني كه اختلال شخصيت دارند و خود شيفته هستند.
دسته اول به دليل ناتواني و در معرض گذاشتن الگوهاي غلط، ريسك تربيت فرزنداني بيمار را افزايش ميدهند و دسته دوم به دليل اينكه توانايي برقراري ارتباط صحيح با فرزندان خود ندارند، فرزنداني بيمار تربيت ميكنند.
مثلا مادر وسواسي با اعمال قانون هاي خاص، حساسيت هاي نا به جا، باعث ميشود كودك هميشه بايد در چهارچوب قوانين و مقررات خاصي رفتار كند و نتواند در سن مناسب خودش زندگي كند.
يا مادر خودشيفته به دليل مشغول بودن به كارهاي شخصي خودش، نميتواند توجهي به نيازهاي كودك كند.

?والدين غايب:
والديني كه غايبند، معمولا فرزندان خود را تنها ميگذارند، رها كردن كودكان و تنها ماندن آنها زمينه را براي رشد الگوهاي منفي رفتاري فراهم ميكند. از طرفي كودكان را به اين باور كه نيازمند هدايت يا حمايت ديگري نيستند واقف كرده، آنها را مستعد آسيب هاي اجتماعي ميكند.گاهي يكي از والدين غايب است كه در اين صورت بار مسئوليت روي دوش يك والد قرار ميگيرد و در دراز مدت ضمن خسته و عصبي كردن او،امكان تربيت بهينه و درست از بين مي رود.از طرف ديگر به دليل اينكه پدر و مادر هريك داراي نقش هاي خاص خود هستند و به نيازهاب متفاوتي پاسخ مي دهند، غايب بودن هريك از آنها زمينه را براي آسيب پذيري كودكان فراهم ميكند.
پدر يك نيمه رواني از بدن كودك است و مادر نيمه ديگر. براي داشتن يك كودك سلامت ، اين دو نيمه بايد مكمل يكديگر باشند.

?والدين نابالغ:
والديني كه از هويت يافتگي كافي برخوردار نيستند ، نيز فرزنداني بيمار تربيت ميكنند. اين والدين يا از پختگي كافي برخوردار نيستند و عميقا به بلوغ فكري نرسيده اند و يا كسايي هستند كه هنوز آمادگي ازدواج نداشته و يا آمادگي والدگري ندارند.آنها فرزند را به عنوان يك بازيچه و يا به طور ناخواسته به دنيا مي آورند. گاهي چنين والديني مسئوليت فرزندپروري خود را به والدين خود يعني پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مي سپارند. دخالت الگوهاي ديگر در فرزند پروري هويت يافتگي فرزندان را به دليل عدم هويت يافتگي والدين به خطر مي اندازد.

IMG_7648

رنجِ ماندن در مقابل رنجِ ترك كردن

ترديد چيست؟

ترديد احساسي است كه گاها در برخي از جنبه هاي زندگي دچار آن مي شويم.
اما اگر در بسياري از جنبه هاي زندگي مردد باشيم، آنگاه ترديد ميتواند زندگي مارا خراب كند. اگر همه چيز داشته باشيد ولي در تصميم گيري هايتان مردد باشيد، خصوصا در تصميماتي راجع به جهت و مسير زندگيتان ، صرف نظر از اينكه چه كار و چه انتخابي كرده ايد، همواره در اين فكر غرق خواهيد بود كه بايد كار ديگري ميكردم.اين همان صفت ترديد است.
زندگي هاي امروزه كمي پيچيده است و نيازمند فكر مي باشد، اما مشكل وقتي پيش مي آيد كه بگوييد بلاتصميمي و طول دادن تصميم گيري باعث ميشود به جواب هاي مسلم و مطلق برسيد.در اين حالت از گرفتن تصميمي كه در آن ذره اي ترديد داشته باشيد خودداري ميكنيد.
وقتي ترديد از حد آينده نگري فراتر ميرود، شمارا عقب نگه ميدارد.پس اگر الان در رابطه تان مردد هستيد براي آن همچون ساير مشكلات راه حلي پيدا كنيد.

* آيا واقعا رابطه تان ارزش ماندن ندارد؟ اگر هردونفرتان ميخواهيد هرطوري كه شده روي مشكلات جدي خود كار كنيد،رابطه شما هنوز ماندني ست.

پرسيدن اين سوالات از خودتان و همسرتان شمارا در انتخاب مسير درست راهنمايي ميكند.

+ آيا ميتواند مشكلاتي را كه كارتان را به اينجا كشانده است دقيقا مشخص كنيد؟(اگر شما و همسرتان حداقل درباره ماهيت مشكلات تان اتفاق نظر داريد، گام مهمي برداشته ايد.)
+ براي آنكه رابطه شما دوباره ماندني شود چه اتفاقي بايد بيوفتد؟
+ آيا همسرتان ميخواهد تغييراتي ايجاد شود كه باهم ماندنتان را تضمين ميكند( يا نميخواهد)؟ خودتان اين تغييرات را ميخواهيد؟
+ ايا شما و همسرتان در اين مقطع انعطاف پذيرهستيد؟
+ باتوجه به تغييراتي كه شما و همسرتان در نظرداريد آيا ممكن است چيزهارا آنگونه كه هستند بپذيريد؟
+ آيا اين پذيرش فقط مَفَرّي براي نجات رابطه تان است؟
+ خودتان را در حال اجراي تغييرات مشخص شده تجسم كنيد، در اين حالت رابطه شما چطور خواهد بود؟ آيا بحران را پشت سر گذاشته ايد؟

•آيا ميخواهيد رابطه تان را تحمل كنيد؟؟؟ ببينيد چرا ميخواهيد اين رابطه ناموفق را نگهداريد. به خاطر بچه ها؟ به دلايل مالي؟ يا حتي احساس گناه؟؟؟
اگر به همسرتان فقط دلبستگي هيجاني داريد يعني( اگر جز بچه ها يا مسائل مالي ، هيچ محدوديت و منع بيروني ديگري براي رهاكردن اين رابطه نداريد) چرا مانده ايد يا ميخواهيد اورا ترك كنيد؟

اگر هنوز مطمعن نيستيد كه رابطه تان در بلند مدت مفيدخواهد بود يا نه به راهبردهاي زير فكر كنيد.
* ملاك هاي مشخص و دقيقي براي اينكه رابطه تان ادامه يابد يا نه، تعيين كنيد. براي مثال از آنچه بايد اتفاق بيفتد تا احساس آرامش كنيد، فهرستي تهيه كنيد.آيا نگاه كوتاه مدت داريد يا بلندمدت؟ معمولا وضعيت موجود در كوتاه مدت بهتراست ولي آيا در بلند مدت از ادامه دادن رابطه خود پشيمان نخواهيد شد؟ممكن است فكر كنيد ماندن مثل زندگي با يك درد خفيفِ مبهم است.در عين حال ، ترك رابطه را مانند دردي شديد و حاد بدانيد.فقط شما هستيد كه ميتوانيد تصميم بگيريد دردِخفيف مبهم از درد شديد كه موقتي است بهتراست يا نه!!!
* ببينيد آيا شور شما با صلح و آرامشتان تضاد دارد. به آدم ديگري به حز خودتان و همسرتان كه واقعا مراقب ونگرانش هستيد، براي خروج از اين دوراهي چه پيشنهادي ميدهيد؟
* براي خودتان محدوده زماني بگذاريد. اكثر روابط ناكارآمد پراز دعوا ، سردي، فاصله و بي تفاوتي هستند. در اين رابطه ها، هيچ كس شاد نيست ولي فشارفوري براي قطع رابطه يا تغيير اوضاع هم وجود ندارند. اكثرزوج ها با تعيين محدوده زماني براي بهترشدن رابطه شان ، رابطه خود را در اولويت قرار ميدهند و اين توافق ساده ، موثرترين راه براي آن است كه زن و شوهر عملا مهلت بگذارند و از سوي ديگر اين توافق گاهي موجب نوعي آرامش ميشود.

* به خودتان ايمان بياوريد. شما قدرت داريد تا بتوانيد در چيزهايي كه زندگي امروز تا بقيه عمرتان تاثير دارد، تغيير ايجاد كنيد.به انتخاب هاي مهم گذشته تان توجه كنيد كه موفقيت آميزبوده و به تغييرات مهم در زندگي شما منجر شده است.

* روابط به خاطر شكست خوردن ، خاتمه نمي يابند بلكه به خاطر طي كردن سيرخود، خاتمه مي يابند.
احتمالا عناصر مهم زندگي مثل شغل يا سبك زندگي را ديده ايد كه آنهاهم سير خود را طي ميكنند مانند زماني كه خانه پدري خود را ترك ميكنيد و به سمت زندگي مستقل و ازدواج مي رويد به معني آن نيست كه رابطه خانوادگي شما شكست خورده، بلكه برهه اي از زندگي شما تمام شده و وقت آن رسيده از آن عبور كنيد.گرچه ممكن است اين عبور سخت باشد ولي معنايش اين نيست كه از آن پشيمان هستيد.

* گام هاي عملي و تداركات اتمام رابطه را مشخص كنيدو فهرستي از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد.
ترك رابطه براي بسياري از آدم ها تجربه اي سخت است زيرا مسيري ناشناخته و پر ابهام پيش رو دارند. اما با تجزيه اين عمل به ماده هاي كوچكتر و قابل اجرا، اين روند را امكان پذيرتر ميكنيد.

و اما گام مهم و كمك كننده:
كمك گرفتن از مشاور حرفه اي به صورت انفرادي-زوجي يا هردوشكل، مي باشد . درمانگر نقش مشاهده گر بي طرفي را بازي ميكند كه به شما كمك خواهد كرد نقاط قوت و ضعف رابطه و همسرتان را بشناسيد و توان هريك از شما براي كامروا كردن ديگري را ميسنجد.

IMG_7424

معيارهاي ازدواج موفق

تنها زماني ميتوانيد فرد مناسبي را براي زندگي خود پيدا كنيد كه خودتان فرد مناسبي شده باشيد حتي اگر فرد مناسبي را به عنوان همسر برگزينيد اما خود شما فرد مناسبي نباشيد، ارتباط شما ناچار به شكست منجر مي شود.
افراد زيادي هستند كه در جستجوي فرد مناسبي هستند، بيش از اين كه تلاش كنند، تا خود فرد مناسبي شوند.

١- قبل از ازدواج هر دونفر بايد مستقل و پخته باشند.
هرچه دونفري كه ميخواهند باهم ازدواج كنند پخته تر و مستقل تر باشند ايجاد ارتباط صميمانه راحت تر و ساده تر خواهد بود. استقلال و پختگي اغلب در طول زمان و گذر عمر همراه با افزايش سن بدست مي آيد و همين ميتواند دليل خوبي براي صبركردن در ازدواج باشد. بهترين عامل پيش بيني كننده ازدواج موفق بر اساس تحقيقات، سن همسران در هنگام ازدواج است.
هرچه كه سن آنها پايين تر باشد و كم سن و سال تر باشند، احتمال طلاق افزايش مي يايد.زيرا اصولا افراد مسن ترثبات بيشتري دارند و دقيق تر مي دانند كه از ازدواج چه ميخواهند.

٢- هر دونفر به همان اندازه كه ديگري را دوست دارند خودشان راهم دوست داشته باشند.
در روابط صميمانه عزت نفس بسيار مهم است. به واقع اگر شما به خودتان عشق نورزيد سخت است كه به ديگري عشق بورزيد. پيش از اينكه بتوانيد عشق بورزيد و دريافت كننده عشق باشيد، نياز به احساس امنيت و عزت داريد.

٣- هر دونفر بتوانند همانگونه كه از باهم بودن لذت مي برند از تنهابودن نيز لذت ببرند.
تعادل بين ” باهم بودن و باهم نبودن” يا تعادل بين ” همراهي” و ” دوري” در يك ارتباط صميمانه ، نقش مهمي دارد. يك ارتباط صميمانه به هر دوي آنها نياز دارد. براي ايجاد اين تعادل همسران بايد بتوانند از فعاليت هاي جداگانه، در اوقاتي كه باهم نيستند، لذت ببرند. زياد باهم بودن ميتواند به رفتارهاي مخرب و منفي مثل كنترل همسر و قدرناشناسي منجر ميشود.

٤-هر دونفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.
شغل يا حرفه با ثبات و رضايت آور، در عين حال كه ميتواند امنيت مالي به همراه داشته باشد، ايجاد امنيت هيجاني ميكند. زماني كه شغل و حرفه فرد به خوبي پيش مي رود، او ميتواند زمان بيشتر و انرژي بالاتري را صرف ارتباط خود با ديگري كند. از طرف ديگر هرچه دل مشغولي و استرس فرد نسبت به كار و فعاليت بيشتر باشد. انرژي كمتري براي ارتباط خواهد داشت.

٥- هر دونفر ازخود، آگاه باشند و خودرا بشناسند.
يك ارتباط صميمانه ، نياز به گشادگي، درستكاري و صداقت بين دونفر دارد. هرفردي بايد بتواند توانمندي هاي خود را ارزيابي كند و ضعف هاي خود را به طور واقع بينانه بشناسد و مشكلات را تقصير ديگران نندازد. در ضمن لازم است كه هر طرف بداند كه از ديگري چه ميخواهد و انتظارش چيست؟ و نيز در اين ارتباط به ديگري چه ميتواند ارائه كند و چه انتظاري را ميتواند برآورده سازد. آشنايي و مشاوره قبل از ازدواج در اين راه كمك زيادي به افرادي كه خواهات ازدواج باهم هستند بكند.

٦-هر دونفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه بيان كنند.
يكي از كليدهاي رشد صميميت، جسارت است. جسارت به اين معني كه آنچه را ميخواهيد به طور شفاف، مستقيم و به شيوه درست بيان كنيد. افرادي كه جسارت با معني بيان شده ندارند ، اغلب در روابط خود، منفعل/پرخاشگر هستند، با اين كه تلاش ميكنند ديگران را فريب دهند و در ارتباط، نقش بازي كنند. هرچه كه همسران خواسته هاي خود را شفافتر بيان كنند، احتمال اينكه به خواسته خود برسند بيشتر است. جسارت را نبايد با خشونت اشتباه گرفت. خشونت تلاش براي سلطه بر ديگري است و جسارت بيان ساده نياز و ميل فرد ، با شفافيت و صراحت همراه با رعايت ادب و حقوق ديگران است.

٧- هر دونفر سعي كنند كه خودخواه نباشند و خواسته هاي ديگري را برآورده كنند.
وقتي كه ما به نيازهاي ديگران توجه ميكنيم، آنها نيز به نيازهاي ما توجه ميكنند. اين يك قانون است و قانون ” جلب توجه روشن بينانه” نام دارد. اصل بر اين است كه خودخواهي كمتر، بهترين صلاح فرد است چرا كه به روابط همكارانه و صميمانه كمك ميكند و براي همه سودمند است. مراقبت بدون انحصارطلبي و توجه بدون حسادت، همسر را تشويق ميكند تا به ظرفيت هاي بالقوه خود بپردازد و توانمندي هاي نهفته دروني خود را بشناسد و اين يعني سود بردن هردونفر.

IMG_7331

افراد سَّمي

  • فردسمی فردی است که خواسته یاناخواسته باعث آزار یاآسیب دیدن شماست.

    فردسمی کسی است که می کوشداعتماد به نفس ومنزلت شمارابه یغما ببرد، يا درمسیر زهرآگین کردن اساس شخصیت شماتلاش می کند.

    چنين فردی شماراخلع سلاح میکند تامقاومت شما را خنثي سازد و بدین ترتیب می تواند ازنظر ذهنی یاحتی جسمی شمارابیمارکند.افراد سمی حامیان شمادرزندگی نیستند بلکه تنهاوجوه منفی رادرشما می بینند.آنهانسبت به شماحسود ومملو از غبطه هستندو ازموفقیت های شمابرآشفته می شوند.

    دراصل موفقیت های شماباعث خشم آنان می شود.اعتماد به نفس ضعیفشان و حس بی کفایتی شان درمقابل شما،باعث می شوددربی اثر وبی اهمیت جلوه دادن تلاش های شمابکوشند تابدین گونه بهتربتوانندباشکست های خودکناربیایند.

    توجه داشته باشیدهمان گونه که سم پاشی های آنهابه شکل های متفاوت جلوه می کند،اهداف خودراهم به روش های مختلفی پیش می برند.

    فردسمی می تواندمتعلق به هرگروه اجتماعی، جایگاه اقتصادی ،رده ی سنی ،فرهنگ، مذهب،مرتبه تحصیلی یافرهنگی باشد.اوحتی می تواند فردي باهوش باشد.

    افرادسمی می توانند در هر حوزه اي ای اززندگی شماوجودداشته باشند،به این معنی که ممکن است درزندگی خانوادگی یاحوزه ی کاری شماحضورداشته باشند.بسیاری ازآنهادر مقابل رویتان نیزباشما تلخ وکوبنده رفتارمی کنند، درحالی ک بسیاری ازآنان ممکن است به شمالبخند بزنند وباشمامهربان باشند.

    ولی ممکن است پشت سرتان حرف بزنند يا كارهاي ناروا بکنند.دسته ای ازآنان دربرخورد های ظاهری باشمامثبت و خوش سخن اند و جملات محبت آمیز به شمامی گویند، درحالی که دردرونشان ازآتش حسادت و بخل می سوزند.

  • چرابرخی افرادزهرآگین هستند؟

    به عقيده خيلي از متخصصين اغلب انسان هاخوب هستند نه شیطان صفت.

    انسان موجودی معصوم،دوست داشتنی، شادمان، قابل احترام، وبی آزاربه دنیامی آید.

    ما حقیقتا نمی دانیم که آیازهرآگین بودن برخی ازانسان هانتیجه ی محیط رشدآنان است( نحوه ای که تربیت شده اند) یانتیجه ی ساختارزیستی آنهاست، یعنی تاثیرژنتیکی، یاترکیبی ازاین دو.

    هرانسانی دوست دارد پس ازمرگ ازاو به خوبی یاد شود،و باخاطرات مثبت و پرمهرازاویاد کنند.

    فرقی نمی کند سمي بودن افراد به دلیل مشکلاتی باشد كه درزندگی پشت سرگذاشته اند يا به دلیل محرومیت ازمهر والدین.

    آنچه دراصل مهم است این است که وجود این فرددرزندگی شماباعث مسموم کردن زندگی شما ميشود.

    اینکه افرادچه سابقه یاگذشته ای داشته اندیاتا چه حدزهرآگین هستند مشکل شمانیست،بلکه مهم است که همه بدانند نمي توانند ديگران را در تيررس خشم وعقده های خودقراردهند و بایدهمواره بامنزلت و احترامی که شایسته ی شخصیت انسان هاست بادیگران رفتارکنند.

  • ?چند راهكار براي رويارويي با افراد سمي:

  • ?شگرد تنفسي:

    ١- به مدت دو ثانيه اكسيژن هوا را از طريق دهان به درون ريه ها بكشيد.

    ٢- در حالي كه فرد سمي را در نظر داريد اكسيژن تنفس شده را به مدت سه ثانيه درون خود حبس كنيد.

    ٣- حالا با تمام قوا ( در حالي كه فرد سمي را همچنان در نظر داريد) تماميِ اكسيژن درون را به بيرون تخليه كنيد.

    ٤- دو ثانيه توقف كنيد و تنفس نكنيد.

    ٥- اكنون مراحل يك تا چهار را دوباره تجرار كنيد( درحالي مه فرد سمي و رفتار و گفتارش را در نظر داريد و انرژي منفي آن را با بازدم خود از بدنتان بيرون ميكنيد).

    ٦- حال اين كار را دوباره تكرار كنيد( در حالي كه احساسات منفي تان را با بازدم به بيرون مي رانيد). بعد ار مرتبه سوم، بلافاصله نفس عميقي ( از طريق دهان) بكشيد، ريه هايتان را از هوا پر كنيد ، و سپس به طور طبيعي بازدم را انجام دهيد.

    ?بعد از انجام اين كار فشار عصبي كمتري حس خواهيد كرد. عمل بازدم به سادگي ميتواند باعث تخليه انرژي هاي منفي در شما شود و علاوه بر برقراري مجدد ارامش در شما، فايده ديگر اين شگرد اين است كه مانع ميشود شما به ناگهان حرفي از سر خشم بزنيد يا حركتي انجام دهيد كه بعد باعث پشيماني ميشود.زماني كه در برخورد با جنين حالتي شما عمل كشيدن اكسيژن به درون خود را انجام ميدهيد فرصتي مي يابيد تا قبل از ازينكه واكنشي نشان دهيد مهار رفتار و گفتار خود را به دست بگيريد.

  • ? شگرد شوخي:

    شما در برخورد با فرد سمي نه تنها ميتوانيد با شگرد ( تخليه تنفسي) فشار عصبي را از درون خود دوركنيد، بلكه ميتوانيد در برخورد با چنين فردي خود را سرگرم هم بكنيد. فكر كنيد تا به حال چندبار پيش آمده كه ساعت ها بعد از رويارويي با يك فرد سمي به خود گفته ايد كاش فلان جواب را به او داده بودم يا كاش فلان واكنش را نشان داده بودم.

    تاكنون چندبار برايتان پيش آمده در حالي كه در بستر خود دراز كشيده و اماده يك خواب آرام هستيد ناگهان به ياد آورده ايد كه آن روز در برخورد با يك آدم ناجور ، جواب مناسب و جانانه اي به او نداده ايد و سپس به ملامت خود مي پردازيد.

    در شگرد شوخي در مواجهه با چنين موقعيتي، پس از به كارگيري روش تخليه هيجاني از طريق تنفس، راجع به چيزي خنده دار فكر كنيد كه روحيه شمارا بهتر كند.

    ” من يك بار در يك مهماني در رابطه با يك دوست از خود راضي كه كنار من نشسته بود و دائم از خود تعريف ميكرد به كار بردم. او در ابتدا به من گفت خانواننده قابلي است و نتوانسته به اپرا راه پيدا كند و استعدادهايش ناشناخته مانده و سرانجام ناچار شده به عنوان استاد آواز تدريس كند. در تمام مدت صرف شام او بدون توجه به موقعيت مهماني، سعي داشت با دانش خود من را تحت تاثير قرار دهد ، در صورتي كه من كوچكترين علاقه اي نداشتم ، ولي با وحود اين در تمام مدت سعي كردم در برابر صحبت هاي اين آقا لبخند بزنم و اورا تحمل كنم، اما دقيقا لحظه اي كه داشتم غذاي خوشمزه اي در دهانم ميگذاشتم، اين اقا با بي ادبي تمام، نگاهي به من كرد و گفت: ( من اخير ٧-٨ كيلو وزن كم كرده ام، فكر ميكنم لازم است شماهم اين كار را بكنيد).

    لحظه ای خشکم زد، چراکه درابتدا نتوانستم مفهوم ومنظور حرف این مرد بي ادب رابفهمم. درآن لحظه ازخودپرسیدم:«یعنی من زیاد ميخورم؟ یامنظورش این است که من چاقم؟» اما قبل ازاینکه آرامشم راازدست بدهم بلافاصله نفس عمیقی کشیدم وآن رابرای زمانی کوتاه درخود حبس کردم ودرهمین حین فکرکردم :«نه دیگر! ترفند تخليه عصبی تنفسی هم دراین لحظه موثر نيست!»

    درحالی که ازشدت ناراحتی کلافه شده بودم تصمیم گرفتم درپاسخ به این آقا قدري سربه سرش بگذارم.

    تصمیم گرفتم این کار را با موضوعِ موردعلاقه اش یعنی اپرا شروع کنم. پس مستقیم درچشم هایش نگریستم ودرپاسخ گفتم:«وزن کم کنم؟به هیچ وجه! من میخواهم سی کیلوگرم دیگرهم اضافه کنم تا تازه بشوم شبیه یکی ازآن خواننده های اپرا! مثل آن یکی که خیلی معروف است وموهایش رامی بافد وروی سرش همیشه یک کلاه بادوشاخ دارد!»

    وسپس به خوردن ادامه دادم.

    تااخرمهمانی، آن آقا ديگر يك کلمه هم بامن حرف نزد ،واین درست همان چیزی بودکه من می خواستم.

    دردلم قدری به او و سكوتش خندیدم ودیگرتاآخرشب احساس خوبی داشتم چراکه فشاری راکه تمام آن مدت ازپرگویی های آن مردوبخصوص جمله ی آخرش تحمل کرده بودم، باگفتن آن حرف ازدرون خودبیرون ریخته بودم.

    ?درچنین مواقعی به کارگیری صحیح شگردشوخی می تواند اعتمادبه نفس شمارااحیاکند و شخصيت شمارادر نظر ديگران نیزارتقا بخشد.

    ?دربسیاری مواقع افراد دلشان می خواهد ازاین فن استفاده کنند ولی احساس می کنند در آن لحظه جواب وشوخی مناسبی در آستين ندارند، که تغییر اين حالت محتاج قدری تمرکز براستفاده ازاین روش است.

    ? اگرشما فردي حاضرجواب نیستیدو در هر لحظه پاسخ مناسبی ندارید، شایددلیلش نداشتن تمرین کافی دراین زمینه است؛یعنی هیچ گاه تابه حال این روش رادرمقابله باافرادسمی درنظرنگرفته بودید، ولی اززمانی که مصمم شویدو در مواقع لازم جواب مناسبی به فردمتخاصم بدهید،کم کم متوجه خواهید شد كه دراین زمینه پیشرفت کرده اید،یعنی دیگربدون تلاش یاسکوت زیاد پاسخ مناسبی به ذهنتان خواهدآمد.

  • ? شگرد رويارويي مستقيم( ابراز صحيح)

  • زماني كه فردي علنا به شما توهين ميكند يا حرفي نامربوط مي زند، شگرد رويارويي مستقيم بسيار موثر و كاربردي ست. اگر در مواجهه با چنين شخصي در آن لحظه آنقدر حضور ذهن نداشته باشيد كه بلافاصله با شگرد شوخي يا شگرد آينه با او مواجهه كنيد پس بهتر است در مقابل فرد بايستيد و صراحتاً به او بگوييد حرفي كه به شما زده باعث ناراحتي و خشمتان شده است. اين شگرد مانع از اين ميشود كه شما قرباني فرد سمي بشويد. مطمعن باشيد وقتي ديگران ببينند شما توانسته ايد بايستيد و از احساس و غرورتان دفاع كنيد ، شمارا تحسين خواهند كرد. درهنگام استفاده از اين شگرد در نظر داشته باشيد كه حتما در مقابل آن فرد بياستيد و رودر رو و درحالي كه مطمعن هستيد صداي تان به خوبي و با قدرت و شهامت به گوش فرد مي رسد، با كلامي نافذ فرد را متوجه كار يا صحبت ناشايستش كنيد.اين شگرد نه تنها باعث ميشود ديگران براي شما احترام بيشتري قائل شوند بلكه شما خود موجب مي شويد براي خود احترام كسب كنيد.

    در واقع فرد سمي ميفهمد شما دستش را خوانده ايدو با كنايه و موذي بازي نميتواند شمارا طعمه خود قرار دهد و ديگر قادر به صربه زدن از پشت به شما نخواهد بود.